تبلیغات

----------------- كاشی مرجان - كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا
كاشی مرجان /علی رضا ابرهیم زاده / آستارا /فارابی /09113813608

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:03 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

 

 

میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی، در سال 1222 ه.ق در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد. کربلایی قربان پدر امیرکبیر در دستگاه میرزا عیسی (میرزا بزرگ) پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌‌ مقام، سمت آشپزی داشت. مادر امیرکبیر فاطمه سلطان دختر استاد شاه محمد بنا از اهالی فراهان بود. میرزا محمدتقی‌خان به خاطر هوش و استعداد کم‌نظیرش از همان دوران نوجوانی مورد توجه میرزا بزرگ و سپس قائم مقام فراهانی قرار گرفت و به‌ترتیب به سمت منشی‌گری آن دو دست یافت و به‌سرعت مورد توجه قائم مقام و عباس میرزا نایب‌السلطنه قرار گرفت. اولین تجربه سیاسی میرزا محمدتقی‌خان همراهی خسرو میرزا فرزند نایب‌السلطنه و هیات همراه او در سفرش به روسیه تزاری بود. این سفر به ‌دنبال قتل گریبایدوف، وزیر مختار روسیه در تهران و در شوال 1244 و به‌منظور عذرخواهی از واقعه قتل گریبایدوف صورت گرفت.

میرزا تقی‌خان طی سال‌های آتی بیش‌ از‌ پیش در انجام امور دیوانی و غیره لیاقت و شایستگی نشان داد و در اواخر دوران سلطنت فتحعلی ‌شاه در دستگاه محمدخان زنگنه، امیرنظام و پیشکار آذربایجان وارد خدمت شد. چند سال بعد و در 1253 ه.ق میرزا محمدتقی وزیر نظام آذربایجان گردید. میرزا محمدتقی که اینک به امیرنظام ملقب شده بود در 16 شوال 1253 به همراه ناصرالدین میرزا (ولیعهد) عازم روسیه شد و در ارمنستان (ایروان) با نیکلای اول، تزار روسیه ملاقات کرد. از مهم‌ترین ماموریت‌های سیاسی امیرنظام در دوران سلطنت محمدشاه، ریاست نمایندگی دولت ایران در کمیسیون صلح "ارزنة‌الروم" بود که به‌عنوان "وکیل تام الاختیار" ایران در ماه صفر 1259 آغاز شد و به‌رغم تمام مشکلاتی که بروز کرد، پس‌ از چهار سال که از اقامت امیرکبیر در عثمانی سپری می‌شد، قرارداد صلح مطلوبی با عثمانی به امضا رسید. پس از عقد قرارداد صلح در 16 جمادی‌الثانی 1263، امیرنظام سخت مورد تشویق و تفقد محمدشاه قرار گرفت. امیرنظام که از سال‌ها قبل با ناصرالدین میرزا الفت و نزدیکی پیدا کرده بود، پس از فوت محمدشاه مقتدرانه مقدمات و اسباب بر تخت نشستن ناصرالدین شاه را فراهم آورد و در 14 شوال 1264 سلطنت ناصرالدین شاه را اعلام کرد.

امیرنظام که با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه منصب صدراعظمی یافته بود در 22 ذیقعده 1264 علاوه بر لقب امیرنظامی به القاب امیرکبیر و اتابک اعظم نیز مفتخر شد. امیرکبیر مدت کوتاهی پس از صدارت، اصلاحات سیاسی، امنیتی، مالی، اقتصادی و فرهنگی‌اش را آغاز کرد و در این میان ایجاد امنیت و پایان دادن به شورش‌ها و یاغی‌گری‌ها و نیز اصلاحات مالی و جلوگیری از اجحاف‌های پیدا و پنهان صاحبان قدرت و نفوذ را در اولویت برنامه‌های خود قرار داد و مدت کوتاهی پس از صدارت نشان داد که قصد دارد از نفوذ و دخالت بیگانگان (روس و انگلیس) در امور مختلف کشور بکاهد.

از جمله اقدامات مهم امیرکبیر، پایان دادن و سرکوب شورش محمدحسن‌خان سالار فرزند اللهیارخان آصف‌الدوله در خراسان (در نوروز 1266 ه.ق) بود. در همان حال امیرکبیر ضمن نظم بخشیدن بر امور دستگاه سلطنت و حکومت و کنترلی که بر اعمال و رفتار دیوانیان، شاهزادگان، خاندان سلطنت، رجال و صاحبان قدرت و غیره اعمال می‌کرد، اصلاحات گسترده‌ای در امور اداری کشور به‌عمل آورد و با ریشه‌کن کردن بسیاری از مفاسد اداری و مالی در اداره امور کشور نظمی نو پدید آورد. بگذریم از این که اقدامات اصلاحی امیرکبیر برخی از مهم‌ترین دیوانیان و صاحبان نفوذ و قدرت را با او دشمن کرد. از دیگر اصلاحات امیرکبیر بازسازی ارتش و قشون و پایه‌گذاری نظمی نو در نیروی نظامی کشور بود. آگاهان و ناظران امور در همان روزگار از سازمان نظامی جدیدی که امیرکبیر پایه‌گذاری کرد سخت تمجید و تحسین می‌کنند. از دیگر اقدامات امیرکبیر ایجاد چاپارخانه، تذکره خانه (اداره گذرنامه)، بنای بازار و تیمچه و سرای امیر در تهران، تاسیس سازمان اطلاعاتی - جاسوسی و خبررسانی و خفیه نویسی بود که در دوران صدارت او بسیار کارآمد عمل می‌کرد. امیرکبیر همچنین تلاش‌های بسیاری برای اصلاحات قضایی و به تبع آن از میان برداشتن رسم بست‌نشینی انجام داد که در موارد بسیار، روندی انحراف‌‌آمیز یافته بود.

از مهم‌ترین اقدامات امیرکبیر تاسیس دارالفنون بود که پس از تلاش‌های بسیار در 5 ربیع‌الاول 1268 و فقط 13 روز قبل از قتل امیرکبیر افتتاح شد. امیرکبیر در همان دوران کوتاه صدارت (1268 - 1264 ه.ق) گام‌های استواری برای توسعه اقتصادی و صنعتی کشور و نیز رشد اقتصاد تجاری کشور برداشت و برای مثبت شدن تراز بازرگانی خارجی ایران تلاش‌های فراوانی انجام داد. انتشار روزنامه "وقایع اتفاقیه" و تلاش برای ترجمه و انتشار کتب از دیگر اقدامات امیرکبیر بود. امیرکبیر که خود فردی مذهبی بود در ارتقای شان و منزلت علما و روحانیون کوشید. به‌ویژه نقش برجسته امیرکبیر در سرکوب شورش باب و از میان برداشتن فتنه ‌بابیه که با محاکمه و اعدام سید علی‌محمد باب به پایان رسید، روابط امیرکبیر و علمای دینی را بیش از پیش تحکیم بخشید. وطن‌دوستی و مخالفت شدید امیرکبیر با نفوذ کشورهای خارجی در ایران، تلاش برای برقراری عدالت و امنیت، جلوگیری از شکنجه و آزار متهمان و مجرمان، جلوگیری از پناهندگی جنایتکاران و مجرمین سیاسی و غیره در سفارت‌خانه‌های خارجی و تلاش برای قطع ارتباط جاسوسی - اطلاعاتی اتباع داخلی برای نمایندگان خارجی از دیگر اقدامات اصلاح‌گرانه امیرکبیر در طول دوران کوتاه (چهار ساله) صدارت بود.

امیرکبیر که از همان آغاز صدارت سخت مورد حمایت و اعتماد ناصرالدین شاه قرار گرفته بود، در روز جمعه 22 ربیع‌الاول 1265 با ملک‌زاده خانم عزت‌الدوله، خواهر تنی شاه ازدواج کرد.

تلاش‌های اصلاح‌گرانه امیرکبیر مدتی طولانی تداوم نیافت و در حالی که سیاست خارجی مستقل امیرکبیر و تلاش‌های جدی او برای قطع نفوذ و دخالت روس و انگلیس می‌رفت تا طلیعه آغاز عصر نوینی در کشور شود، توطئه‌های نمایندگان سیاسی این دو کشور و هم‌گامی بدخواهان پیدا و پنهان داخلی امیرکبیر با سیاست بیگانگان، به‌تدریج موجبات رنجش و سپس نومیدی و خشم ناصرالدین شاه را از او فراهم آورد و از صدارت اعظمی و دیگر مشاغل اداری و نظامی‌اش معزول کرد و به شهر کاشان تبعید کرد. بدین ترتیب با دسیسه بیگانگان و هم‌دستی و خیانت گروهی از عوامل اثرگذار داخلی، ناصرالدین شاه، حاجی علی مراغه‌ای (حاجب‌الدوله) را مامور قتل امیرکبیر کرد.

امیرکبیر در محرم 1268 از مقام صدارت عظمی عزل شد و در شب شنبه 18 ربیع‌الاول 1268 ه.ق توسط حاجب‌الدوله در حمام فین کاشان به قتل رسید.




دیدگاه ها : 0 نظرات
آخرین ویرایش: - -

زندگی نامه آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی


 

 

خلاصه : سید ابـوالقاسـم کاشانى در سال 1300 هـ.ق در تهران دیده به جهان گشود. او پس از انجام مناسک حج به عتبات مقـدسه رفته و در نجف اشرف اقامت گزید و علـوم مختلف دینـى را در محضر پدرخود و سایر بزرگان علما فراگرفت و در سـن 25 سالگى به درجه اجتهاد رسیـد. پس از آن وی با الهام از تعلیمات دینی به مبارزه با استبداد و استعمار پرداخت و در این راه متحمل مشکلات و مصائب بسیار شد. او از جمله کسانی بود که همراه و همدوش دکتر مصدق، نقش خود را در ملی شدن صنعت نفت ایفاء کرد و در راس مبارزات ضد استعماری قرار گرفت. آیت الله کاشانی سرانجام در سحـرگاه سال 1381 هـ.ق مطابق با 23 اسفنـد ماه 1340 هـ.ش چشـم از جهان فـرو بست.گروه : علوم انسانیرشته : علوم اسلامیوالدین و انساب : پدرسید ابـوالقاسـم کاشانى ، آیة الله حاج سید مصطفی کاشانی ، از علما و مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود که در سال 1280 ش . از ایران به نجف اشراف هجری کرد و به تحقیق و تدریس پرداخت .تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید ابـوالقاسـم کاشانى که در این هنگام ، جوانی شانزده ساله بود - همراه پدر عازم نجف اشرف گردید و در آنجا علاوه بر استفاده از حلقه درس پدر و دیگر اساتید، دوره سطح را به پایان برد و سپس در درس آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی و آیة الله آخوند خراسانی شرکت جست .استادان و مربیان : سید ابـوالقاسـم کاشانى علـوم مختلف دینـى را در محضر والـد معظم خود و آخـوند ملا محمد کاظم خراسانـى ، حاج میرزا حسیـن ، حاج میرزا خلیل( ره) و آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی بزرگان علما تلمذ نموده است.هم دوره ای ها و همکاران : سید ابـوالقاسـم کاشانى در نهضت مشروطه ، مشاور شخصیتی چون آیة الله آخوند خراسانی (از رهبران اصلی نهضت ) بود و او را در تصمیم گیری ها و تنظیم اعلامیه ها یاری می داد.وقایع میانسالی : سید ابـوالقاسـم کاشانى از همان اوان جـوانى، انسانـى دور انـدیـش و شجاع و با شهامت بـود و در کنار تحصیل علوم اسلامى، تـوجه خاصـى به اوضاع مسلمیـن داشته و چهره کـریه و زشت استعمار و مخصوصا استعمار بریتانیا را که دهان بـراى فـرو بـردن کشـورهاى اسلامى و اقتصاد آنها باز کرده بود به خوبى شناخته بـود. درجنگ جهانى اول در سال 1332 هـ.ق مـوقعى که انگلیسى ها با نیروى عظیمـى به قصـد تسلط بـر عراق و مناطق شرقـى از راه خلیج فارس حمله ور گردیدند، سید ابوالقاسم کاشانى در کنار پدر بزرگـوار و جمعى دیگـر از علمـاى مجـاهـد شیعه بـا بسیج ملت مسلمان عراق دلاورانه پیشروى نیروهاى انگلیـس را سد نموده و حدود 18 ماه در منطقه حساسى از جبهه با استقامت و پا فشارى فوق تصـور در مقابل آن همه تجهیزات نـویـن اروپایى مقاومت کرده و مانع تحرکات آنها شده اند. در جنگ جهانى دوم با ورود متفقیـن به ایران، انگلیسـى ها در صدد انتقام جـویى از کاشانـى بر آمده وى را دستگیر و به زندان ارتـش انگلیـس در اراک اعزام مـى دارند. پـس از هشت ماه که کاشانى در اراک زندانى بـود، وى را تحـویل ستاد ارتـش شـوروى در رشت مـى دهند و روسها پس از محاکمه مرحوم کاشانى تصمیـم به آزادى وى مـى گیرند ولـى انگلیسـى ها پیشدستـى کرده وى را دو باره تحـویل گرفته در اراک زندانى مى نمایند پس از 9 ماه حبس در زندان اراک وى را به زندان انگلیسى ها در کرمانشاه منتقل مى کنند وى از همین زندان به فـرمانده قواى انگلیـس در ایران مى نویسد : اگر در زندان شما بمیرم ننگ ابـدى بر شما خـواهد بـود و اگر از زندان شما سالـم بیرون آیم ترتیبى خواهم داد که انگلستان از نفت ایـران بـى نصیب بمانـد. سید ابوالقاسم کاشانـى در یک دادگـاه انگلیـسى در عراق غیابـا محکـوم به اعدام شـد. پـس از محـاصـره نجف و کـربلا تـوسط ارتـش اشغالگـر انگلیـس، ایشان به پیشنهاد روحانیـون عراق براى جلـوگیرى از گرفتارى ناچار گردیـد مخفیانه و با لباس مبـدل از طـریق پشتکـوه به ایران آیـد. سال 1339هـ.ق در تهران مـورد تجلیل و احتـرام مردم پایتخت و اولیاء امـور وقت واقع گردیـد حکـم اعدام کاشانـى تا انقلاب 1958 میلادى عراق که منجـر به تغییر رژیـم عراق شـد داراى اعتبار بود. در دوران دیکتاتـورى رضاخان مرحوم کاشانى حـوزه علمیه تهران را اداره مـى کـرد کاشانـى در دوران دیکتـاتـورى رضاخان هیچگاه تسلیـم نبـود و در جـواب (تیمـور تاش) وزیـر در بـار وقت که به وى پیشنهاد ریاست مدرسه عالـى سپهسالار را مى نماید مـى نـویسـد : طلاب و علمایى که من تربیت کنم به کار حکومت شما نخواهد خورد. به هنگام تشکیل مجلـس مـؤسسان که زیر بـرق سـر نیزه و به منظور افزایـش قدرت شاه انجام مى شد کاشانى پیامـى از بیروت به تهران فرستاده و در قسمتى از ایـن پیام مى گـوید : تبعید ایـن خادم اسلام و ملت با آن وضع فجیع براى تغییر قانون اساسى و انتخـابـات فـرمایشـى و سـوار کـردن خیانتکاران به گـرده ملت و مسأله نفت و تجدید امتیاز بانک شاهـى است. در کشاکـش مبارزه مردم تهران، مرحوم کاشانـى را به نماینـدگـى دوره شانزدهـم انتخاب نمـوده و او پـس از یک سال و 4 ماه تبعید با استقبال بى نظیرى به تهران وارد مى شود. مرحوم کاشانى پـس از باز گشت به ایـران، رهبـرى مـردم را در مبارزه با استعمار انگلستـان بـار دیگر به عهده گرفت و پیامـى به مجلـس شانزدهـم که اساسـى تریـن کـارش تعییـن تکلیف لایحه الحـاقـى نفت بـود فـرستاد. کاشانـى به محض صـدور فـرمان نخست وزیـرى (رزم آرا) طـى اعلامیه اى که عینا توسط دکتر مصدق در جلسه علنى مجلـس قرائت شـد مخالفت قطعى و شـدیـد خـود را با حکـومت (رزم آرا) بیان نمود. کاشانـى طـى اعلامیه اى در مـورد ملـى شدن صنعت نفت مى نویسد : ملى شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره بیچارگـى هاى ماست زیرا به ایـن وسیله اولا: ثروت بیکرانـى که خـداوند به ملت ایران عطا فرمـوده از دست دشمنان بشر که هدفى جز منفعت طلبى و مکیدن خـون ملل ضعیف ندارنـد بیرون آمـده به صاحبان حقیقـى و مستحق آن مـى رسـد و ثانیا : با عملى شدن حاکمیت ملـى دیگر شرکت هاى غاصب نمـى تـوانند عمال خود را به جان و مال و ناموس مردم مسلط کنند و به ایـن وسیله مقاصـد پلید خـود را انجام دهنـد. زمان و علت فوت : سید ابـوالقاسـم کاشانى در سحـرگاه سال 1381 هـ.ق مطابق با 23 اسفنـد ماه 1340 هـ.ش چشـم از جهان فـرو بست و پیکرش درمیان انبوه مشتاقان تا حرم عبدالعظیم علیه السلام تشیع گردید و بین مزار آن حضرت و امامزاده حمزه به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سیدابوالقاسم کاشانی در انقلاب 1920 عراق، آیة الله کاشانی به منظور آماده کردن ، مردم و سران عشایر برای مبارزه با سلطه استعمار، از نجف به کاظمین رفت و آنجا را برای شروع یک حرکت انقلاب برگزید.با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ، استعمار انگلیس که از مبارزات آیة الله کاشانی در عراق ضربات سختی خورده بود با شایع کردن همکاری او با آلمانیها، تصمیم به دستگیری اش گرفت تا بدون مزاحمت وی بتواند در انتخابات دوره چهاردهم مجلس دخالت کند. به همین منظور در خرداد 1322 چند افسر انگلیسی برای دستگیری آن روحانی مجاهد به منزلش هجوم بردند. اما بر اثر هوشیاری و فداکاری یارانش تا کام ماندند آیة الله کاشانی به ناچار مخفی گردد.کاشانی مدت یک سال ، مخفیانه به مبارزه اش ادامه داد تا این که انگلیسیها در هنگام انتخابات مجلس از محل اقامتش در تهران (امامزاده قاسم شمیران ) با خبر شده و او را دستگیر کردند. با وجود اینکه وی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب گردیده بود، به دستور فرستاد ارتش ‍ متفقین ، از لیست اسامی نمایندگان حذف شد و به زندان روسها در رشت فرستاده شد. او پس از چندی به زندان انگلیسیها در اراک و سپس به زندانی در کرمانشاه منتقل گردید.سرانجام پس از تحمل یک سال و چهار ماه زندان در سخت ترین شرایط، در 24 مرداد 1324 آزاد گشت و روز جمعه ، سی و یکم شهریور، میان انبوه استقبال کنندگان وارد تهران شد. کاشانی یک سال در تبعید بسر برد تا این که بر اثر فشارهای سیاسی از سوی علما و مردم ، در 21 خرداد 1326 آزاد گردید و دوباره به تهران برگشت وبعد از آن به مخالفت با عبدالحسین هژیر که در صدد رای اعتماد مردم بود برآمد.فعالیتهای آموزشی : سیدابوالقاسم کاشانی از همان آغاز جوانی به نکته سنجی و دقت نظر مشهور شده و در دانش ‍ سر آمد بود؛ بطوری که در 25 سالگی به درجه اجتهاد دست یافت و بزرگانی مانند آیة الله شیخ الشریعه اصفهانی ، آیة الله آقا ضیاء الدین عراقی و آیة الله صدر در نوشته های خود، مقام علمی اش را با القابی نظیر ((شکافنده دریای علم ))، ((کلید در گنجهای دقیق )) و... ستودند و آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی ، تقلید از وی را تاءیید می نمود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : -سایر فعالیتهای سید ابوالقاسم کاشانی به شرح زیر می باشد: - تشکیل مجلس موسسان برای تغییر قانون اساسی که با دستگیری وی صورت گرفت و با ترور کارگردان تقلب درآرا به نام هژیر مجددا کاشانی به وطن بازگشت -مخالفت کاشانی از روی کار آمدن رزم آرا برای جلوگیری از تصویب قرارداد نفت - وی در سی ام اردیبهشت 1327 بار دیگر مردم را به تظاهرات بر ضد اسرائیل فراخواند و خود در اجتماع پر شور تظاهر کنندگان سخنرانی نمود و وضع نابسامان مسلمانان را نتیجه دخالت استعمارگران در امور آنها و از بین رفتن روح اتحاد و دوری از احکام اسلام دانست . - کاشانی مسلمانان مصر را نیز در مبارزات استقلال طلبانه آنان ، مورد حمایت قرار و در بحران کانال سوئز، پیام تاءییدی خطاب به جمال عبدالناصر (رئیس جمهور مصر) فرستاد و در مسجد ارک تهران مراسمی برای گرامی داشت یاد شهدای مصر و ارج نهادن به فداکاریهایشان برپا کرد. - او در جریان مبارزه مردم مسلمان تونس برای رهایی از سلطه استعمار فرانسه ، بیانیه ای صادر کرد و تنفر شدید خود را نسبت به بر قراری جو ترور و وحشت توسط فرانسه در خاک تونس ، بیان داشت . - کاشانی در سال 1331 ش . پس از بازگشت از مراسم حج ، نامه ای به تمام کشورهای اسلامی فرستاد و از آنها خواست برای شرکت در کنگره اسلامی و تبادل نظر درباره اتحاد جهان اسلام ، نمایندگانی به ایران بفرستند



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -