تبلیغات

----------------- كاشی مرجان
كاشی مرجان /علی رضا ابرهیم زاده / آستارا /فارابی /09113813608

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 10:40 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608
 

سفالگری از جمله باستانی ترین هنرهای بشری و در واقع سرمنشاء هنر تولید كاشی و سرامیك كه نخستین آثار این هنر در ایران به حدود 10000 سال قبل از میلاد می رسد كه به صورت گل نپخته بوده و آثار اولین كوره های پخت سفال به حدود 6000 سال قبل از میلاد بر می گردد.
سفالگری از جمله باستانی ترین هنرهای بشری و در واقع سرمنشاء هنر تولید كاشی و سرامیك كه نخستین آثار این هنر در ایران به حدود 10000 سال قبل از میلاد می رسد كه به صورت گل نپخته بوده و آثار اولین كوره های پخت سفال به حدود 6000 سال قبل از میلاد بر می گردد.



ادامه پیشرفت در صنعت سفالگری منجر به تغییراتی در روش تولید كه شامل تغییر كوره ها، اختراع چرخ كوزه گری و هم در كیفیت مواد سفالگری نظیر رنگ آمیزی و لعاب كاری بوده است. زمان آغاز لعابكاری كه امكان ضد آب كردن و همچنین نقاشی كردن و زیبا سازی ظروف و سفال ها و تهیه كاشی را مقدور می كرد به حدود 5000 سال پیش می رسد.

كاستیها روش و دانش لعاب كاری را از بابل به نقاط دیگر ایران رواج دادند. بعد از اسلام با تشویق استفاده از ظروف سفالی و سرامیكی به جای ظروف فلزی، طلا و نقره صنعت سفالگری رشد تازه ای یافت و از صنعت سفال سازی و كاشی سازی برای آرایش محراب مسجد، ضد آب كردن دیوار حمام ها، ایجاد حوض و آب نما و انتقال ظروف و خمره و لوازم و كوزه ها همچنین، شیب بندی بام ها استفاده شده است.


تاریخچه كاشی

اشکال اولیه کاشی های سرامیکی مربوط به دوران قبل از تاریخ است وقتی که استفاده از رس بعنوان یکی از مصالح ساختمانی در چندین تمدن اولیه توسعه یافت . کاشیهای مدرن اولیه بطور زمخت شکل داده شده بود و استقامت کاشیهای امروزی را دارا نبودند. مصالح کاشی ها از کف رودخانه ها استخراج شده در بلوکهای ساختمانی فرم داده شده و در آفتاب خشک می شدند. کاشیهای اولیه خام بوده اند ولی حتی در 6000 سال قبل مردم با استفاده از رنگ زدن و کنده کاری ظریف روی کاشی ها از آنها برای تزیین استفاده می کردند.

صنعت سرامیك در واقع محدود به ساخت ظروف و وسایل و قطعات سفالی ساده گذشته نیست و كاربردی شگرف در همه ابعاد تمدن و تكنولو?ی نوین بشر امروز دارد. روش ساخت و تهیه كلیه وسایل سرامیكی تقریبا یكی است و بسته به كاربرد، تفاوتهای جزئی در روش تولید دارد.


کاشیهای پخته شده  (Firing Tile)

مصریهای باستان اولین کسانی بودند که کشف کردند کاشیهای رسی پخته شده در کوره محکمتر و در برابر آب مقاومتر هستند. بسیاری از تمدنهای باستان از کاشیهای مربعی کوچک پخته شده رسی برای تزیین در معماری استفاده می کردند.
ساختمانهای شهرهای قدیمی بین النهرین با سفالینه های قرمز بدون لعاب و کاشیهای رنگارنگ نماکاری شده بودند. یونانیان و رومیان باستان از سرامیک در کف ، سقف و حتی لوله کشی درون ساختمانها استفاده می کردند . چینیها از رس سفید رنگ به نام کائولین استفاده می کردند تا بتوانند سرامیکی مقاوم و سفید رنگی به نام چینی  (Porcelain)تولید کنند. در اروپای قرون وسطی از کاشیها در کف کلیساها استفاده می شد. در سراسر قاره اروپا بیزاسنها به بهترین شکل از کاشیهای کوچک در مقیاسهای کوچک استفاده می کردند. آنها با استفاده از کاشی و شیشه و سنگ الگوهای موزاییکی پر مفهوم و زیبایی خلق کرده اند.

کاشی های لعابدار  (Glazing Tile)
سرامیکهای ایرانی تحت تاثیر کاشیهای وارد شده از چین بودند این کاشی ها که برای مقاصد تزیینی استفاده می شدند در سراسر آسیای جنوبی ، آفریقای شمالی ، اسپانیا و حتی اروپا نیز پخش گردید . از آنجا که هنر اسلامی از تخیلات انسانی سرچشمه می گرفت و در پیشرفت و توسعه دین اسلام تاثیر گذار بود صنعتگران به ارائه کاشیهای با رنگ روشن و مرصع یا بافت پیچیده روی آوردند.
کاشیهای لعابی پررنگ در الگوهای موزاییکهای بزرگ و تغییر رنگ های ظریف کنار هم چیده می شدند. صنعتگران مسلمان از اکسیدهای فلزی مانند قلع ، مس ، کبالت ، منیزیم و آنتیمون برای لعاب کاشی استفاده می کردند که لعابی درخشنده تر و محکمتر حاصل می نمود.
در قرن پانزدهم کاشیهای با لعاب اکسید فلز در ایتالیا متداول شدند و بتدریج در صنعتگران شمال ایتالیا نفوذ کردند . مراکز تجاری مهم اروپایی به این موتیفهای محلی اهمیت دادند بطوریکه برخی از این کاشی ها هنوز هم استفاده می شوند مانند کاشی دلفت ( از دلفت هلند) و کاشی ماجولیکا ( از مایورکای اسپانیا).

کاشی های مدرن  (Modern Tile)
امروزه اغلب شرکتهای سازنده تجاری از روش پرس خاک  (press dust)استفاده می کنند . ابتدا مخلوط مواد در شکل مورد نظر پرس شده و سپس لعاب زده می شود (ممکن است لعاب زده نشود) و سپس در کوره پخت می شود. برخی از صنعتگران ممکن است با پرس ملات یا با پهن کردن خمیر و قطع آن با استفاده از قالب همانند شیرینی پزها کاشیها را با شکل مورد نظر تولید کنند.
روش برش کاشی هر چه باشد نیاز به پخته شدن دارد تا سخت شود. خلوص رس ، دفعات پختن و دمای کوره عواملی هستند که در تعیین قیمت و کیفیت کاشی تاثیر گذارند. دمای کوره از 900 درجه فارنهایت تا 2500 درجه فارنهایت متغیر است. هر چه دمای کوره کمتر باشد تخلخل کاشی بیشتر بوده و لعاب نرم تر است. دمای بالاتر کاشی متراکم تر و لعاب محکم تری تولید می کند.

تاریخچه سرامیک
باستان شناسان در یافته اند که بشر اولیه در حدود 24000 سال قبل از میلاد اقدام به ساخت سرامیک می کرده است. این سرامیک ها در چکسلواکی یافت شده اند و به شکل حیوانات و پیکره انسان ،تخته صاف و توپ می باشد. این سرامیک ها را از چربی حیوانات به همراه استخوان آنها و خاکستر استخوان و مقداری رس ریز دانه می ساختند و بعد از شکل دادن آن را در دمایی در حدود 500 تا 800 درجه سانتیگراد در کوره های گنبدی شکل و یا به شکل نعل اسب پخت می نمودند .اما هنوز معلوم نیست این نوع از سرامیک ها را به چه علتی می ساختند. اولین ظروف سفالی مورد استفاده در 9000 سال قبل از میلاد مسیح ساخته می شد و برای نگهداری غذا و دانه های خوراکی مورد استفاده قرار می گرفت. ساخت شیشه نیز تقریباً هم زمان با سفال ودر 8000 سال پیش در مصر آغاز شد بطوریکه در پخت سفال به علت حضور اکسید کلسیم به همراه شن ، وسودا در نهایت به سفال های لعابدار رنگی منجر شد.                                                                                                  

تاریخچه سرامیک در ایران

سفال یکی از مهمترین و قدیمی ترین دست ساخته های هنری بشر است که در آغاز کار سفالگری تا کنون هم چنان پایدار مانده است . مردم سرزمین ایران به سبب موقعیت خاص جغرافیایی و قرار گرفتن بر سر راه شاهراه تمدن ها ، نه تنها از نخستین سازندگان آثار سفالی بوده اند بلکه چیره دست ترین سازنده به شمار می رفته اند. در ایران در چهار منطقه مسکونی ، سفالگری رواج داشته است:                                                          
1- منطقه غرب کوه های زاگرس نزدیک کرمانشاهان
2- کرانه های جنوبی دریای خزر
3- شمال غرب آذربایجان
4- جنوب شرق ایران
در حاشیه کویر و نواحی مرکزی ایران نیز سفال هاییبا قدمت هشت هزار سال به چشم می خورد.  

کهن ترین اشیا سفالی بدست آمده در کاوش های باستانی ایران آثار مکشوفه از گنج دره تپه در استان کرمانشاه است که به هزاره هشتم قبل از میلاد بر می گردد. همین طور مناطقی چون غاری در جنوب مازندران نزدیکی بهشهر (هزاره هشتم قبل از میلاد ) و در مرحله دوم در منطقه زاغه دردشت قزوین ، چشمه علی نزدیک تهران وتپه سیلک کاشان.


سفالهای مکشوفه از تقاط مذکور خشن و دارای مغز نرم است که موادی دارای کاه خشک شده و سبزیجات ریز برای چسبندگی به مخلوط اولیه یعنی آب وخاک افزوده اند وچرخ سفالگری هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است و همین طور حرارت کوره قابل کنترل نبوده است و سفال کاملاً سخت و یکرنگی بدست نمی آمده است و گاهی مغز به علت کمی درجه حرارت خاکستری متمایل به سیاه باقی مانده است ( هزاره ششم ق.م). مرحله بعد سفال سازی تکامل بیشتری می یابد واز شن نرم و پودر شن به همراه خاک استفاده می کردند تا ظروفی با جداره بسیار نازک بسازند. در این دوره ساخت ظروف با کف مقعر و بدنه محدب آغاز شد.  


در هزاره چهارم ق.م با اختراع چرخ سفالگری و استفاده از آن در شکل بخشیدن به ظروف سفالی تحولی جدید در صنعت سفال سازی آ غاز می شود و همچنین تزئینات روی ظروف تنوع بیشتری پیدا می کند.


ساختار سرامیك

لغت سرامیك از كلمه یونانی « كراموس » به معنی سفال یا گل پخته گرفته شده است و در واقع برای معرفی سرامیك باید گفت كه عبارتست از هنر و علم ساختن و كاربرد اشیای جامد و شكننده ای كه ماده اصلی و عمده آن خاكها می باشند (این خاكها شامل : كائولن و خاك سفال است).

لعاب دادن كاشی و سرامیك
برای آنكه سطح جسم درخشنده، صاف و زیبا، ضد آب، ضد شیمیایی و در صورت نیاز آراسته شود روی آن را پس از خنك كردن با یك لایه نازك لعاب می پزند. لعاب (رنگ معدنی) به حالت مایع روی جسم خشك شده اندود می شود. لعابها اصولا مواد معدنی و سیلیسی هستند كه یك لایه شیشه ای مانند در سطح خارجی سرامیك تشكیل می دهند.

كاربرد سرامیك ها

استفاده از سرامیك در كف سازی و نماسازی یا در تولیدات وسایل بهداشتی و مصالح ساختمانی نظیر انواع آجر سفال های تزئینی داخل و خارج ساختمان سفال های بام ساختمان، كانالهای فاضلابی، سفالهای ضد اسیدی همه از سرامیكهایی است كه از دیرباز تهیه و مصرف می شده.

همچنین كاربرد سرامیك در صنایع مختلف نظیر تهیه وسایل مقاوم در برابر حرارت و الكتریسیته، فیوزهای الكتریكی، شمع اتومبیل، ریخته گری، تهیه المانهای حرارتی بسیار دقیق، وسایل فضایی، سمباده، براده برداری، تراشكاری ها ریخته گری فوق دقیق، آجرهای نسوز، مقره های الكتریكی، المانهای تصفیه آب، پوسته موتور، گرافیت، بتن، مواد نسوز، بدنه سفینه های فضایی، انواع سیمانها، محصولات شیشه ای و هزاران كاربرد دیگر كه روز به روز بر اهمیت سرامیك می افزاید.


كاشی و كاربرد آن

كاشی یكی دیگر از محصولات سفالین و سرامیكی است كه بویژه در ساختمان كاربرد و اهمیت ویژه ای دارد.
كاشی برای تزئینات داخل و خارج ساختمان و همچنین برای بهداشت و عایق رطوبت به كار می رود.

كاشی تزئیناتی خارج ساختمان را بویژه در اماكن مذهبی به كار می برند.

كاشی را در ابعاد و اندازه های گوناگون تولید می كنند. كاشی كف و دیواری را در ابعاد زیر 2×2 و 2 × 1 تا پنجاه در پنجاهسانتیمتر تولید می كنند كه با رنگهای گوناگون می تواند یك نقاشی را در محل نصب نیز نشان دهد.

كیفیت كاشی باید به نحوی باشد كه تغییرات ناگهانی درجه حرارت 100 ـ 20 درجه سانتیگراد را به خوبی تحمل كرده و هیچگونه آثار ترك در بدنه و یا لعاب آن ظاهر نشود. كاشی دیواری را برای حفظ بهداشت و رطوبت در آشپزخانه، محیط های بهداشتی، حمام و دستشویی استفاده می كنند.


كاشی كف را نیز به علت ضد سایش بودن و مقاومت حرارتی و الكتریكی بالا در آشپزخانه ها، حمام ها، آزمایشگاهها، رختشویخانه ها و كارخانجات شیمیایی به كار می برند. همچنین كاشی باید دارای ابعاد صاف و گوشه های تیز باشد.


تولیدی كاشی و سرامیك در ایران
در سالهای اخیر كارخانجات تولید كاشی و سرامیك دیوار و كف زیادی در ایران ایجاد شده اند و تحول بزرگی در این صنعت بوجود آمده است و همچنین در مورد تولید وسایل بهداشتی و ظروف چینی و كارخانه مقره سازی كه در ایران فعال می باشند و توانسته اند ظرف سی سال اخیر تولید كاشی و سرامیك را ازتولید كم و سنتی و نیمه صنعتی به حدود 70 میلیون متر مربع برسانند.






نمایندگی كاشی مرجان / علی رضا ابراهیم زاده

كاشی مرجان

   نوشته شده توسط: روشنی    

 

نمایی از فروشگاه مرجان (بلوار جمهوری اسلامی نبش خ ابوریحان جنب پمپ بنزین )


[ 2012/5/22 ] [ 18:52 ] [ kazem ]
90780190291307497276.jpg" />81739524099539878419.jpg" />
[ 2012/5/22 ] [ 18:50 ] [ kazem ]
05612016266737889002.jpg" />61289025220722106916.jpg" />
[ 2012/5/22 ] [ 18:40 ] [ kazem ]
56138467742734491529.jpg" />24571675370057720999.jpg" />
[ 2012/5/21 ] [ 21:2 ] [ kazem ]
01714136554724440922.jpg" /> 53563663252357091089.jpg" />
[ 2012/5/21 ] [ 20:51 ] [ kazem ]
36742843778133921109.jpg" />48143634839161883429.jpg" />
[ 2012/5/21 ] [ 20:48 ] [ kazem ]
51011231846123395024.jpg" />54510988213024915354.jpg" />
[ 2012/5/20 ] [ 12:38 ] [ kazem ]
57028245782641126533.jpg" />22895317259607495293.jpg" />
[ 2012/5/20 ] [ 12:37 ] [ kazem ]
34671527247809352853.jpg" />40368533240152144755.jpg" />
[ 2012/5/20 ] [ 12:34 ] [ kazem ]
91081905734723191085.jpg" />64338423594735447187.jpg" />



یبایی وتنوع رنگها با قیمت مناسب وایده آل

كاركنان كاشی مرجان آماده ی خدمت وجواب گویی به شما عزیزان میباشند

 آدرس انبار كاشی مرجان:

پایین تر از ترمینال مسافربری اهواز اولین دور برگردان خیابان نجاران

 

واین هم آقای روشنی انباردار كاشی مرجان جهت راهنمایی بااین شماره تماس بگیرید     09166459789 


ضمن آرزوی سالی خوب وپربرکت  برای شما عزیزان مقدم شما را به این وبلاگ گرامی میداریم

اطلاعات شرکت

نام شرکت : كاشی مرجان
شهر : اصفهان
آدرس : اصفهان - چهار باغ بالا - کوچه کاویان - پلاک 41
خدمات و محصولات : تولید انواع کاشی کف - قرنیز و حاشیه سرامیکی و کاشی ضد اسید صنعتی
نوع فعالیت : شرکت تجاری
محدوده فعالیت : کشور






گروه صنعتی : ساختمان و ملك -> كاشی و سرامیك -> كاشی و سرامیك

اطلاعات تماس



سمت : مدیر عامل
آدرس : اصفهان - چهار باغ بالا - كوچه كاویان - پلاك 41
تلفن : (0311) 6248019
فکس : (0311) 6240642


وب سایت : http://www.marjantileco.com







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 خرداد 1391 10:53 ب.ظ

لوندویل

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:18 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

لَوَندِویل یکی از شهرهای استان گیلان در شمال ایران است. این شهر با جمعیت 10513 نفر (نتایج اولیه سرشماری 1390) در بخش لوندویل شهرستان آستارا قرار دارد.

محتویات

موقیعت

شهر لوندویل مرکز بخش لوندویل در شهرستان آستارا, گیلان قرار دارد. این شهر در طول جغرافیایی ۴۸ درجه و ۵۲ دقیقهٔ شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸ درجه و ۱۸ دقیقهٔ شمالی واقع است. و ارتفاع متوسط آن از سطح دریاهای آزاد ۱۰- متر است.محدوده قانونی شهر لوندویل از جنوب به حاشیه شمالی رود چلوند و در شمال تا نزدیکی روستای سیبلی و در شرق به دریای خزر و در غرب در امتداد خیابان آبشار تا سه راهی باباحسن محدود است.محدوده قانونی شهر لوندویل 7٫۵ کیلومتر مربع وسعت دارد. بخش لوندویل ۱۴۸۱۴۸ کیلومترمربع وسعت دارد. که محدوده آن از جنوب از سه راهی دانشور قره سو تا کانال دربند در نزدیکی پلیس راه در شمال است. بخش لوندویل مشتمل بر یک نقطهٔ شهری شهر لوندویل) و دو دهستان(دهستان‌های چلوندو حومه لوندویل(سیبلی ) ۲۳ روستای دارای سکنه و ۱۰ روستای با جمعیت فصلی است.[۱]

محیط طبیعی

بخش لوندویل شامل سه قسمت جلگه‌ای، کوهپایه‌ای و کوهستانی است و هوای جلگهٔ آن در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. متوسط بارندگی آن ۱۴۰۰ میلی متر است و تعداد روزهای یخبندان به طور متوسط در طول سال ۲۱ روز است. کوه خانبلاغی با ارتفاع ۲۱۶۷ متر بلندترین نقطهٔ کوهستانی این منطقه‌ است و سواحل دریای خزر با ارتفاع ۲۷-، پایین تر سطح آب‌های آزاد است. در محدودهٔ شهرستان آستارا رودهای پرآبی چون چلوند، لوندویل و کانرود جریان دارند. [۲]

محیط انسانی

طبق نتایج اولیه سرشماری عمومی نفس و مسکن سال 1390، شهر لوندویل دارای 10513 نفر بوده است است كه در ۱۳۸۵، ۸۵۱۷ نفر جمعیت بوده و رشد جمعیت آن در طی دورهٔ 5 سالهٔ 85 تا 90 معادل 3.4درصد بوده‌است. شهر لوندویل مرکزیت بخش لوندویل را دارا است. بخش لوندویل دارای ۲۳۰۷۸نفر جمعیت است. که ۱۴۵۶۱ نفر در مناطق روستایی این بخش ساکن هستند. زبان رایج در کوچه و بازار شهر، ترکی آذری است و اکثریت مردم به این زبان تکلم می‌کنند ولی عده‌ای از مردم این شهر، در قسمت‌های غربی شهر، زبان اصلی‌شان تالشی است. از نظر مذهبی اکثریت مردم این شهر شعیه مذهب هستند ولی اقلیتی از مردم این شهر مذهب سنی شافعی دارند. در محدودهٔ شهری لوندویل ۸ مسجد وجود دارد که ۶ مسجد مربوط به اهل تشیع و ۲ مسجد مربوط به اهل سنت است. به لحاظ محصولات کشاورزی در محدودهٔ بخش لوندویل کشت برنج، گندم، ذرت، توتون، صیفی‌جات و حبوبات رواج دارد در سال‌های اخیر کشت کیوی نیز رواج یافت است.[۳]

آموزش و پرورش

  • در محدوده بخش لوندویل 27 مدرسه ابتدایی فعالیت دارند که 19 واحد آموزش ابتدایی در مناطق روستایی و 8 واحد آن در شهر لوندویل واقع است. (یک واحد آن غیر انتفاعی است.
  • در مقظع راهنمایی8 مدرسه راهنمایی دارند که 4 واحد در مناطق روستایی و 4 واحد در شهر لوندویل (یک واحد آن غیر انتفاعی است.)
  • در مقظع متوسطه3 دبیرستان وجود دارد که همگی در شهر لوندویل قرار دارند (یک واحد آن غیر انتفاعی است.)

امکانات شهری

  • مسجد 8 باب
  • کتابخانه عمومی
  • اداره آب و فاضلاب شهری
  • اداره گاز
  • اداره برق (درشرف تاسیس)
  • اداره ورزش و جوانان (درشرف تاسیس)
  • اداره جهاد کشاورزی
  • مرکز حفاظ از منابع طبیعی
  • بخشداری
  • شهرداری
  • پایگاه اوژانس 115
  • آتش نشانی
  • اصناف
  • پمپ بنزین (درشرف بهره برداری)
  • مرکز بهداشتی شبانه روزی

(درشرف بهره برداری)

  • مجتمع بهزیستی 2 واحد - یک واحد غیر دولتی
  • سالن ورزشی (2 سالن)
  • بانک 4 شعبه (ملی- تجارت - ملت - صادرات)
  • دفتر خدمات ارتباطی شهری (پست بانک) 2 واحد
  • تعداد دستگاه های خوپرداز بانکی: 4 دستگاه
  • تعداد دفاتر ثبت اسناد 3 واحد
  • تعداد شعب شورای حل اختلاف : 2 شعبه
  • تعداد مطب پزشکی : 2 واحد
  • تعداد مطب دندانپزشکی 2 واحد
  • تعداد دارو خانه 2 واحد

+====امکانات روستای سیبلی و نمونه گردشگری سیبلی ===/بخش لوندویل : 1- امازاده ابراهیم و قاسم سیبلی 2- مجتمع 17 هکتاری تفریحی و گردشگردی ساحل صدف سیبلی 3- ساحل زبیای سیبلی 4- دو تعاونی پره سیبلی 5-رودخانه سیبلی 6- مسجد ابوالفضل سیبلی و مسجد جامع سیبلی 7- سرویس بهداشتی و عمومی بازار 8- پارک کودک 9- ساختمان مجتمع چند منظوره ورزشی شهدا سیبلی 10- ساختمان دهیاری 11- مزارع شالیزازی سیبلی

جاذبه‌های گردشگری

بخش لوندویل دارای جاذبه‌های فرهنگی و طبیعی فراوانی برای گردشگری است که به موارد زیر می‌توان اشاره کرد.

  • امامزاده ابراهیم و قاسم سیبلی
  • آرامگاه بابا حسن از عرفای منطقه
  • آرامگاه محمد دوست در قره سو
  • آرامگاه بابا علی در روستای باباعلی
  • مجتمع ساحلی و گردشگری 17 هکتار صدف سیبلی
  • روستای باستانی سیبلی
  • آبشاری زیبا با نام آبشارلاتون در میان جنگل‌های لاتون با ارتفاع در حدود ۱۰۳ متر
  • آبشار میه کومی
  • آب گرم روستای کوته کومه
  • مناطقی سرسبز و ییلاقی لاتون، باباعلی، اسبینه و...
  • سواحل ۱۰ کیلومتری کناره‌ای دریای خزر
  • طرح سالم‌سازی شهر لوندویل

•پارک ساحلی شهر لوندویل در حاشیه رود چلوند

مشاهیر

شاعران و نویسندگان و چهر های ماندگار بخش و شهر لوندویل

  • صمد جامی
  • شهرام پوررستم
  • رویا زاهد نیا
  • یاسر فرازی مقدم
  • شهید جانباز حاج اسدالله اسدی شاعر و موسس موسسه جایزه جهانی صلح سبز
نویسندگان :

1-نویسنده و محقق و نظریه پرداز بین المللی استاد آقای اسماعیل اسدی دارستانی:( چهرهای ماندگار ملی و بین المللی است ) بازنشسته ارتش ،ریس شورای اسلامی سیبلی ، روزنامه نگار و محقق و وبلاگ نویس بین المللی و فعال حقوق بشرو موسس خبر گزاری حقوق بشر و محیط زیست جهانی eadnews.com کتابهای چاپ شده : 1-خدمت و مدیریت نظامی و وظیفه کلی ارتش از دیدگاه اسلام 2- تا زند ه ام بسیجی ام 3- داستانهای آسمانی ایران و تاریخ دولتهای شیعه در ایرا ن 4- سر گذشت تالشان 5 – بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست چاپ 1390 و آثار در حال مراحل انتشار : چهره های ماندگار 2- تاریخ دولتهای ایران و حکام و فدارلیسم در ایران و جهان 3- حکایت ومثالها 4- اسماعیل بابا مجموع اشعار 5- و چند اثر دیگر , برای معرفی ایران در جهان بخصوص در زمینه حقوق بشر و محیط زیست و صلح قدمهای زیادی برداشته یکی از افراد نادر بنابر دانشمندان غربی بوده که واقع جنگ عراق با آمریکا و افغانستان با آمریکا و بیداری اسلامی را طی مققالات متعدی پیشی بینی نموده بود و از چهر های شناخته شده بین المللی است و برای اصلاحات در کشور و اداره کشور بصورت فدارلی فعالیت می کند با حفظ نظام .. جمهوری فدرال اسلامی .. همراه با حقوق بشر .... 2- مهندس عدالت محقق و پزوهشگر باستانی : لوندویل شهر بنفشه های بنفشه

3- ایرج لطف اللهی :بررسی اکوتوریسم بخش لوندویل بمنظور ارائه الگوی مناسب در راستای توسعه پایدار

دارندگان مدارج علمی

  • • دکتر حسن پوربابایی دکترای جنگلداری از دانشگاه تربیت مدرس و رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان
  • دکتر اکبر قائمی (میزانگر) دکترای شیمی و فارغ التحصیل مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان وابسته به وزارت علوم و عضو هیئت علمی دانشگاه ساوه [۴]
  • دکتر بهزاد عباسقلی زاده پزشک فوق تخصص ارتوپدی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
  • دکتر سعید پورعباس دکترای حرفه‌ای پزشکی از دانشگاه و رئیس مرکز درمانی تامین اجتماعی آستارا
  • استاد اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و رزونامه نگار تاکنون پنج کتاب شده
         است و فعال حقوق بشر و محیط زیست جهانی و بازنشسته ارتش و عضو شورای            
             اسلامی سیبلی و مدیر عامل و موسس شرکت تعاونی توسعه و عمران شهر و بخش             لوندویل یکی از افتخارات ملی 
  • دکتر یادگاری یزدانی دندانپزشک
  • دکتر علی رفیع زاده دندانپزشک
  • دکتر عادل دستبوس دندانپزشک
  • دکتر م پورعینی داروساز
  • نعمت یاور پور کارشنارس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه اصفهان و نفر متماز آزمون ورودی آزمون کارشناسی ارشد سال 1377 دانشگاه های دولتی
  • عسکر کرم‌زادگان کارشنارس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری از دانشگاه تهران و نفر متماز آزمون ورودی آزمون کارشناسی ارشد سال 1377 دانشگاه های دولتی
  • محمد کرم‌زادگان کارشنارسی علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی تهران و نفر متماز آزمون ورودی آزمون کارشناسی ارشد سال 1382 دانشگاه های دولتی و کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی و معاون برنامه ریزی فرمانداری آستارا
  • حامد یزدانی كارشناس ارشد مهندسی عمران-سازه،عضو سازمان نظام مهندسی گیلان پایه 3 و کارشناس فنی و اجرایی بنیاد مسكن رضوانشهر
  • فرج لطف الهی كارشناس ارشد حسابداری، حسابدار رسمی(قسم خورده)، مدرس دانشگاه و سرپرست ارشد حسابرسی
  • بهزاد یزدانی کارشناس ارشد حسابداری.مدرس دانشگاه.کارشناس رسمی دادگستری وحسابدار قسم خورده
  • مرحوم خدایار رستگاری مقدم فارغ التحصیل كارشناسی ارشد رشته روان سنجی دانشگاه علامه طباطبایی مدرس دانشگاه
  • دکتر منصور بنی نعمتی، پزشک فارغ التحصیل دانشگاه علوم پزشكی اصفهان
  • سید داوود اشرفی دکترای مهندسی بهداشت محیط و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی گیلان
  • سینا هجرتی کارشناس رشته مهندسی عمران, فارغ التحصیل از دانشگاه آزاد تهران مرکز, سرپرست اجرایی پروژه احداث کارخانه سیمان مهر ماکو
  • ایرج لطف اللهی کارشناس ارشد جغرافیا وبرنامه ریزی توریسم و مدیر صندوق مهر امام رضا(ع)شهرستان آستارا
  • بیژن خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد و ریس اداره بازرگانی آستارا



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

لوندویل

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:18 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

پناهگاه حیات وحش لوندویل

نوشتار اصلی: پناهگاه حیات وحش لوندویل

موقعیت

پناهگاه حیات وحش لوندویل بین ۳۸٫۱۹ تا ۳۸٫۲۸ عرض شمالی و ۴۸٫۵۲ تا ۴۸٫۵۴ طول شرقی و در استان گیلان و بین بخش لوندویل و بخش مرکزی شهرستان آستارا واقع شده است. مساحت آن در حدود ۱۰۲۶ هکتار است.

پستانداران : سمورآبی، گورکن، فوک دریای خزر و شغال .

پرندگان: قوی گنگ, ‌قوی فریادکش, ‌فیلوش, ‌اردک سیاه کاکل,‌ اردک چشم طلایی، باکلان کوچک و بزرگ، عقاب‌ها، کاکائی‌ها، پرستوهای دریایی، آبچلیک‌ها، حواصیل‌ها، سهره‌ها، چرخ‌ریسک‌ها، گیلانشاه خالدار, ‌پری شاهرخ، درنا و قرقاول.

پناهگاه حیات وحش امیر لوندویل با مساحتی بالغ بر ۱۰۷۴ هکتار، در موقعیتی قرار دارد که از جنوب به شهر لوندویل و از شمال به شهر آستارا و از شرق به دریای خزر و از غرب به جاده آستارا به لوندویل منتهی می‌شود. این منطقه در سال ۱۳۵۲ به عنوان منطقهٔ حفاظت‌شده اعلام شد و طی مصوبهٔ شمارهٔ ۶۳ مورخ ۲۵ مرداد ۱۳۵۴ شورای عالی محیط زیست به مجموعهٔ مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست. ارتفاع متوسط منطقه ۲۰ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. پناهگاه حیات وحش لوندویل دارای اقلیم خیلی مرطوب و معتدل با متوسط بارندگی ۱۱۰۰ میلی‌متر و دمای سالانهٔ ۱۵ درجهٔ سانتی‌گراد است.

ویژگیهای منطقه پناهگاه حیات وحش

این منطقه نمونه‌ای منحصر به فرد از باقیماندهٔ جنگل‌های جلگه‌ای هیرکانی است. حدود ۱/۳ منطقه از برکه، آببندان و تالاب‌های مشجر تشکیل شده‌است. از گونه‌های مهم گیاهی می‌توان از نی، لویی، انار وحشی، توسکای قشلاقی، ازگیل، لرگ، لیلکی، تمشک و غیره نام برد. این پناهگاه شامل زیستگاه‌های متنوع آبی و خشکی برای جانوران است. ۱۲۵ گونهٔ جانوری در منطقه شناسایی شده‌است که مهمترین آن‌ها عبارتند از روباه معمولی، گراز، سمورآبی، سیاه کاکل، پری شاه رخ، درن فک، قوی فریاد کش، انواع اردک، حواصیل، گیلانشاه خالدار و درنا.

عوامل تهدید کنندهٔ پناهگاه حیات وحش

1- 25 هکتار محل جمع آوری زباله پشت امامزاده و ودر وسط حیات وحش که جدیدا حصار کشیده شد.در سال 1369 طبق مصوبه اداری برای دفن زباله بخاطر شرایط خاص زمان 5 هکتار از بهترین حیات وحش ملی در حیات وحش را در اختیار شهرداری آستارا قرار گرفت که تخریب و دفن زباله کند و با کمال تاسف شهرداری آستارا وسعت آن را به 25 هکتار وسعت داده است اسماعیل اسدی دارستانی از فعالان حقوق بشر و محیط زیست با فراخوانی در وبلاگها ووسایت و نشریات و دعوت از صدا و سیما درخواست جلو گیری از وسعت پیدا کردن و تغییر مکان دفن زباله شده است بخاطراین موضوع بارها تهدید و اذیت و آزار قرار گرفته و حتی از ایشان شکایت و دادگاهی شده است ..اما ایشان و فعالان محیط زیست ساکت نشسته اند و در اقدامی موقعیت فعلا مسئولان را مجبور کردند همین 25 هکتار را دورش را حصار کشی تا بقیه حیلت وحش تخریب نشود و فعالان حقوق بشر و محیط زیست تا تخلیه 25 هکتار از حیات وحش از زباله به مبارزه بین المللی و ملی خود ادامه خواهند داد. 2-به عنوان مهمترین عوامل تهدید می‌توان از وجود مستثنیات، تغییر کاربری اراضی، تعارضات به اراضی حاشیهٔ تالاب، چرای دام، شکار و صید غیر مجاز، تاسیسات جهانگردی و برداشت صدف نام برد.[۴] 3- مهم ترین تخریب حیات وحش برداشت بی رویه شن و ماسه و صدف از ساحل دریا و رودخانه ها است و همچنین تخریب کنندگان محیط زیست به بهانه جمع آوری شن و صدف جنگل را تخریب و نابود می کنند و بعضی از متعرضین با حمایت بعضی از رجال سیاسی اقدام به تصرف حیات وحش و محیط زیست منطقه کردند و می کنند. 4- 17 هکتار بهترین زمینها و مناطق حیان وحش در ساحل آستارا که توسط سازمان محیط زیست حصار کشیده شده است سالهاست بدون مدرک و سند در اختیار شرکت سرمایه گذاری جهانگری ( شرکت غیر دولتی ) است با رها سازمان محیط زیست و مدافعان محیط زیست اعتراض و فراخوانی دادند از جمله استاد اسماعیل اسدی دارستانی فعالان حقوق بشر و محیط زیست و شناخته شده جهانی که نویسنده و محقق و روزنامه نگار است در فراخوانی عمومی در سایتها و وبلاگها و اعتراض و اعتصاب جلوی محل مورد نظر درخواست باز پس گیری و جلوگیری از تخریب محیط زیست توسط این شرکت غیر دولتی اما با نفوذی ملی نموده است مسئولان محلی بجای رسیدگی نامبرده را تهدید و بازداشت کردند و شرکت غیر دولتی مورد نظر درصدد است با اعمال نفوذ در زمن حیات وحش و ساحل سیبلی هتل بین المللی بسازد و حیات و حش و درختان را در حال تخریب است...

دورنمای آبشار و قله اسپیناس


مشاهیر

شاعران و نویسندگان و چهر های ماندگار بخش و شهر لوندویل

  • صمد جامی
  • شهرام پوررستم
  • رویا زاهد نیا
  • یاسر فرازی مقدم
  • شهید جانباز اسدالله اسدی دارستانی شاعر و موسس موسسه جایزه صلح سبز جهانی

نویسندگان : 1-نویسنده و محقق و نظریه پرداز بین المللی استاد آقای اسماعیل اسدی دارستانی:( چهرهای ماندگار ملی و بین المللی است ) بازنشسته ارتش ،ریس شورای اسلامی سیبلی ، روزنامه نگار و محقق و وبلاگ نویس بین المللی و فعال حقوق بشرو موسس خبر گزاری حقوق بشر و محیط زیست جهانی eadnews.com کتابهای چاپ شده : 1-خدمت و مدیریت نظامی و وظیفه کلی ارتش از دیدگاه اسلام 2- تا زند ه ام بسیجی ام 3- داستانهای آسمانی ایران و تاریخ دولتهای شیعه در ایرا ن 4- سر گذشت تالشان 5 – بررسی تاریخ حقوق بشر و محیط زیست چاپ 1390 و آثار در حال مراحل انتشار : چهره های ماندگار 2- تاریخ دولتهای ایران و حکام و فدارلیسم در ایران و جهان 3- حکایت ومثالها 4- اسماعیل بابا مجموع اشعار 5- و چند اثر دیگر , برای معرفی ایران در جهان بخصوص در زمینه حقوق بشر و محیط زیست و صلح قدمهای زیادی برداشته یکی از افراد نادر بنابر دانشمندان غربی بوده که واقع جنگ عراق با آمریکا و افغانستان با آمریکا و بیداری اسلامی را طی مققالات متعدی پیشی بینی نموده بود و از چهر های شناخته شده بین المللی است و برای اصلاحات در کشور و اداره کشور بصورت فدارلی فعالیت می کند با حفظ نظام .. جمهوری فدرال اسلامی .. همراه با حقوق بشر .... 2- مهندس عدالت محقق و پزوهشگر باستانی : لوندویل شهر بنفشه های بنفشه

3- ایرج لطف اللهی :بررسی اکوتوریسم بخش لوندویل بمنظور ارائه الگوی مناسب در راستای توسعه پایدار

دارندگان مدارج علمی

  • • دکتر حسن پوربابایی دکترای جنگلداری از دانشگاه تربیت مدرس و رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان
  • دکتر اکبر قائمی (میزانگر) دکترای شیمی و فارغ التحصیل مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان وابسته به وزارت علوم و عضو هیئت علمی دانشگاه ساوه [۴]
  • دکتر بهزاد عباسقلی زاده پزشک فوق تخصص ارتوپدی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
  • دکتر سعید پورعباس دکترای حرفه‌ای پزشکی از دانشگاه و رئیس مرکز درمانی تامین اجتماعی آستارا
  • دکتر یادگاری یزدانی دندانپزشک
  • دکتر علی رفیع زاده دندانپزشک
  • دکتر عادل دستبوس دندانپزشک
  • دکتر م پورعینی داروساز
  • نعمت یاور پور کارشنارس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه اصفهان و نفر متماز آزمون ورودی آزمون کارشناسی ارشد سال 1377 دانشگاه های دولتی
  • عسکر کرم‌زادگان کارشنارس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری از دانشگاه تهران و نفر متماز آزمون ورودی آزمون کارشناسی ارشد سال 1377 دانشگاه های دولتی
  • محمد کرم‌زادگان کارشنارسی علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی تهران و نفر متماز آزمون ورودی آزمون کارشناسی ارشد سال 1382 دانشگاه های دولتی و کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی و معاون برنامه ریزی فرمانداری آستارا
  • حامد یزدانی كارشناس ارشد مهندسی عمران-سازه،عضو سازمان نظام مهندسی گیلان پایه 3 و کارشناس فنی و اجرایی بنیاد مسكن رضوانشهر
  • فرج لطف الهی كارشناس ارشد حسابداری، حسابدار رسمی(قسم خورده)، مدرس دانشگاه و سرپرست ارشد حسابرسی
  • بهزاد یزدانی کارشناس ارشد حسابداری.مدرس دانشگاه.کارشناس رسمی دادگستری وحسابدار قسم خورده
  • مرحوم خدایار رستگاری مقدم فارغ التحصیل كارشناسی ارشد رشته روان سنجی دانشگاه علامه طباطبایی مدرس دانشگاه
  • دکتر منصور بنی نعمتی، پزشک فارغ التحصیل دانشگاه علوم پزشكی اصفهان
  • سید داوود اشرفی دکترای مهندسی بهداشت محیط و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی گیلان
  • سینا هجرتی کارشناس رشته مهندسی عمران, فارغ التحصیل از دانشگاه آزاد تهران مرکز, سرپرست اجرایی پروژه احداث کارخانه سیمان مهر ماکو
  • ایرج لطف اللهی کارشناس ارشد جغرافیا وبرنامه ریزی توریسم و مدیر صندوق مهر امام رضا(ع)شهرستان آستارا
  • بیژن خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد و ریس اداره بازرگانی آستارا
  • سیروس خالقوردی پور کارشناس ارشد سیاسی و استاد وبخشدار لوندویل


سیاسیون و فعالان سیاسی و تاثیر گذار در انتخابات شهرستان مرزی بندر آستاراو لوندویل

  • شاپور مرحبا
  • فرهاد دلق پوش
  • دکترصفر نعیمی
  • فرهاد محسنی
  • فرهاد اهنی
  • اسماعیل اسدی دارستانی
  • بهمن پریان
  • فرداد پور امن
  • بی‍زن خالقوردی پور
  • سید عظیم تقوی
  • رحیم نصرتی
  • نیما سیفی نزاد
  • داریوش ملک زاده
  • داوود ملک زاده
  • شهرام پورواجد
  • سعید پوواجد
  • امیر حاجی امیری
  • اشرف آقا حریری
  • فرازی مقدم
  • حمید نژاد
  • رسول علی نژاد
  • حسین محبوب مقدم
  • محمد صادق برنجی چی
  • مولایی بهزاد دستیار
  • عظیم مهدی نژاد
  • قره خانی
  • کاکایی
  • حسین نژادی
  • سهیل توکلی
  • سماپور
  • مسعود پی

منابع




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مفاخر و چهر های ماندگار آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:14 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

مفاخر علمی بندرآستارا

  • اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و رزونامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست جهانی و بازنشسته ارتش
  • بهروز نعمت الهی محقق و نویسندهٔ کتاب تاریخ جامع آستارا و حکام نمین، دو دیوان شعر فارسی و آذری از وی به جا مانده‌است.
  • شاپور مرحبا سه ۳ دوره نماینده شهرستان آستارا در مجلس شورای اسلامی (دوره چهارم – پنجم و هفتم). نویسنده چندین کتاب در مورد عملکرد و دستاوردهای پس از انقلاب برای رشد و شکوفایی آستارا.
  • اسماعیل آهنی سیاستمدار واز هنرمندان ایران، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه گیلان (آستارا).
  • مهندس یونس ابراهیمی پدر کیوی و مرکبات ایران. محقق و نویسنده کتاب و مقالات متعدد در امور کشاورزی در ایران.
  • عزیز ناطقی نویسنده، دبیر ریاضیات و نویسنده چندین کتاب راهنمای آموزش ریاضیات.
  • دکتر شیرین بزرگمهر فرزند سرهنگ جلیل بزرگمهر، نویسنده و دکترای سینما تئاتر. از اساتید دانشگاههای هنر ایران.
  • اشرف حریری محقق و نویسنده کتاب تاریخ آموزش و پرورش آستارا در دو جلد.
  • دکتر حسن پوربابایی دکترای جنگلداری از دانشگاه تربیت مدرس و رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:13 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

آستارا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: °۴۸٫۸۵شرقی °۳۸٫۴۳شمالی (نقشه)

بندر آستارا

Astara Buildings.jpg

Red pog.svg
بندر آستارا
Iran location map.svg
°۴۸٫۸۷۶۱شرقی °۳۸٫۴۱۲۲شمالی
بافت قدیمی آستارا با خانه‌های سفالی
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان گیلان
شهرستان آستارا
بخش مرکزی
نام(های) دیگر

آستارا شهر بام‌های سفالی

آستارا دروازه طلایی ورود به اروپا
نام(های) قدیمی آهسته‌رو، دهنه‌کنار؛ اوستورو
سال شهرشدن ۱۲۸۷
مردم
جمعیت ۸۵٬۸۷۴
زبان‌ گفتاری ترکی آذربایجانی-تالشی
مذهب شیعه و سنی
جغرافیای طبیعی
مساحت ۳۳۴ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا ۲۷-
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه 16 درجه سانتی گراد
میانگین بارش سالانه 1500 mm
روزهای یخبندان سالانه 11
اطلاعات شهری
شهردار علی کوهی
ره‌آورد ماهی سفید، برنج، مرکبات، صیفی جات، صنایع دستی
پیش‌شماره تلفنی ۰۱۸۲
فلکه ورودی شهر(لا)

آستارا شهری بندری در ساحل غربی دریای خزر و در شمالی‌ترین نقطهٔ استان گیلان و آخرین نقطهٔ مرزی ایران و جمهوری آذربایجان و از نظر جغرافیایی در مرکز تالش بزرگ (شامل تالش جنوبی در خاک ایران و تالش شمالی در خاک جمهوری آذربایجان) قرار دارد. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به استان اردبیل و از جنوب به شهرستان تالش در استان گیلان محدود شده‌است. رود آستاراچای آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می‌سازد. بخش اصلی راه شوسه آستارا-اردبیل تقریباً به موازات این رود و خط مرزی کشیده شده‌است. در منطقهٔ آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی، زبان تالشی نیز رایج است ولی در اثر مهاجرت‌های زیاد از اهمیت آن کاسته شده‌است. این شهر از نظر جغرافیایی بر سر سه راه قرار گرفته‌است: راه جنوبی آن از کنار دریا خزر به بندر انزلی و راه شمالی آن از کناره همین دریا به آران که روسها آن را آذربایجان خوانده‌اند، کشیده شده‌است. راه غربی آن که از گردنه حیران می‌گذرد، به اردبیل می‌رسد. [۱]

در محل کنونی شهر آستارا در قدیم روستایی به نام دهنه‌کنار وجود داشته که از زمانقاجار گسترش یافته و دگرگون شده‌است. آنچه در مورد سوابق این شهردر کتب تاریخی مشهود است این است که منطقه آستارا تا زمانصفویه و پیش از آن از موقعیت خاصی برخوردار نبوده‌است. از آن زمان به بعد است که به سبب توسعه تجارت و مقاصد استراتژیک اهمیت پیدا کرده و در آن قلاع متعددی ساخته شده‌است.[۲]

هفتم خردا هر سال به نام آستارا توسط انجمن روشنفکران آستاراو تالشان نامگذاری نموده‌است و آستاراییها این روز را بزرگ می‌شمارند و سالهاست جشن می‌گیرندو از هفتم تا ۱۴ خرداد روز آزادی و انزجار نامیده شده‌است و آستاراییها این یک هفته را نیک می‌نامندند


محتویات

منشا نامگذاری




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:13 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608
منابع

منشا نامگذاری

درباره منشا و چگونگی پیدایش نام این شهر دو نظریه متفاوت وجود دارد. نظریة اول نام آستارا را برگرفته ازترکیبی در زبان تالشی می‌داند مطابق این نظریة نام این شهر برگرفته از واژه آسته رو در زبان تالشی است. درباره وجه تسمیة نام این شهر گفته شده که کاروانان و مسافران زمانی که به این منطقه مردابی ساحلی می‌رسیدند ناچار به حرکت آهسته تر می‌شدند و واژة آسته رو (آهسته رو) تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده‌است. جالب این که در محلة عنبران محلة آستارا. جالب این که مردم هنوز هم به این شهر اوستورو می‌گویند.

اما نظریة دوم این نام را تشکیل شده از دوبخش «آست» + «آرا» می‌داند. «آست» در ترکی به معنی پایین و فرودست و «آرا» یا «آرالیک» به معنی سرزمین یا دشت هموار است. مطابق این نظریه آستارا واژه‌ای ترکی به معنی دشت هموار و کم ارتفاع است و به دشت هموار و کم ارتفاعی بر می‌گردد که شهر آستارا در آن قرار دارد. از زمان صفویه تا قاجاریه، نام آستارا تنها به منطقه‌ای میان انزلی و رود ارس که بخشی از آن در حال حاضر جزو جمهوری آذربایجان است، اطلاق می‌شده‌است. بررسی متون تاریخی مربوط به استارا نشان می‌دهد که این شهر در قرن گذشته دهکده کوچکی در آبریز رودخانه آستارا به نام دهنه کنار بوده و این نکته بیان گر این است که آستارا به منطقه‌ای کوهستانی اطلاق می‌شده نه یک ناحیه شهری. از مشاهدات خاورشناسان در قرن نوزدهم چنین برمی آید که این روستا دارای مکان‌هایی بوده که از طریق آن‌ها کالاهای تولیدی به خارج از ایران صادر می‌شده و این مساله نقش مهمی را در گسترش شهر نشینی درمنطقه ایفا کرده‌است. در محل کنونی آستارا دهی به نام «دهنه کنار» وجود داشته که از زمان قاجاریه به یعد، به سبب صدور کالا و رفت و آمد تجار توسعه یافت و در اواخر دوره قاجار به اهمیت بازرگانی و مسافرتی پیدا کرد، اما به سبب کمی عمق آب، بندرگاهی در آن احداث نشد. با وجود این شهر آستارا رشد وگسترش نسبی یافت. همین موضوع، یعنی محل رفت وآمد میان ایران وروسیه و از آن طریق اروپا سبب شد تا تمدن جدید اروپا، زودتر به این شهرستان راه پیدا کند، به طوری که هم زمان با تاسیس دارالفنون تهران، در آستارا نیز مدرسه‌ای به نام «مدرسه صادقیه» افتتاح شده بود. در سالهای اخیر نیزپس از گسترش روابط میان دولت‌های ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق و سپس با جمهوری‌های استقلال یافته آذربایجان و گرجستان، آستارا اهمیت بیش تری یافت.


یک خانهٔ روستایی با سقف سفال در آستارا

تقسیمات کشوری

آستارا در نقشه گیلان در سال ۱۸۰۸، از اطلس نوی پینکرتن

قدیمی ترین جایی که از آستارا ذکر شده، در حدودالعالم است که در پایان قرن چهارم هجری نوشته شده. در قرن هشتم هجری آستارا مقر شهرداری گیلان شد. از قرن دهم تا دوازهم خانهای تالشی آستارا خودمختار یا در قلمروی فرمانروایان گیلان یا اردبیل بودند، و نقش مهمی در رخدادهای استانهای خزری ایفا کردند.[۳]

منطقهٔ آستارا از نظر جغرافیائی به دره‌ای اطلاق می‌گردد که حدوداً در مرکز سرزمین تالش و در فاصلهٔ بین سلسله کوه‌های شمالی-جنوبی تالش و دریای خزر و در شرق دشت اردبیل واقع است. پس از بسته شدن عهدنامهٔ ترکمنچای میان دو دولت ایران و روسیه، بخش شمالیِ سرزمین تالش به دولت روسیه واگذار شده و رود آستاراچای به عنوان مرز تعیین گردید که از مرکز آبادی قدیمی آستارا می‌گذشت. بخش جنوبی در ترکیب ایران باقی ماند. پس از تاسیس گمرگات و مرزبانی، اهمیت سیاسی و بازرگانی آن افزایش یافت. در آن دوران منطقهٔ آستارا در ترکیب ایالت آذربایجان تحت حکومت شاهزاده عباس میرزا نایب السلطنه، قرار داشته و بخشی از ولایت اردبیل بود.

بنا به دلایل نامعلوم آستارا در قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ خورشیدی که به موجب آن به یکی از بخش‌های شهرستان اردبیل در شرق استان آذربایجان شرقی تبدیل گشت.در سال ۱۳۳۶ آستارا با تأسیس فرمانداری به یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی مبدل شد تا این که بعدها به برخی دلایل و از جمله تشابهات اقلیمی از خرداد سال ۱۳۳۹ خورشیدی، دوباره به زادگاه اصلی خود استان گیلان ملحق گردید. جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ خورشیدی، ۳۵٬۹۴۵ نفر بوده و طبق بر آورد سال ۱۳۶۳ خورشیدی، به ۴۳٬۸۶۴ نفر رسیده و و بر اساس سرشماری ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان ۸۱۲۳۴ نفر است. اکنون بر اساس منابع موثق میزان جمعیت آن از یکصد هزار نفر فراتر رفته‌است.[۴]

آب وهوای بندرآستارا

آب وهوای بندرآستارا از نوع معتدل خزری

این شهرستان شامل جلگه و کوهستان است. هوای جلگه در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است.

آب و هوای آستارا معتدل و مرطوب و میزان بارندگی سالانه به طور متوسط ۱۵۰۰ میلی متر است. رطوبت نسبی در این منطقه بین ۷۵ تا ۸۵ درصد متغیر است. حداکثر بارندگی سالیانه در ایستگاه آستارا ۲/۱۷۸۰ میلی متر و دامنه تغییرات بارندگی سالیانه در محدوده مورد نظر بین ۲۰۰۰ میلی متر در مناطق ساحلی تا ۷۰۰ میلی متر در ارتفاعات نوسان دارد.

متوسط درجه حرارت معادل 17.3 درجه سانتی گراد و معدل حداکثر دما 26.1 درجه و معدل حداقل دما 6.2 درجه سانتی گراد بوده‌است متوسط روزهای یخبندان در سواحل خزر طی یک دوره ۲۰ ساله، ۱۱ روز در سال برآورد گردیده‌است. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا و نزدیکی به دره حیران و اقلیم کوهستان، آب و هوای مرطوب و معتدل، اندکی خنک تر از مناطق پست جلگه‌ای دیگر استان می‌باشد.

اماکن تاریخی و طبیعی

نوشتار اصلی: اماکن دیدنی آستارا
چشم‌اندازی از طبیعت حومهٔ آستارا
حیران
تله کابین حیران
ساحل صدف آستارا
طلوع خورشید در ساحل شریعتی آستارا
تالاب بین المللی استیل
آبشار لاتون
قله اسپیناس لاتون

سابقه تاریخی در منابع مکتوب

به لحاظ تاریخی قدیمی ترین مورخی که از آستارا نام برده‌است، سیدظهیرالدین مرعشی است. وی در کتاب گلستان و دیلمستان سه بار این محل را به نام «آستارا» و یک بار به نام«آستاره» آورده‌است.

یکی دیگر از ماخذقدیمی که در آن از آستارا یادی به میان آمده، کتاب حدودالعالم(تألیف ۳۷۲ ق/۹۸۲ م) است. در این کتاب، آستارا به شکل استراب ضبط گشته و جزو ناحیه گیلان دانسته شده‌است. بیشتر مؤلفان بعدی مانند علی بن شمس الدین بن حاجی حسین لاهیجی و عبدالفتاح فومنی و میرخواند، همه نام این شهر را به صورت آستارا آورده‌اند.

تنها در صریح الملک (که درباره موقوفات مزار شیخ صفی الدین اردبیلی است)، این نام به شکلهای اصطاراب و استاره دیده می‌شود که دو صورت اول با شکل مذکور در حدود العالم قرابت دارد.

از جهانگردان کانی این شهر را نام برده و آن را توصیف کرده‌اند. شاید وصف«ابت» رساتر از دیگران باشد. وی که در ۱۲۵۹ق/ ۱۸۴۳م از این محل می‌گذشته، نام این شهر را دهنه کنار ضبط کرده‌است. به نوشته او «دهکده دهنه کنار در مصب رودخانه آستارا قراردارد ودارای ۵۰ تا ۶۰ خانوار جمعیت است و دکانهایی دارد که اجناس آن به خارج ایران حمل می‌شود».

آستارا به موجب عهدنامه گلستان که در ۱۲۲۸ هجری قمری مصادف با ۱۸۱۱ میلادی میان دولت ایران و روسیه منعقد شد به دو قسمت تقسیم گردید. قسمتی از این شهر که در شمال رودخانه آستارا است، به دولت روسیه واگذار گردیدو رودخانه آستارا مرز میان دو کشور شناخته شد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:13 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

آثار تاریخی

اکنون قدیمی ترین بنای منطقه متعلق به دوره ایلخانی بوده و تعداد دیگر از آثار دوران صفویه و قاجاریه این بنای کهن را همراهی می‌کنند. شایان ذکر است که بناها و آثار دوران اسلامی منطقه شهرستان آستارا اکثرا شامل قبور قدیمی و بقاع و آرامگاه‌هایی هستند که در دامنه کوه‌ها و جنگل‌ها به صورت متروک و برخی بدون تاریخ و بنا واقع شده‌اند و از لحاظ فیزیکی وضعیت مناسبی ندارند.

سابقه تاریخی در منابع مکتوب

به لحاظ تاریخی قدیمی ترین مورخی که از آستارا نام برده‌است، سیدظهیرالدین مرعشی است. وی در کتاب گلستان و دیلمستان سه بار این محل را به نام «آستارا» و یک بار به نام«آستاره» آورده‌است.

یکی دیگر از ماخذقدیمی که در آن از آستارا یادی به میان آمده، کتاب حدودالعالم(تألیف ۳۷۲ ق/۹۸۲ م) است. در این کتاب، آستارا به شکل استراب ضبط گشته و جزو ناحیه گیلان دانسته شده‌است. بیشتر مؤلفان بعدی مانند علی بن شمس الدین بن حاجی حسین لاهیجی و عبدالفتاح فومنی و میرخواند، همه نام این شهر را به صورت آستارا آورده‌اند.

تنها در صریح الملک (که درباره موقوفات مزار شیخ صفی الدین اردبیلی است)، این نام به شکلهای اصطاراب و استاره دیده می‌شود که دو صورت اول با شکل مذکور در حدود العالم قرابت دارد.

از جهانگردان کانی این شهر را نام برده و آن را توصیف کرده‌اند. شاید وصف«ابت» رساتر از دیگران باشد. وی که در ۱۲۵۹ق/ ۱۸۴۳م از این محل می‌گذشته، نام این شهر را دهنه کنار ضبط کرده‌است. به نوشته او «دهکده دهنه کنار در مصب رودخانه آستارا قراردارد ودارای ۵۰ تا ۶۰ خانوار جمعیت است و دکانهایی دارد که اجناس آن به خارج ایران حمل می‌شود».

آستارا به موجب عهدنامه گلستان که در ۱۲۲۸ هجری قمری مصادف با ۱۸۱۱ میلادی میان دولت ایران و روسیه منعقد شد به دو قسمت تقسیم گردید. قسمتی از این شهر که در شمال رودخانه آستارا است، به دولت روسیه واگذار گردیدو رودخانه آستارا مرز میان دو کشور شناخته شد.

وضعیت اقتصادی آستارا

از نظر اقتصادی می‌توان گفت آستارا به هیچکدام از شهرستان‌های هم تراز خود شباهتی ندارد. وجود نقطه صفر مرزی با روسیه شوروی در گذشته و جمهوری آذربایجان در حال حاضر و همچنین دارابودن مرز آبی و خاکی با این کشور از جمله دلایل این ناهمگونی است. آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حیاتی دریای خزر و همچنین نزدیکی به مرکز کشور (نسبت به دیگر نقاط مرزی کشور) با فاصله ۵۳۰ کیلومتر از تهران و ۱۹۰ کیلومتر از مرکز استان گیلان از ویژگی‌های طبیعی منحصر به فردی سود می‌برد. که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • قرار داشتن در نقطة مرزی ایران با جمهوری آذربایجان
  • همسایگی با ۴ کشور تازه استقلال یافته شوروی سابق
  • تنها راه ترانزیتی زمینی خلیج فارس با کشورهای آسیای میانه
  • اتصال آستارا (ایران) به آستارا (آذربایجان) از طریق راه آهن در آینده نزدیک
  • دسترسی آسان به امکانات خطوط انتقال گاز و برق
  • طبیعت ملایم و مساعد و گردشگری مناسب
  • دریایی ملایم با ۱۲۰ روز آفتابی و با شیب کم

وبه همه اینها باید اضافه کرد که مرز آستارا، تقریباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ایران در حداقل ۸۰ سال گذشته‌است که خود تأثیر بسزایی درامنیت اقتصادی و سیاسی این شهر دارد. قدمت تاریخی و وضعیت فرهنگی مناسب یکی دیگر از مزایای این شهر مرزی است. با دست به دست هم دادن این عوامل ما به شهر مرزی روبرو می‌شویم که علی رغم وسعت کم و دور افتادگی نسبی دارای همیت اقتصادی و استراتژیکی زیادی است. به طوری که می‌توان ادعا کرد، از نظر سطح اقتصادی، پیشرفت‌های شهری، سطح فرهنگی، سطح گردشگری و سطح سواد عمومی ما با منطقهٔ مرزی سرو کار داریم که اصولاً با عام ترین ویژگی نقاط مرزی (یعنی محرومیت) بیگانه‌است. سطح درآمد عمومی اکثر مردم شهر بالا و یا متوسط بالاست و فقر چندان در حومه شهر به چشم نمی‌خورد. بیشترین سهم در درآمد مردم شهر را می‌توان در وهله اول، بازار کالاهای وارداتی آن داراست. بطوری که بعد از آزاد شدن عبور و مرور مرزی بازاری تأسیس شد که در ابتدا تنها به عرضهٔ کالاهای مبادله‌ای مرزنشینان اختصاص داشت، اما امروزه یکی از فعالترین و پر رونق ترین و معروف ترین بازارهای مرزی در نوع خود است به طوری که تقریباً در ایام تعطیل از سراسر کشور می‌توان مسافران و خریدارانی را در این شهر مشاهده کرد که البته به همراه خود مبادلة فرهنگی را نیز به همراه دارد. از دیگر آثار وجود این بازار، سطح اشتغال زایی بالای آنست در حال حاضر جمعیت زیادی از شهرها و استان‌های مجاور، بصورت مهاجرانی دائمی در این بخش مشغول فعالیت می‌باشند که به اظهار عموم سطح درآمد مناسبی نیز از این محل دارند. بطور نسبی اگر ۵۰ درصد فعالیت اقتصاد اهالی را بازار کالاهای وارداتی آن در نظر بگیریم می‌توان بقیهٔ فعالیت‌ها را به شرح زیر در نظر گرفت:

  • ۵٪ازشاغلین بخش گمرکی که عمدتا غیربومی هستند.
  • ۱۰٪شاغلین بخش خدمات وتجارت شهری وگردشگری
  • ۱۵٪دربخش کشاورزی ودامپروری که عمدتا روستاییان هستند
  • ۵&مشاغل دولتی، آموزشی وبهداشتی
  • ۱۰٪شاغلین دربخش مسکن مشغولند.

دلیل بالا بودن سهم اشتغال در بخش مسکن، حجم گسترده ساخت و ساز در سالهای اخیر بدلیل افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت ازیک سو و تمایل به سطوح زندگی مرفه تر و تخریب بافت سنتی قدیمی بخاطر افزایش سطح درآمد عمومی از سوی دیگر است. بگونه‌ای که در حال حاضرفعالیت در بخش مسکن از فعالیت‌های اقتصادی پرسود تلقی می‌شود.

گمرک بندرآستارا

قسمت اداری اداره کل گمرک بندرآستارا

تاریخ تاسیس گمرک درآستارا، به صورت دقیق در دست نیست. ولی مطابق شواهد تاریخی در سال ۱۲۰۵ هـ. ش وقتی عباس میرزا می‌خواست برای قشون هزینه کند از فتحعلی شاه درخواست کمک مالی می‌کند، شاه در جواب می‌گوید از پول عوارض گمرکی آستارا فراهم کنید. و. ژان اوین در کتاب «ایران امروز» به توصیف آستارا پرداخته و می‌نویسد «آستارا بندری است در جوار اردبیل. این شهر گمرکی دارد که از سوی متصدیان بلژیکی اداره می‌شودامروزه گمرک آستارا به عنوان یک اداره کل در امور واردات و صادرات قطعی، ورود و خروج موقت، تعاونی مرز نشینان، ترانزیت داخلی و خارجی، کارتینگ بین المللی، مبدا و مقصد کارنه تیر، کاپوتاز، امور مسافری، مرجوعی و امانت‌های پستی و قضایی به فعالیت مشغول می‌باشد. این گمرک رتبه اول تجارت چمدانی را در میان مرزهای زمینی شمال کشور با اختصاص بیش از ۴۵ درصد از کل صادرات چمدانی کشور به دست آورده‌است ودر حال حاضر اداره کل گمرک آستارا به عنوان بزرگترین گمرک زمینی شمال کشور علاوه بر ارائه خدمات مختلف گمرکی، در زمینه امور مسافری نیز فعالیت می‌نماید. بیشترین حجم صادرات استان نیز از این گمرک به آذربایجان، روسیه و دیگر کشورها صادر می‌گردد. عمده ترین کالاهای وارداتی این گمرک، آهن آلات، انواع چوب و تخته، انواع محصولات مصرفی و البسه و لوازم خانگی کشورهای ترکیه- آذربایجان و چین همچنین عمده کالاهای صادراتی شامل مواد غذایی، محصولات کشاورزی، انواع ماشین، مواد معدنی، مصالح ساختمانی و برخی کالاهای صنعتی و... می‌باشد. اداره کل گمرک بندرآستارااز لحاظ صادرات رتبه نخست را در شمال کشور برعهده دارد.وازنظر تردد در کل کشور رتبه سوم رابه خوداختصاص داده‌است. جالب این که قدمت ساختمان اصلی گمرک آستارا به حدود ۱۰۰ سال قبل برمی گردد. ساختمانهای قدیمی گمرک این بناهای قدیمی که شامل مهمانسرا و ساختمان اداری می‌باشد، هم اکنون استوار و مورد استفاده می‌باشند.

به دلیل وجود گمرک در آستارا و بر اساس اطلاعات موجود در موزه ملی ایران، نخستین اتومبیل از مرز زمینی آستارا در دوره مظفرالدین شاه وارد ایران شد. بر اثر وجود این گمرک و بنا بر گزارش اداره کل گمرک آستارا بیش از یک میلیون نفر از اتباع کشورهای مختلف همه ساله از این گمرک تردد می‌کنند.

اهم فعالیت گمرک بندرآستارا از بدو تاسیس تاکنون

  • قدمت اداره کل گمرک بندرآستارا در حدود دو قرن
  • ورود نخستین خودرو به کشور ازطریق مرز زمینی آستارا در دوره مظفرالدین شاه
  • رتبه اول تجارت چمدانی کشور(۴۵٪از کل صادرات چمدانی ایران)
  • رتبه اول صادرات درشمال کشور به روسیه و جمهوری اذربایجان و گرجستان و ترکیه...
  • رتبه سوم پرترددترین مرز زمینی کشور
  • امن ترین مرز زمینی ایران طی چندین سال اخیر

شهرداری (بلدیه) بندرآستارا

شهرداری بندرآستارا

پیشینه نخستین نهادهای رسمی برای اداره امور شهر بر می‌گردد به چند دهه قبل از انقلاب مشروطیت و به دوران حکومت سلسله قاجار در سال ۱۲۸۶ شمسی که قبلا شهرداری را به عنوان بلدیه می‌شناختند و به تصویب مجلس شورای ملی رسید و اولین بلدیه بر اساس قانون بلدیه در شهر تهران تاسیس گردید و تا سال ۱۳۰۰ شمسی فقط در ۹ شهر به نام‌های کرمان - تبریز - همدان - دزفول - مراغه - مشهد - ماکو و آستارا بلدیه تشکیل شد و از آغاز سلطنت رضا شاه تا سال ۱۳۰۹ شمسی حدود ۵۲ شهرداری در سراسر کشور تاسیس گردید.

تاریخچه فعالیت‌های شهرداری و شهرداری آستارا به سه قسمت کلی می‌توان تقسیم نمود:


  • شهرداری آستارا برای اولین بار در سال ۱۲۸۷ شمسی از سوی عده‌ای از فرهیختگان و بزرگان شهر با هدف حمایت از اهالی آستارا و ایجاد امکانات رفاهی و خدمات نوین به سبک شهرهای مدرن دنیا تحت نظر حکومت وقت به شکل انجمنی به نام انجمن ولایتی – فرهنگی و بلدی ایجاد شد.
  • دومین دوره فعالیت شهرداری در آستارا از سال ۱۳۰۱ شمسی با تصویب قانون بلدیه در مجلس ملی شروع شد. از مهم ترین اتفاقات این دوره می‌توان احداث اولین خیابان‌های آستارا به سبک امروزی و ایجاد پارک و خرید دستگاه موتور برق و ایجاد تاسیسات مربوط به تامین و اداره شهر اشاره نمود.
  • سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز سومین دوره شهرداری آستارا به حساب می‌آید که توسط دولت و انجمن بلدیه اداره می‌شد که مهم ترین وقایع این دوره شهرداری پایه گذاری اولین سری از قوانین و مقررات شهری و رونق چشمگیر فعالیت‌های شهرداری را می‌توان نام برد. همچنین در این دوره و به سال ۱۳۲۹ اولین انجمن شهر آستارا به صورت مستقل تشکیل و شهرداری از بخش داری مجزا شد و واولین شهردار رسمی آستارا به نام جلیل حسینی انتخاب گردید.

از وقایع ناگوار این دوره از شهرداری، می‌توان به از بین رفتن تجهیزات و امکانات شهری در کودتای شهریور ۱۳۲۰ اشاره نمود.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:12 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

راه آهن قزوین - بندرآستارا

تکمیل طرح راه‌اندازی راه آهن قزوین، رشت، بندر انزلی وبندرآستارا می‌تواند کمک شایانی در رشد اقتصادی ایران و به طبع استان گیلان و بندرآستارا باشد. تکمیل این طرح می‌تواند تاثیر به سزایی در رشد صنعت حمل و نقل در ایران داشته باشد. موقعیت استراتژیک بندر آستارا در در دریای خزر و هزینه کمتر حمل و نقل بار به جمهوری آذربایجان از طریق راه آهن و کشتی موجب افزایش اهمیت اتمام هر چه سریعتر این طرح می‌گردد. خط‌آهن قزوین - رشت - انزلی - آستارا به عنوان یکی از قطعات کریدور شمال به جنوب برای منطقه اهمیت دارد. در صورت تکمیل این کریدور بسیاری از کشورها ترجیح می‌دهند به دلیل کوتاه بودن طول مسیر و ارزان شدن هزینه‌های حمل و نقل، جابه‌جایی کالای ترانزیتی خود را از طریق این کریدور و کشور ایران انجام دهند که این امر موجب افزایش درآمد کشور از محل ترانزیت خواهد شد.

سینما

در سال ۱۳۷۶ شمسی و پس از آتش سوزی در یکی از قدیمی ترین و بزرگترین سینماهای گیلان در آستارا سینما قیام، سینما آستارای سابق، که ابتدا با نام سالن اپرا در سال ۱۳۲۰ شمسی در میدان اصلی و مرکزی شهر احداث شده بود.

حال در آستارا یک سینما به نام سینما دریا، چهار سالن تئاتر کانون امام خمینی، دانشگاه آزاد، کانون پرورش فکری کودکان و سالن باغ ملی «تئاتر شهر» و سه سالن اجتماعات مجهز در هتل بین المللی اسپیناس، اداره تبلیغات اسلامی به نام «شهدای گمنام» و سالن سپاه آستارا، یک گالری هنری مدرن «گالری هنری معراج» موجود می‌باشد، که با احداث سالن بزرگ ۷۵۰ نفری سینما و تئاتر اداره ارشاد شمار اماکن فرهنگی شهرستان افزایش می‌یابد. لازم به توضیح است آستارا در زمینه سینما دارای یک سینما چهاربعدی درحاشیه سواحل دریا ویک سینما پنج بعدی در ورودی شهر می‌باشد.

کتابخانه عمومی شماره یک بندرآستارا به عنوان نخستین کتابخانه ایران

اولین کتابخانه کشور ۳ سال پیش از تاسیس کتابخانه ملی در پایتخت در شهر آستارا تاسیس شده‌است.

طبق آمار ۱۳۸۲ در استان گیلان ۵۵ کتابخانه عمومی دولتی نیز وجود دارد که در مجموع حدود ۲۱۳٬۴۹۸ جلد کتاب، به غیر از نشریه‌های ادواری، دارند. تعداد اعضای آنها طبق آمار ۷۲۸٬۵۴ نفر است. قدیمی‌ترین این کتابخانه‌ها کتابخانه عمومی شماره ۱ شهر آستاراست که در ۱۳۰۲ توسط گروهی از مردم این شهر تأسیس شد و در ۱۳۴۵ به مالکیت وزارت فرهنگ و هنر وقت درآمد. هم‌اکنون این کتابخانه بیش از ۱۵۰۰۰ جلد کتاب دارد.

شیلات بندرآستارا

صید ماهی در آستارا

قبل از سال ۱۲۵۱ هـ. ش صید از لنکران تا بندرانزلی در اجارهٔ میر ابراهیم خان تالشی بود تا اینکه میرمحمد خان آستارایی، صید گاهی در کولیور انزلی ایجاد نمود و ادارهٔ آن را بر عهدهٔ پسرش میر محمد باقر گذاشت. نام برده در انزلی به جوانمردی شهرت داشت. بعد از سال ۱۲۵۱ هـ. ش امتیاز دریای خزر از طرف دولت ایران به یکی از اتباع روس واگذار گردید. در آن موقع آستارا ناحیه یک شیلات و بزرگترین بازار فروش انواع ماهی بود که به آستارا خان صادر می‌شد. در سال ۱۳۲۰ه. ش این امتیاز به انزلی واگذار، تا در بهمن ۱۳۳۱ هـ. ش دورهٔ زمامداری دکتر مصدق، شیلات، ملی اعلام شد و پس از احداث مراکز صیدآستارا دوباره رونق از دست رفته را به دست آورد. اهمیت فعالیت‌های شیلاتی صرف نظر از تامین مواد پروتئینی اهالی و استان و ایجاد اشتغال از جهات دیگری از جمله صادرات و ارزآوری و به عنوان عاملی در جهت توسعه عمران مناطق ساحلی و روستایی شهرستان حائز اهمیت است. در بخش شیلات در سال ۱۳۶۰، ۲۲۰ صیاد دامگستر بومی به سمت مشاغلی پایدار در این زمینه مانند صید صنعتی کیلکا و پره هدایت شدند. در راستای توسعه این بخش با شناسایی ۱۷ مزرعه پرورش ماهیان سردابی تا کنون ۸ مزرعه پروانه دریافت کرده‌اند که سالانه در حدود ۷۰ تن ماهی تولید می‌کنند. در ۹ مرکز آب بندان به مساحت ۵۰ هکتار نیز حدود ۶۰ تن انواع ماهی‌های گرم آبی تولید می‌شود. در بخش ماهیان خاویاری نیز سه مرکز فعال در آستارا سالانه حدود ۲۰۰ تن گوشت و ۱۰ تن خاویار خالص تولید و به بازارهای جهانی عرضه می‌کنند. بخش آبزی پروری ادارهٔ شیلات آستارا نیز پس از چند دهه تعطیلی در نیمه دوم سال ۱۳۸۶ شروع به کار کرده‌است.

کشاورزی ودامداری بندرآستارا

این شهرستان با توجه به شرایط ویژه اقلیمی از مناطق مستعد کشاورزی بشمار می‌آید و یکی از فعالیتهای مهم مردم این شهرستان می‌باشد. از محصولات مهم کشاورزی آن می‌توان برنج، گندم، جو، ذرت، محصولات جالیزی و سبزیها را نام برد..سطح زیر کشت این شهرستان۴۲۹۵۸ هکتار که برنج، سبزی و صیفی، مرکبات و میوه‌های دانه دار برداشت می‌شود. کاشت برنج در ۳۲۰۰ هکتار زمین و شالیکوبی در ۱۰ کارخانه برنجکوبی تولید به ۱۵۱۰۷ تن محصول در سال منجر می‌شود همچنین از ۳۰۰ هکتار زمین زیر کشت توتون هر ساله ۲۱۰ تن برگ سبز به دست می‌آید. گندم نیز در ۱۱۰۰ هکتار کشت می‌شود و ۲۹/۳۸۵ تن در سال محصول می‌دهد.

شهرستان آستارا بدلیل شرایط مناسب آب و هوایی برای کشت نباتات علوفه‌ای و برخورداری از مراتع برای دامپروری نیزمستعد است. دراین شهرستان گوشت قرمز، گوشت مرغ، شیرو تخم مرغ و عسل تولید می‌گرددو انواع مختلف ماهی پرورش وصید وخاویار تولید می‌گردد.

از دیگر فعالیتهای اقتصادی شهرستان زنبورداری است که از رونق زیادی برخوردار است و زنبورداران در دامنه‌های سرسبز و خوش آب وهوای حیران و لوندویل هر ساله ۹۶۵۱۵۰ کیلو گرم عسل تولید می‌کنند که از لحاظ تعداد کندو در استان گیلان، بعد از تالش قرار دارد. وجود دریای خزر علاوه بر اینکه صید ماهی را رواج داده‌است موجب ایجاد کارخانجات صدف کوبی گردیده که در آنها از صدف‌های اطراف ساحل، خوراک طیور تهیه می‌کنند شهرستان آستارا از مراکز مهم کشاورزی در استان گیلان به شمار می‌رود که همه ساله بخش وسیعی از تولیداتی چون؛ برنج، کیوی، ازگیل، خرمالو، ذرت و گندم، علاوه بر عرضه در بازار مصرف داخلی به کشورهای حاشیه دریای خزر صادر می‌گردد.

نخستین باغ کیوی گیلان در شهرستان آستارا با ۲۲ سال قدمت در فضایی به مساحت دو هکتار معروف به 'باغ کیوی ماهوتی دایر شده‌است.

مرکز تحقیقاتی به منظور مطالعات کارشناسی ایجاد باغات کیوی در شمال و همه مناطق مستعد کشور در کنار قدیمی ترین باغ کیوی استان گیلان دایر می‌شود

بندرچندمنظوره تجاری وصنعتی آستارا

یدک کش اسکله بندرآستارا
بلوار خرمشهر منتهی به بندر چندمنظوره آستارا

بندر چند منظوره آستارا با قابلیت و توانمندی بالای این شهرستان، در بخش تجارت و بازرگانی توسعه گیلان را شتاب خواهد بخشید.بندر چند منظوره آستارا نخستین مشارکت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در ایجاد زیرساخت‌ها و روساخت‌ها است و با توجه به اینکه بندر آستارا، بندری است که راه‌آهن سراسری به آن وصل شده و در آینده نزدیک راه‌آهن ساری به رشت و آستارا احداث می‌شود، از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌است.

این شهر زیبای مرزی با ایجاد بندر چند منظوره، منطقه ویژه اقتصادی و اتصال راه‌آهن به خارج از کشور نقش اساسی در رونق اقتصادی گیلان خواهد داشت.

آستارا که محل تلاقی دو قاره و کریدورهای مختلف حمل و نقل است باید توجه لازم شود و از جمله آنها منطقه ویژه اقتصادی، توسعه بندر چند منظوره و امتداد راه‌آهن سراسری است.

بندر تجاری و دریایی آستارا احیا کننده نقش تاریخی این منطقه در حمل و نقل دریایی خزر خواهد بود.با بهره گیری از این بندرگاه و مسیر دریایی آن، مسافت حمل کالا به مقاصد خارجی در میان بنادر شمال کشور حدود ۱۶۰ کیلومتر در خشکی و ۱۵۰ کیلومتر در مسافتهای دریایی کاهش می‌یابد که این امر نقش موثری در کاهش قیمت تمام شده کالا برای صنایع تولیدی استانهای شمال و شمالغرب کشور خواهد داشت.بندر آستارا برای بازرگانان و صنایع تولیدی استانهای شمال و شمالغرب کشور از اهمیتی ویژه برخوردار است چرا که راه اندازی این بندر موجب کاهش هزینه واردات و صادرات کالا برای بازرگانان ایرانی می‌شود.

صادرات، واردات و ترانزیت غلات را یکی از اهداف احداث این بندر می‌باشد و ذخیره موقت غلات با توجه به ساخت یک سیلوی ۵۰ هزار تنی در بندر چند منظوره آستارا از جمله ویژگی‌های کاربردی این بندرگاه مهم محسوب می‌شود که برای این امر اقدامات عملی آغاز شده‌است.

مجموع سرمایه گذاری انجام شده برای فاز نخست این بندر را ۳۰۰ میلیارد ریال می‌باشد. با توجه به ساخت موج شکن‌ها و سایر زیرساختهای بندری، فازهای بعدی با سرعت تکمیل شده و به بهره برداری می‌رسد.بندر چندمنظوره آستارا در مجموع با احتساب اراضی خشکی و دریایی در ۵۵ هکتار طراحی شده و در طرح جامع این بندر، امکان پهلوگیری، تخلیه و بارگیری تمامی کشتی‌های تردد کننده دریای خزر پیش بینی شده‌است.

شرکت خدمات دریایی و بندری کاوه که در حوزه مدیریت خدمات دریایی و بندری فعالیت می‌کند، در اواخر سال ۸۷ توانست برنده مزایده احداث و عهده داری ۴۰ ساله بندر چندمنظوره آستارا شود و از این تاریخ عملیات ساخت این بندر آغاز شد.

این بندر با بندر انزلی ۱۵۰ کیلومتر و با بندر باکو جمهوری آذربایجان ۳۰۰ کیلومتر فاصله دارد.

بندر تجاری آستارا که به منظور حمل و بارگیری کالا و فرآورده‌های نفتی و مسافری در دست ساخت است، با ظرفیت اسمی ۵ / ۳ میلیون تن بارگیری و تخلیه سالانه احداث می‌شود.

دو میلیون تن از محموله‌های تخلیه و بارگیری شده در این بندر شامل مواد سوختی و ۵ / ۱ میلیون تن دیگر نیز شامل فعالیتهای عمومی بندری خواهد بود. طبق آخرین بازدید وزیر راه وشهرسازی در اردیبیهشت ۱۳۹۱ وپیش بینی‌های انجام شده فاز اول این بندر با افتتاح در هفته دولت شروع به کار آن آغاز خواهد شد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:10 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

هتل‌های بندرآستارا

هتل بین المللی اسپیناس
مهمانسرای جهانگردی آستارا

در شهر آستارا هتل‌های متعددی مشغول به فعالیت هستند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

ردیف نام هتل آدرس هتل شماره رزرو هتل
۱ هتل بین المللی اسپیناس جنب پلیس راه آستارا - رشت ۰۱۸۲۵۲۵۲۷۰۰-۵
۲ مهمانسرای جهانگردی آستارا خیابان حکیم نظامی شرقی-جنب اداره برق ۰۱۸۲۵۲۲۲۱۳۴-۵
۳ هتل بلال جنب پارک معلم ۰۱۸۲۵۲۲۲۹۵۹
۴ هتل وصلی انتهای خیابان حکیم نظامی شرقی ۰۱۸۲۵۲۱۵۸۰۶
۵ هتل خلیج فارس ساحل شریعتی شرقی ۰۱۸۲۵۲۱۵۳۰۴
۶ هتل ابوالفضل خیابان پاسداران-کوی فرهنگیان- روبروی اسکله - جنب مسجد فاطمه زهرا ۲۰- ۰۱۸۲۵۲۶۶۰۱۹
۷ هتل نژلا روبروی بازارچه ساحلی -جنب پارکینگ ۰۱۸۲۵۲۶۹۰۳۲
۸ هتل باران بلوار معاد ۰۹۱۲۶۸۳۵۵۲۱
۹ هتل ایساتیس فاز۲ شهرک عباس آباد، نبش گلستان ۱۹ ۰۱۸۲۵۲۵۴۰۰۱-۲
۱۰ هتل دریا بازارچه ساحلی_روبروی پارکینگ ۰۱۸۲۵۲۶۱۹۰۷
۱۱ هتل سیدان جنب پارک معلم ۰۱۸۲۵۲۲۲۹۵۹
۱۲ هتل جهانگردی روبروی بازار ساحلی ۰۱۸۲۵۲۶۵۶۰۲
۱۳ هتل کاج روبروی بازار ساحلی ۰۱۸۲۵۲۶۵۶۰۲

نشریات فعال در آستارا

هفته نامه پیام آستارا:مدیر فرامرز دریابیان هفته نامه تارک خزر مدیر: رسول علی نژاد دو هفته نامه آوای آستارا: مدیر حسین محبوب مقدم دو هفته نامه خط آخر: مهندس رنجکش ماهنانه طریقت: استادمحمد صادق برنچ جی ماهنامه کشکول: مدیر پروین ساسانیان www.eadnews.comخبر گزاری حقوق بشر و محیط زیست جهانی مدیر مسول: اسماعیل اسدی دارستانی.. روزنامه مجازی ایران زمین (آستارا نیوز)www.astaranews.com


بالاترین نرخ باسوادی در ایران

در آستارا از قدیم الایام، مکتب خانه‌هایی در سطح شهر و روستا وجود داشته‌است. در آغاز جنبش مشروطه در این شهر، چند مکت خانه معروف دایر بوده این مکتب خانه‌ها اغلب در مساجد و یا خانه‌های شخصی تشکیل و توسط معلمین روحانی اداره می‌شدند. بطوریکه آقای میرزامحمد آخوندزاده در کتاب خاطرات خود نوشته‌است، در آستارا قبل از سال ۱۲۸۷ یعنی تاسیس مدارس جدید(دبیرستان حکیم نظامی ومدرسه سنایی سیبلی)، مکتب خانه‌های آبرومندی وجود داشته‌است. همانطور که آقایان عبدالحسین انصاری و سید محمد علی جمال زاده در خاطرات خود نوشته‌اند[کدام کتاب؟]:مدارس ملی جدیدی که در تهران بعد از مشروطیت دایر شده بود، با مکتب خانه‌ها چندان تفاوتی نداشته‌اند فقط کمی تمیزتر و آبرومندتر بودند. مدرسه ملی آستارا هم مانند مدارس ملی اولیه تهران همانند مکتبخانه‌ها بوده‌است. از جمله مکتب خانه‌های پسرانه آستارا در آن زمان مکت خانه ملا رحیم طایر (ضیاء) در ساختمان دو مرتبه وهاب زاده‌ها و مکتب خانه ملا محمود (نیای محمودیان) در خیابان حکیم نظامی در خانه شخصی او و مکتب خانه میزا جعفرقلی نعمت اللهی در مسجد آبروان (حسینیه میرزا) وابسته به مسجد آبروان که بعدها مسجد مستقلی شد فعال بودند. علاوه بر مکت خانه‌های پسرانه، چند مکتب خانه مخصوص دختران هم در این شهر دایر بود که مدیره آن جا را ملا باجی می‌نامیدند. اغلب این مکت خانه‌ها در کلاس‌های اول بطور مختلط (پسر و دختر) تشکیل می‌شد. از جمله مکتب خانه ملا باجی مش خجه (مشهدی خدیجه) که در کوچه مجتهدی مکتب خانه داشت و آقای جلیل بزرگمهر فرزند شیخ عبدالحمید مجتهدی (مجتهد آن زمان آستارا) در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:پدرم قبل از هفت سالگی مرا به مکتب خانه مش جخه که در همسایگی ما بود سپرد. مکتب خانه دیگر مکتب خانه خانم سیده بیگم (مادر بزرگ آقای میر ایوب سیدی مقدم و مرحوم یعقوب بصیر)در کوچه عباسیه دایر بود. مدیر و معلم مکتب خانه دیگر مرحومه فاطمه شاهین معروف به ملا نقل بود. این بانوی باسواد که در مدارس باکو تحصیل کرده بود، در آن موقع برای بانوان خانواده‌های اعیان و ثروتمندان مانند یک روحانی، درخانه‌ها روضه می‌خواند و از روی کتاب مسائل شرعی می‌گفت. از این جهت او را ملا نقل می‌نامیدند چون که در واقع یک ملای مخصوص بانوان بود.

به دلیل مسافرت بازرگانان، تجار و ساکنین این شهر به نقاط مختلف روسیه و دیگر ممالک اروپایی، فرهنگ و تمدن جدید اروپا سریعتر به این شهرستان نفوذ کرده و تقریباً همزمان با تاسیس دارالفنون تهران، در آستارا نیز مدرسهٔ صادقیه- با نام اولیه مبارکه- احداث گردید.

در دوره قاجاریه به همت وتلاش اهالی با فرهنگ آستارا نخستین مدرسه به سبک نوین به نام مدرسه حکیم نظامی درسال۱۲۸۷ه. ش بنا نهاده شد که به همراه مدرسه سنایی سیبلی درسال ۱۳۸۷ جشن یکصدسالگی خود رابرگزار کردند.

همچنین در سال ۱۳۰۰، نخستین مدرسهٔ دخترانه به نام «تربیت بنات» و همچنین قرائت خانه در این شهر تأسیس شد که با کمی وقفه در سال ۱۳۰۸، نخستین گروه دانش آموختگان دختر، گواهی نامهٔ ۶ ساله ابتدایی را اخذ کردندایجاد این مراکز سبب رشد و ارتقا فرهنگ منطقه شده‌است. از افراد معروفی که در مدارس آستارا تدریس می‌کرده‌است، شاعر معاصر نیما یوشیج است.

ازجمله دیگر مدارس قدیمی آستارا می‌توان به مدرسه ابتدایی شهیدمدنی(داریوش سابق) اشاره کرد که در سال ۱۳۱۹ه. ش کار آموزش وپرورش دانش آموزان را آغاز کرده‌است. شایان ذکر است قدمت بنای مدرسه به بیش از یکصدسال پیش بر می‌گردد که از مکان‌های نظامی استارا محسوب می‌شد.

اولین کتابخانه کشور نیز ۳ سال پیش از تاسیس کتابخانه ملی در پایتخت در شهر آستارا تاسیس شده‌است.

آستارا برای سالیان مدید و از سال‌های پیش از وقوع انقلاب اسلامی رکورددارِ میزان جمعیت باسواد در کشور است. مطابق آخرین آمار آستارا با داشتن بیش از ۹۸٫۸٪ باسواد نخستین شهر باسواد ایران است.

اکنون طبق آمار منتشر شده از سوی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان و برگزاری جشن ریشکنی بی سوادی در سال ۱۳۸۷ به ۱۰۰ درصد افزایش یافته‌است.

[۵]

دانشگاه‌ها ومراکزآموزش عالی بندرآستارا

شایان ذکر است نخستین مرکزآموزش عالی درآستارا، دانشگاه آزاد اسلامی است که تاسیس آن به سال تحصیلی ۱۳۶۶/۶۷ بر می‌گردد.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا با دورشته کشاورزی ومعارف اسلامی وجذب ۲۵۸ دانشجو کار خود را آغاز کرده‌است.

مراکز بهداشتی ودرمانی بندرآستارا

  • بیمارستان دکترشریعتی(۱۳۰۸)
  • بیمارستان شهیدبهشتی(۱۳۵۴)
  • اورژانس وپلی کلینیک نخصصی بیمارستان شهید بهشتی
  • درمانگاه تامین اجتماعی آستارا
  • بیمارستان یکصدتختخوابه آستارا(درحال احداث)

طی سال‌های اخیر بیمارستان شریعتی تغییر نام داده واز زیر مجموعه‌های بیمارستان شهید بهشتی شده‌است. به طور کلی شهر از نظر خدمات درمانی، دارویی و واکسیناسیون در سطح مطلوبی به سر می‌برد، اما رویهٔ معمول آن است که اهالی شهر برای اکثر بیماریهای مهم به شهرهای اردبیل یا رشت مراجعه می‌کنند.


مفاخر علمی بندرآستارا

  • اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده و محقق و رزونامه نگار و فعال حقوق بشر و محیط زیست جهانی و بازنشسته ارتش
  • بهروز نعمت الهی محقق و نویسندهٔ کتاب تاریخ جامع آستارا و حکام نمین، دو دیوان شعر فارسی و آذری از وی به جا مانده‌است.
  • شاپور مرحبا سه ۳ دوره نماینده شهرستان آستارا در مجلس شورای اسلامی (دوره چهارم – پنجم و هفتم). نویسنده چندین کتاب در مورد عملکرد و دستاوردهای پس از انقلاب برای رشد و شکوفایی آستارا.
  • اسماعیل آهنی سیاستمدار واز هنرمندان ایران، نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه گیلان (آستارا).
  • مهندس یونس ابراهیمی پدر کیوی و مرکبات ایران. محقق و نویسنده کتاب و مقالات متعدد در امور کشاورزی در ایران.
  • عزیز ناطقی نویسنده، دبیر ریاضیات و نویسنده چندین کتاب راهنمای آموزش ریاضیات.
  • دکتر شیرین بزرگمهر فرزند سرهنگ جلیل بزرگمهر، نویسنده و دکترای سینما تئاتر. از اساتید دانشگاههای هنر ایران.
  • اشرف حریری محقق و نویسنده کتاب تاریخ آموزش و پرورش آستارا در دو جلد.
  • دکتر حسن پوربابایی دکترای جنگلداری از دانشگاه تربیت مدرس و رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:09 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608
دوشنبه 8 خرداد 1391
نماینده آستارا
گروه خبر : سیاسی,
برچسب ها : صفر نعیمی,نماینده آستارا,مجلس نهم,گیلان,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 08:36 ب.ظ | نظرات شما (0)

چهارشنبه 3 خرداد 1391

آستارا نیوز- به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر و روز مقاومت، ایثار و پیروزی، رزمندگان جنگ تحمیلی شهرستان آستارا كه در عملیات بیت المقدس حاضر بودند، طی آیینی مورد تجلیل قرار گرفتند.

روز مقاومت در آستارا

به گزارش آستارا نیوز و به نقل از ایرنا، امام جمعه شهرستان آستارا در آیین تجلیل از این رزمندگان و در اجتماع رزمندگان هشت سال دفاع مقدس كه در محل باشگاه آزادی شهرستان آستارا برگزار شد ، بیان داشت: با لطف و عنایت ویژه خداوند ، رزمندگان توانستند با اقتدار كامل خرمشهر را از دست متجاوزان آزاد كنند.

ادامه خبر
گروه خبر : فرهنگی,اجتماعی,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 08:44 ب.ظ | نظرات شما (0)

چهارشنبه 3 خرداد 1391

آستارا نیوز- به مناسبت سوم خردادماه سالروز فتح خرمشهر و روز ایثار و مقاومت، مسابقه دو همگانی توسط اداره ورزش و جوانان شهرستان آستارا و با همكاری هیات دو میدانی و هیات ورزش های همگانی این شهرستان برگزار شد.

به گزارش آستارا نیوز و به نقل از ایرنا، این مسابقه در راستای ارزش نهادن و عمل كردن به فرمایش مقام معظم رهبری در ارتباط با همگانی كردن ورزش و به مناسبت سالروز فتح خرمشهر و با حضور 150 نفر از ورزشكاران شهرستان آستارا برگزار شد.

در این مسابقه دو و میدانی، ورزشكاران با طی مسافت دو هزار متری از مقابل گلزار شهداء تا مزار شهدای گمنام شهرستان آستارا به رقابت پرداختند.

به گزارش خبرنگار ایرنا در پایان مسابقه از نفرات اول تا دهم به صورت ویژه تجلیل شد.
گروه خبر : ورزشی,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 08:42 ب.ظ | نظرات شما (0)

چهارشنبه 3 خرداد 1391

آستارا نیوز- سرپرست اداره شیلات شهرستان آستارا اعلام كرد: طی سال گذشته 99 تن ماهی قزل آلا و 110 تن انواع ماهیان گرم آبی در مزارع پرورشی این شهرستان تولید و روانه بازار مصرف شده است.

پرورش ماهی در آستارا

به گزارش آستارا نیوز 'صادق خاصی پور' روز چهارشنبه در مصاحبه با خبرنگار ایرنا با اشاره به وجود 9 مزرعه سردآبی پرورش قزل آلا در شهرستان آستارا افزود: این میزان تولید ماهی قزل آلا نسبت به سال ماقبل حدود 10 درصد افزایش داشته است.

ادامه خبر
گروه خبر : محیط زیست,اجتماعی,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 08:33 ب.ظ | نظرات شما (0)

شنبه 30 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز-  حجت‌الاسلام شیخ هابیل واثق به دلیل بیماری قلبی چند روز در بیمارستان آستارا بستری بود و عصر دیروز در سن 80 سالگی دار فانی را وداع گفت.

شیخ هابیل واثق

شیخ هابیل واثق منشا خدمات ارزشمند در حوزه‌های دینی و فرهنگی بوده و فعالیت‌هایی که وی برای تقویت بنیه اعتقادی، دینی و آگاهی بخشیدن به مردم انجام داده از ارزش بالایی در پایداری نظام اسلامی در این منطقه برخوردار بود. مراسم تشییع این عالم وارسته و پیر غلام تبلیغ ولایت گیلان، عصر امروز از مسجد آبروان به طرف آرامستان شهرستان آستارا برگزار شد.

مراسم تشییع جنازه این عالم برجسته که شهرت بالایی در بین مردم شهرستان آستارا و شهرهای همجوار دارد با حضور گسترده مردم برگزار شد. حجت‌الاسلام شیخ هابیل واثق متولد 1311 شمسی در روستای دودران از توابع شهرستان نمین در استان اردبیل است. وی سالها در دفتر ثبت اسناد خویش، سند ازدواج بسیاری از جوانان آستارا را امضا نمود. روحش شاد.

گروه خبر : کوچه و بازار,اجتماعی,
برچسب ها : شیخ هابیل واثق,آستارا,روحانیت,استارا,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 12:42 ق.ظ | نظرات شما (2)

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- به مناسبت 28 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام، عصر امروز مراسمی با حضور جمعی از شاعران، اساتید دانشگاه و علاقمندان شعر و ادبیات در سالن اجتماعات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آستارا برگزار گردید.

بزرگداشت عمر خیام در آستارا

در این مراسم که با اجرای داوود ملک زاده روزنامه نگار و استاد جوان ادبیات فارسی برگزار گردید، ابتدا رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آستارا به سخنرانی برای حضار پرداختند. بهروز ناظری در سخنانش با خیرمقدم گویی به مهمانان از برگزار نشدن چنین رویدادی برای بزرگداشت فردوسی ابراز تاسف نمود و از برنامه ریزی برای برگزاری هرچه باشکوه تر چنین بزرگداشت هایی در آینده خبر داد.

وی در ادامه مقاله ای در باب زندگانی و فلسفه شعری حکیم عمر خیام قرائت نموده و با خواندن یک رباعی از این شاعر گرانقدر سخنانش را به پایان رساند.

مراسم با خواندن چندین رباعی توسط شاعران آستارایی و بیان نکاتی در رابطه با شعر رباعی و معرفی چندین کتاب مرتبط توسط مجری مراسم ادامه یافت. سخنران پایانی مراسم نیز دکتر مهدی کارگر عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا بودند که از لحاظ فلسفی و عرفانی به تبیین سبک کاری و تفکرات حکیم عمر خیام پرداختند.

اواخر مراسم به اجرای بسیار زیبا و دلنشین هنرمند موسیقی جناب صفرکار آراسته گردید. وی در این اجرا با نواختن ساز سه تار و خواندن چند رباعی زیبا از خیام لحظات بسیار زیبایی را برای حاضران رقم زد. تشویق بی وقفه حضار در پایان اجرا نشانگر علاقه مردم به موسیقی و چنین اجراهای زیبایی بود. گفتنی است که در پایان مراسم بن خرید کتاب از طرف اداره ارشاد آستارا به شاعران و برخی از مهمانان حاضر اهدا گردید.

گروه خبر : فرهنگی,اجتماعی,
برچسب ها : بزرگداشت خیام در آستارا,اداره ارشاد آستارا,آستارا,گیلان,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 09:24 ب.ظ | نظرات شما (0)

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- كرسی آزاد اندیشی با عنوان 'مد و مدگرایی ، خوب یا بد' روز پنجشنبه با حضور دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا برگزار شد.

کرسی آزاد اندیشی در آستارا

به گزارش آستارا نیوز و به نقل از ایرنا، معاون نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه های آزاد استان گیلان در آیین برگزاری این همایش گفت: آنچه كه تحت عنوان مد و برنامه های ضد فرهنگی از طریق شبكه های ماهواره ای وارد محیط خانواده و اجتماع ما می شود، نباید مورد تقلید جوانان كشورمان قرار گیرد.وی تقلید از مدهای غربی را یك تقلید كوركورانه ذكر و بیان كرد: آنچه كه در عرف و فرهنگ جامعه ما باید به عنوان یك الگوی پوششی و رفتاری بدان توجه شود، همان پیروی از دستورات عالی و متعالی اسلامی است.

در این كرسی آزاد اندیشی، چهار نفر از كارشناسان و تعدای از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا ، نظرات خود را پیرامون موضوع 'مد و مدگرایی ، خوب یا بد؟! ' بیان كردند.
گروه خبر : فرهنگی,آموزشی,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 08:54 ب.ظ | نظرات شما (0)

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- مسابقه نقاشی كودك با عنوان 'مادرم تاج سرم' به مناسبت گرامیداشت ولادت با سعادت حضرت زهرا(س) و مقام مادر روز پنجشنبه در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آستارا برگزار شد.

به گزارش آستارا نیوز و به نقل از ایرنا، در این مسابقه نقاشی كه با موضوع مادر برگزار شد ، 300 نفر از كودكان آستارا با حضور در محوطه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان به نقاشی پرداختند.

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آستارا در حاشیه برگزاری این مسابقه گفت: این مسابقه به صورت حضوری و با شركت كودكان دانش آموز شهرستان در سه گروه سنی مختلف بین دانش آموزان مقاطع پیش دبستانی ، پایه اول و دوم و پایه های سوم ، چهارم و پنجم ابتدایی برگزار می شود.

ادامه مطلب
گروه خبر : فرهنگی,اجتماعی,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 08:52 ب.ظ | نظرات شما (0)

شنبه 23 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- وزیر راه و شهرسازی با حضور خود در آستارا از پروژه های مسکن مهر، مسکن معلولان، بندر و بیمارستان در حال احداث بازدید نمود. وی در این بازدید بر تسریع عملیات ساخت و تكمیل بندر چندمنظوره آستارا تاكید كرد و گفت: فاز اول بندر چندمنظوره آستارا هفته دولت امسال بهره برداری می شود، و بیمارستان یكصد تختخوابی نیز تا آخر دوره فعالیت دولت دهم در سال آینده تكمیل شده و به طور كامل به بهره برداری می رسد.

وزیر راه در آستارا

برای مشاهده کلیه اخبار مربوط به حضور جناب وزیر به پیوند زیر مراجعه نمایید.

مشاهده گزارش
گروه خبر : اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,
برچسب ها : علی نیکزاد در آستارا,وزیر راه و شهرسازی,مسکن مهر آستارا,بندر آستارا,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 06:21 ب.ظ | نظرات شما (0)

شنبه 23 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- ساختمان شورای اسلامی و شش پروژه عمرانی شهرداری آستارا عصر روز پنجشنبه با حضور استاندار گیلان افتتاح و به بهره برداری رسید.

ساختمان شورای آستارا

به گزارش آستارا نیوز و به نقل از ایرنا، فرماندار شهرستان آستارا در آیین بهره برداری از این پروژه ها، دولت ایران را مردمی ترین دولت دانست و بیان كرد: ما باید قدردان خدمات دولت و همه مسوولان دلسوز نظام باشیم. كیوان اسدپور فرصت خدمت به مردم را اوج افتخار و شایستگی یك مدیر در نظام اسلامی عنوان كرد و افزود: دولت افتخارش این است كه در كنار مردم و برای مردم كار می كند.

ادامه خبر
گروه خبر : اجتماعی,سیاسی,
برچسب ها : شورای شهر,شهردار,فرماندار,استاندار گیلان,آستارا,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 05:57 ب.ظ | نظرات شما (0)

شنبه 23 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- همایش كوهپیمایی خانوادگی به مناسبت سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن صبح روز جمعه در شهرستان آستارا برگزار شد.

همایش کوهپیمایی آستارا

به گزارش آستارا نیوز و به نقل از ایرنا، در این همایش كه سومین همایش كوهپیمایی خانوادگی شهرستان در سال جاری بود، بالغ بر 700 نفر از شهروندان شهرستان آستارا در مسیر ارتفاعات 'بی بی یانلو' به 'كشفی' به كوه روی و كوهپیمایی پرداختند. در این مسیر 15 كیلومتری كه حدود دو ساعت طول كشید، شهروندان با سردادن شعارهای مختص ورزش و تحرك با نظم خاصی به مقصد رسیدند.

در پایان همایش بین اعضای شركت كننده مراسم قرعه كشی انجام شد كه در نهایت به سه نفر از شركت كنندگان به قید قرعه كمك هزینه سفر به مشهد مقدس و به شش نفر نیز جوایز نقدی اهدا شد. گفتنی است که همایش كوهپیمایی و پیاده روی خانوادگی به همت هیات ورزشهای همگانی ، اداره ورزش و جوانان ، كانون مساجد و شهدای انقلاب اسلامی و فرمانداری آستارا برگزار شد.

گروه خبر : فرهنگی,ورزشی,
برچسب ها : کوهپیمایی,همایش ورزشی,آستارا گیلان,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 05:53 ب.ظ | نظرات شما (0)

شنبه 23 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آستارا از برگزاری اولین نمایشگاه نقاشی دیجیتال به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی در محل گالری معراج اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان خبر داد.

نمایشگاه نقاشی در استارا

به گزارش آستارا نیوز، 'بهروز ناظری' روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا اظهار كرد: این نمایشگاه نقاشی برای اولین بار با طراحی های دیجیتالی از آثار هنرمند برجسته نقاشی شهرستان آستارا 'عطا آهنی' در تاریخ 25 اردیبهشت افتتاح می شود.

ادامه خبر
گروه خبر : فرهنگی,
برچسب ها : بهروز ناظری,اداره ارشاد,آستارا,گیلان,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 05:50 ب.ظ | نظرات شما (0)

شنبه 23 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- سرپرست اداره آب و فاضلاب روستایی شهرستان آستارا گفت: با خرید مخزن 10 متر مكعبی و نصب آن روی مخزن قدیمی، 120 خانوار از ساكنان روستای بالا محله عنبران این شهرستان از آب آشامیدنی سالم برخوردار شدند.

آبفار آستارا

به گزارش آستارا نیوز قاسم كباری روز جمعه در مصاحبه با خبرنگار ایرنا بیان كرد: با اجرای 800 متر خط انتقال جدید و خرید دستگاه های كنترل دور و كنتور دیجیتال در سال گذشته و نصب مخزن جدید در سال جاری روی مخزن قدیمی و خارج كردن چاه بیضا از مدار، مشكل آب شرب روستای بالامحله عنبران برطرف شد.

ادامه خبر
گروه خبر : اجتماعی,اقتصادی,
برچسب ها : آبفار آستارا,روستای عنبران,آب روستایی,بندر استارا,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 05:47 ب.ظ | نظرات شما (0)

سه شنبه 19 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- رییس جمعیت هلال احمر شهرستان آستارا اعلام كرد: هم اكنون 12نفر برای رقابت در سومین دوره انتخابات مجمع جمعیت هلال احمر این شهرستان ثبت نام كرده اند.

هلال احمر آستارا

به گزارش آستارا نیوز، 'حسین خورشیدی' عصر روز سه شنبه در مصاحبه با خبرنگار ایرنا افزود: انتخابات مجمع جمعیت هلال احمر در روز جمعه 22 اردیبهشت سال جاری در شهرستان برگزار می شود و در جریان آن ، شورای اجرایی هلال احمر آستارا انتخاب می شوند.

ادامه خبر
گروه خبر : اجتماعی,
برچسب ها : هلال احمر آستارا,گیلان,
ارسال شده توسط آستارا نیوز در ساعت 10:16 ب.ظ | نظرات شما (0)

دوشنبه 18 اردیبهشت 1391

آستارا نیوز- رئیس سازمان نظام پزشکی آستارا گفت: با اختصاص زمین برای ساخت ساختمان نظام پزشکی آستارا، مشکل حوزه سلامت و بهداشت این شهرستان برطرف شد.

روز ماما در آستارا

به گزارش آستارا نیوز و به نقل از فارس، بختیار حیدرنیا پیش از ظهر امروز در مراسم گرامیداشت روز جهانی ماما در دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا، از برطرف شدن مشکلات اختصاص زمین برای ساخت ساختمان نظام پزشکی این شهرستان خبر داد و اظهار داشت: نبود ساختمان نظام پزشکی مشکل اصلی حوزه سلامت و بهداشت آستارا بود که با کمک شهرداری و شورای این شهر برطرف شد.

ادامه خبر
گروه خبر : فرهنگی,اجتماعی,


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:06 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 10:50 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده 09113813608

کاشی از لحاظ تاریخی پجمین شیوه اساسی و بنیادی در تزئینات ساختمان هیا آبده یی و ساختمان‌های عادی می‌باشد. استفاده از این شیوه و مواد تزئینی در معماری اسلامی نیز بهحد اعظمی رایج و دیزاین‌های جالب، جلو رشد وانکشاف تزئینات خششتی و گچی را گرفت وهمه علاقمند تزئینات با کاشی شدند از نوع تزینات کاشی برای باراول قسمیکه روی دیوار را بکلی بپوشاند در آبدات قرن ۱۳ هـ قونیه بکار رفته. کاشی کاری بصورت هنر تزئینی د رکشورهای اسلامی به اوج شگوفایی خود رسید ویکی از ویژه گی‌های برجسته معماری اسلامی به شمار می‌رود کاشی‌های که برای تئین عمارات به کار می‌رود عموأ سه نوع بوده کهذیلا توضیح می‌گردد.


ادامه مطلب
[ 2012/3/30 ] [ 20:45 ] [ kazem ]

سرامیك‌ها به عنوان یك زیرمجموعه از مواد سرامیكی، به طور مستقیم به سلامتی انسانها مربوط هستند؛ لذا صرفنظر از منافع اقتصادی، به توجهی ویژه نیاز دارند. دكتر صولتی، رئیس پژوهشكده سرامیك پژوهشگاه مواد و انرژی، ضمن معرفی مواد سرامیكی و بیوسرامیكی، آنها را مناسب‌ترین مواد جهت كاربرد در محیط فیزیولوژیك بدن دانست و دلیل این امر را زیست‌سازگاری مطلوب این مواد در كنار خواص مكانیكی مناسب آنها ذكر كرد. متن زیر حاصل‌ گفتگوی شبكه تحلیلگران تكنولوژی ایران (ایتان) با وی در رابطه با این مواد است:


ادامه مطلب
[ 2012/3/26 ] [ 21:17 ] [ kazem ]
کف پوش هاى لینولیوم
این نوع کف پوش یک مخلوط طبیعى ساخته شده از روغن تخم کتان اکسید شده، خاک اره، سنگ آهک پودر شده، صمغ کاج و رنگدانه هاى مختلف است. این مخلوط اولین بار در سال ۱۸۶۳ توسط یک انگلیسى به نام فردریک دالتون ساخته شد. این مواد بسیار مستحکم هستند و به صورت وسیعى در تمامى مناطق مانند آپارتمان ها و حتى مناطق صنعتى استفاده مى شد تا این که کف پوش هاى پلاستیکى در سال ۱۹۴۰ در دسترس مردم قرار گرفت. کف پوش هاى پلاستیکى مصنوعى در مقایسه با این نوع کف پوش از نظر نگهدارى بسیار راحت تر بود و به طور چشمگیرى بازار فروش لینولیوم را کساد کرد.
در بعضى مواقع مردم این دو نوع کف پوش (لینولیوم و کف پوش مصنوعى) را با یکدیگر اشتباه مى گیرند، در صورتى که مواد تشکیل دهنده آن دو کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند. تنوع رنگ در کف پوش هاى لینولیوم بسیار زیاد است و معمولاً به صورت ورقه اى در بازار موجود هستند.

کاشى هاى کف چرمى
این نوع از کاشى ها نیز در رنگ ها و سایزهاى مختلفى وجود دارد. آنها مى توانند خیلى زیبا و شیک باشند و عایق هاى بسیار خوبى براى صدا محسوب مى شوند. در زیر پا خیلى نرم و لطیف احساس مى شوند و ظاهرى بسیار لوکس و گران قیمت دارند. در طول زمان شکل چرم عوض مى شود و رنگ و جنس آنها تغییر مى کند و همیشه دست نخورده و تازه به نظر نمى آید. استفاده از کف پوش هاى چرمى زیاد مقرون به صرفه نیست اما بسیار زیبا و فریبننده هستند. این نوع کاشى هاى کف با طراحى مد روز و یا حتى مدل هاى قدیمى و سنتى براى کتابخانه ها بسیار مناسب هستند. بهتر است که کاشى هاى چرمى در محیط هایى با آب و هواى خشک یا در رطوبت زیاد استفاده نشوند. کاشى هاى کف چرمى باید حداقل ۲بار در سال واکس بخورد و بدین منظور مى بایست با فروشنده، نصاب یا توزیع کننده آنها قبلاً مشورت کنیم.

موزائیک
این نوع کف، یک طرح یا تصویر مجازى از قطعات کوچک است. این قطعات کوچک شامل مرمر یا شیشه مى باشند. رومیان چیزى را که ما امروزه موزائیک مى نامیم ایجاد کردند و آن را بر روى کف و دیوارها استفاده مى کردند. کلیساهاى وابسته به روم شرقى نمونه بسیار خوبى است از کاربرد موزائیک هاى بسیار رنگارنگ و شگفت انگیز که در آنها قطعات کوچکى از طلا نیز دیده مى شود.
براى این که ثابت کنیم ایده هاى بزرگ و قدیمى از بین نمى روند در طراحى هاى جدید نیز به صورت گسترده اى از موزائیک استفاده مى شود. نمونه ها و طرح هاى قدیمى موزائیک را مى توان در شهر pompeii (یکى از شهرهاى ایتالیا) مشاهده کرد و نمونه هاى مدرن و امروزى آن که داراى رنگ هاى بسیار شفاف و زنده اى هستند در حمام، آشپزخانه یا اتاق اصلى خانه استفاده مى شود.


ادامه مطلب
[ 2012/3/26 ] [ 16:32 ] [ kazem ]

1-خط تولید: کارخانجات کاشی از نوع خط تولید پیوسته بوده و در صورت رکود یا بحران در بازار، بسیار شکننده خواهند بود. خط تولید هایی که فقط و تنها فقط می توانند به تولید کاشی بپردازند و قادر به تولید چیز دیگری نیستند. شاید مخاطب در ذهن خود بپرسد خب تمام کارخانجات به همین ترتیب عمل می کنند!

اما باید بدانیم که بسیاری از خطوط تولید این گونه نبوده و بسیار انعطاف پذیرند و در صورت مشکل در بازار یک کالا به راحتی تولید خود را تغییر داده و محصول دیگری تولید می کنند. مانند صنایع پتروشیمی و صنایع فولادی که به نمونه بارز آن در اقتصاد ایران اشاره می کنم که چندی پیش با تحریم بنزین، ایران توانست با تغییر در تولید، محصول پالایشی دیگر را به بنزین تبدیل کرده و به راحتی هر چه تمام این خدعه دشمن را ناکام گذارد.

2- تک محصولی بودن : تک محصولی بودن (تولیدتنها یک کالا) یعنی اینکه میزان زیادی از درآمدو اشتغال و در مجموع اقتصادمردم وابسته به یک کالا یا خدمات  باشد و این تک محصولی بودن را باید یکی از بزرگترین معضلات اقتصادی دانست اقتصادی که با افزایش قیمت آن محصول رشد و با کاهش آن دچار رکود خواهد شد که نمونه آن را می توان  وابستگی کشورهای منطقه حوزه خلیج فارس به نفت دانست که اقتصادی مبتنی بر  نفت دارند و میبد نیزاقتصادی مبتنی بر کاشی ؛و افزایش قیمت کاشی و رونق بازار آن باعث افزایش سهام وافزایش سود برای سهامداران وشاید افزایش مزایا و حقوق برای کارکنان و کارگران است و در صورت رکود در بازار کاشی نتیجه آن کاهش قیمت سهام و سود برای سهامداران و کاهش حقوق و مزایا و یا تاخیر حقوق آنان خواهد بود ودر صورت به وجود آمدن این رکودوبحران می توانند به تعدیل نیروی انسانی،حذف سود سهام ،کاهش قیمت سهام و در نهایت ورشکستگی اشاره کرد سرانجامی که برای رهایی از آن باید به گسترش بخش های تحقیق و توسعه و برند سازی و ایجاد اتحادیه ای قدرتمندرا در این صنعت توجه نمود.

[ 2012/3/15 ] [ 20:30 ] [ kazem ]

امروزه میبد را باید بزرگترین شهر تولید کننده کاشی و سرامیک در ایران و خاورمیانه دانست، شهری که تاریخ تولید کاشی مدرن در آن از سه دهه فراتر نرفته و اولین کارخانه کاشی این شهر در سال 65 به بهره برداری رسیده است. با توجه به عواملی چون مدیریت مناسب و حاشیه سودبالا، بازار تقاضای مناسب موجود و بومی شدن این صنعت در منطقه، میزان تولید اندک اندک رو به گسترش نهاده و کارخانجات کاشی و سرامیک بسیاری افتتاح گردیده اند و میزان اشتغال و سرمایه گذاری افزایش و در مجموع میزان رفاه اقتصادی مردم بهبود پیدا کرد به طوری که این شهر از لحاظ میزان جمعیت شاغل جز بهترین شهرهای کشور بوده است و در سطح رفاه خوبی قرار گرفته است. اما همه چیز به اینجا ختم نمی شود. توجه به جنبه های مختلف این صنعت، زوایایی بیشتر را برای اذهان خواهد گشود و توجه بیشتر مسئولین را می طلبد تا با یک آینده پژوهی مناسب به بررسی نتایج حوزه عملکردی امروز نگاهی بیندازند تا بتواند آینده روشنی را ترسیم کنند. آقای احسان کریمی، خبرنگار شبکه مجازی میبدما و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت رسانه دانشکده صدا و سیما در مطلبی به بررسی آینده صنعت کاشی و سرامیک در میبد پرداخته است که قسمت اول این گزارش را که درباره "خط تولید پیوسته صنعت کاشی" و تبعات انحصار این صنعت است تقدیم می کنیم:




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:05 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

زندگی نامه شهید محمدجواد تندگویان

سه شنبه 9 خرداد 1391 10:12 ق.ظ




جواد تندگویان در سپیده‌دم روز 26 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. قدومش مایه برکت و خیر برای خانواده بود و وجودش روشنی بخش جانشان.
قبل از اینکه به مدرسه برود پدرش او را به مسجد برد و با قرآن آشنا کرد. پدرش از هواداران آیت الله کاشانی ـ روحانی مبارز، مشهور بود.
جواد در محیط ساده خانواده آموخت که معیار اصلی و هدف واقعی زندگی تجمل و رفاه نیست. بلکه غیر از مادیات، ارزشهای والاتر و برتر دیگری نیز وجود دارد. به همین دلیل در طول زندگی خود هیچ‌گاه اجازه نداد وسیله برای او هدف شود. جواد اکثر شبها، با قدم‌های کودکانه‌اش همراه پدر و پدربزرگ به مسجد «بینایی» و هیات «بنی‌فاطمه» و فاطمیون خانی‌آباد می‌رفت. ساکت و آرام در گوشه‌ای می‌نشست و به نماز خواندن مومنان نگاه می‌کرد و گوش او به تدریج با دعا و گفتار عالمان دین آشنا شد. هنوز به دبستان نرفته بود که در صف نماز جماعت در کنار پدر و پدربزرگ خود ایستاد و نماز خواند و درس خضوع و خشوع در برابر حق و ایستادگی در مقابل هرچه غیرخدایی، را آموخت. در کنار پدر و پدربزرگش در جلساتی که بعد ازهیات به گونه‌ای خصوصی برگزار می‌شد شرکت داشت و با مبارزه مکتبی آشنا شد و تا آخرین دقایق حیات پرافتخارش از مبارزه دست نکشید و مسجد و هیات را ترک نکرد.
مهندس تندگویان با وجود اینکه امتیاز لازم را برای اعزام به خارج به عنوان سهمیه بانک ملی به دست آورده بود. در مصاحبه به دلیل اینکه مذهبی متعصب شناخته شد کنار گذاشته شد. ایشان با توجه به علاقه‌ای که داشتند در سال 1354 به تحصیل در دانشکده نفت آبادان مشغول می‌شوند و فعالیت‌های اسلامی و انقلابی خود را در انجمن اسلامی این دانشکده دنبال می‌کنند. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس تندگویان ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند.
40 روز بعد، شهید تندگویان که به قصد تشویق و تقدیر کارکنان شجاع تاسیسات نفتی از یک راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفته و به اسارت گرفته می‌شوند که پس از تحمل سالها اسارت به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
پسرم گفت به شهادتم حسادت نمی‌کنی!
پدر شهید تندگویان از آگاهی شهید بزرگوار نسبت به سرنوشت سفر آخرتش می‌گوید:
پسرم یک ساعت قبل از آخرین سفرش، به مغازه من تلفن کرد گفت پدر من دارم به جنوب می‌روم، می‌خواستم خداحافظی کنم.» گفتم: مواظب خودت باش. خندید و گفت:« به من حسودی می‌کنی پدر؟» پرسیدم: حسودی؟! از چه بابت؟ گفت:« برای اینکه ممکن است شهید بشوم!».
.... در پایان صحبت خود، مبلغی را نام برد که بابت خمس و زکات بدهکار است. از من خواست چنانچه از سفر بازنگشت. این مبلغ را بپردازم.
مادر شهید تندگویان در مورد اهمیت دادن ایشان به مطالعه و تلف نکردن اوقات فراغت و چند ویژگی برجسته ایشان این چنین می‌گوید: هرگاه در منزل کاری نداشت از نوارهای قرآن که در خانه داشتیم، استفاده می‌کرد و من ندیدم که وقت را به بطالت طی کند. همیشه می‌‌گفت: «اگر امروزم با دیروزم یکی باشد، از غصه دق می‌کنم.»
صفت سخاوت در او به قدری برجسته بود که صفات دیگرش را تحت‌الشعاع قرار داده بود به طوری که مادرم (مادر بزرگ جواد) می‌گفت: «جواد باعث خدا بیامرزی من است».
اسارت تندگویان مثل شهادت بود
قرار بود که وزرای نفت و بهداشت با معاونان خودشان به اهواز بروند. پرواز، راس ساعت هفت صبح، از پایگاه اول شکاری شروع می‌شد. همه به جز شهید تندگویان و چند نفر از همکارانش سرقرار حاضر شدند. هرچه تلاش شد، دسترسی به آنان مقدور نشد و بالاخره پس از تاخیر، هواپیما راه افتاد. قبل از اوج گرفتن خبر رسید که شهید تندگویان و همراهان آمده‌اند. دوباره هواپیما بازگشت و آنها سوار شدند و به طرف اهواز حرکت کردیم. در اهواز به علت طوفانی بودن هوا، فرود هواپیما میسر نشد. شهید تندگویان گفتند: به اصفهان برویم واز پالایشگاه نفت آنجا بازدید کنیم. بنده نظر دارم که چون برای آمدن به اهواز هماهنگی زیادی انجام شده است به پایگاه وحدتی برویم. همه قبول کردند و شب را در باشگاه نفت مستقر شدیم. همان شب خبر آوردند که حصر آبادان سخت‌تر شده است و در شهر تنها سیب‌زمینی و پنیر موجود است. فردا به دو گروه تقسیم شدیم. قرار شد عده‌ای با شهید تندگویان به سمت آبادان حرکت کنند. آخرین ماشین‌ این گروه هنوز چندان دور نشده بود که با یک کامیون برخورد کرد و چند نفری مجروح شدند. با این حادثه همه آن گروه بازگشتند و تا بستری شدن این افراد در آنجا ماندند. این پیشامد موجب شد که برخی از افراد که در ماشین شهید تندگویان نبودند، داخل این ماشین شوند و عده‌ای هم که داخل آن ماشین شده بودند، به ماشین دیگری منتقل شوند. این گونه بود که تقدیر، مثل همایی که بر سر پادشاهان سایه می‌اندازد، با یک تصادف کامیون، همسفران آن شهید را برای اسارت برگزید.



دیدگاه ها : 0 نظرات
آخرین ویرایش: - -

زندگی نامه سید محمد حسین طباطبایی


 

 

 

 

سید محمد حسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (زادهٔ ۱۲۸۱ ه.ش.- درگذشتهٔ ۱۳۶۰ه.ش.) فقیه شیعه، مفسر قران و فلسفه‌دان ایرانی ‌است. [نیازمند منبع]
اهمیت وی به جهت احیای حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع بعد از دوره صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی اکتفا نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی در این مکتب می‌پردازد. همچنین با انتشار کتب فراوان و تربیت شاگردان برجسته نظیر مرتضی مطهری در دوران مواجهه با اندیشه‌های غربی نظیر مارکسیسم به اندیشه دینی حیاتی مجدد بخشیده، حتی در نشر آن در مغرب زمین نیز می‌کوشد.
وی از دودمان سادات طباطبایی آذربایجان است. در سال ۱۲۸۱ در تبریز متولد شد. در پنج سالگی مادر و در نه سالگی پدر خود را از دست داد. وصی پدر او و تنها برادرش علامه الهی را برای تحصیل به مکتب فرستاد. تحصیلات ابتدایی شامل قرآن و کتب ادبیات فارسی را از ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶ فراگرفت و سپس از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ به تحصیل علوم دینی پرداخت و به تعبیر خود «دروس متن در غیر فلسفه و عرفان» را به پایان رساند.
خود درباره دوران تحصیلش نوشته‌است:«در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم، علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این رو هر چه می‌خواندم نمی‌فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذراندم. پس از آن یک باره عنایت خدایی دامن گیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بیتابی نسبت به تحصیل کمال، حس نمودم. به طوری که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش نموده و تلخ و شیرین حوادث در برابر می‌پنداشتم[کذا]. بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم. در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه می‌پرداختم. بسیار می‌شد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می‌گذرانیدم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه می‌کردم و اگر اشکالی پیش می‌آمد با هر خودکشی بود حل می‌نمودم و وقتی که به درس حضور می‌یافتم از آنچه استاد می‌گفت قبلا روشن بودم و هرگز اشکال و اشتباه درس را پیش استاد نبردم»[۱].
به هر حال علامه طباطبایی بعد از مدتی اقامت در تبریز تصمیم می‌گیرد تا به قم عزیمت نماید و بالاخره این تصمیم خود را در سال ۱۳۲۵هـ.ش عملی می‌کند. فرزند علامه طباطبایی در این مورد می‌گوید: «هم‌زمان با آغاز سال ۱۳۲۵هـ.ش وارد شهر قم شدیم... در ابتدا به منزل یکی از بستگان که ساکن قم و مشغول تحصیل علوم دینی بود وارد شدیم، ولی به زودی در کوچه یخچال قاضی در منزل یکی از روحانیان که هنوز هم در قید حیات است اتاق دو قسمتی، که با نصب پرده قابل تفکیک بود اجاره کردیم، این دو اتاق قریب بیست متر مربع بود. طبقه زیر این اطاقها انبار آب شرب منزل بود که، در صورت لزوم بایستی از درب آن به داخل خم شده و ظرف آب شرب را پر کنیم. چون خانه فاقد آشپزخانه بود پخت و پز هم در داخل اطاق انجام می‌گرفت - در حالی که مادر ما به دو مطبخ (آشپزخانه) ۲۴ متر مربعی و ۳۵ متر مربعی عادت کرده بود که در میهمانیهای بزرگ از آنها به راحتی استفاده می‌کرد ـ پدر ما در شهر قم چند آشنای انگشت شمار داشت که یکی از آنها مرحوم آیت الله حجت بود. اولین رفت و آمد مرحوم علامه به منزل آقای حجت بود و کم کم با اطرافیان ایشان دوستی برقرار و رفت و آمد آغاز شد.
لازم به ذکر است که علامه طباطبایی در ابتدای ورودشان به قم به قاضی معروف بودند، چون از سلسه سادات طباطبایی هم بودند، خود ایشان ترجیح دادند، که به طباطبایی معروف شوند. ایشان عمامه‌ای بسیار کوچک از کرباس آبی رنگ و دگمه‌های باز قبا و بدون جوراب با لباس کمتر از معمول، در کوچه‌های قم تردد داشت و در ضمن خانه بسیار محقر و ساده‌ای داشت.» [۲]
برطبق نقل دینانی، پس از مدتی که به‌اصرار برخی علما مجلس درس روزانهٔ اسفار علامه تعطیل شد، با اصرار طلاب، اجازهٔ تدرسی شفا به وی داده شد. در این میان، علامه به تشکیل کلاس‌های شبانهٔ اسفار پرداخت که هفته‌ای دو شب (شب پنج‌شنبه و جمعه) و به صورت سیار در خانهٔ شاگردان تشکیل می‌شد و تعداد معدودی (کمتر از ۱۰ تن) شاگرد ثابت در آن شرکت می‌کردند. حضور در این کلاس‌ها بدون اجازهٔ خود علامه مقدور نبود. دینانی معتقد است محتوای این کلاس‌ها بیشتر درس خارج فلسفه بود. [۳]
آثار علامه طباطبایی (به استثنای تفسیر المیزان ) را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: الف- کتاب‌هایی که به زبان عربی نگاشته شده‌اند. این کتاب‌ها عبارتند از: ۱- کتاب توحید که شامل ۳ رساله‌است: رساله در توحید رساله در اسماء الله رساله در افعال الله ۲- کتاب انسان که شامل ۳ رساله‌است: الانسان قبل الدنیا الانسان فی الدنیا الانسان بعد الدنیا ۳- رساله وسائط که البته همگی این رساله‌ها در یک مجلد جمع آوری شده و به نام هفت رساله معروف است. ۴- رسالة الولایه ۵- رساله النبوة و الامامه
ب- کتاب‌هایی که به زبان فارسی نگاشته شده‌اند: ۶- شیعه در اسلام ۷- قرآن در اسلام (به بحث درباره مباحث قرآنی از جمله نزول قرآن، آیات محکم و متشابه ناسخ و منسوخ و ... پرداخته‌است.) ۸- وحی یا شعور مرموز ۹- اسلام و انسان معاصر ۱۰- حکومت در اسلام ۱۱- سنن النبی (درباره سیره و خلق و خوی پیامبر اسلام در بخش‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی ایشان است.) ۱۲- اصول فلسفه و روش رئالیسم (در مورد مبانی فلسفی اسلامی و نیز نقد اصول مکتب ماتریالیسم دیالکتیک است. ۱۳- بدایة الحکمة ۱۴- نهایة الحکمة (این دو کتاب از متون درسی فلسفی بسیار مهم حوزه و دانشگاه محسوب می‌شود.) ۱۵- علی و فلسفه الهی ۱۶- خلاصه تعالیم اسلام ۱۷- رساله در حکومت اسلامی
علامه طباطبایی دو اثر شاخص دارد، که بیشتر از سایر آثار وی مورد توجه قرار گرفته‌است. نخست تفسیر المیزان است، که در ۲۰ جلد و طی ۲۰ سال به زبان عربی تالیف شده‌است. در این تفسیر، از روش «تفسیر قرآن به قرآن» استفاده شده‌است، و علاوه‌بر تفسیر آیات و بحث‌های لغوی در بخش‌هایی جداگانه با توجه به موضوع آیات مباحث روایی، تاریخی، کلامی، فلسفی و اجتماعی نیز دارد. این اثر به دو شکل منتشر شده‌است: نخست در چهل جلد، و سپس، در ۲۰ جلد. این اثر توسط سیدمحمد باقر موسوی همدانی به زبان فارسی ترجمه شده‌است.
اثر مهم دیگر او اصول فلسفه و روش رئالیسم است. این کتاب شامل ۱۴ مقالهٔ فلسفی است، که طی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ شمسی تالیف شده و توسط مرتضی مطهری و با رویکرد فلسفهٔ تطبیقی شرح داده شده‌است.[۴] این کتاب نخستین، و یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایی است که به بررسی مباحث فلسفی، با توجه به رویکردهای حکمت فلسفی اسلامی و فلسفهٔ جدید غربی پرداخته‌است.
[ویرایش] شرحی کوتاه بر دیگر آثار
• بدایه الحکمه:
کتابی که یک دوره تدریس فشرده فلسفه برای دوستداران علوم عقلی در قم و سپس دانشگاه‌های کشور شد.
• نهایه الحکمه:
این اثر برای تدریس فلسفه با توضیحی بیشتر، عمقی افزون تر و سطحی عالی تر تدوین شده‌است.
• حاشیه بر کفایه:
کتابی اصولی پیرامون قوانین استنباط است.
• مجموعهٔ مذاکرات با پروفسور هانری کربن:
او که محققی فرانسوی است پیرامون چگونگی شیعه و مباحث اعتقادی و... مذاکراتی با علامه داشته که در این کتاب وجود دارد.
• رساله انسان قبل از دنیا، در دنیا و بعد از دنیا:
این کتاب که اکنون با نام «انسان از آغاز تا انجام» ترجمه شده‌است مباحثی مفید از عوالم سه گانه ماده، مثال و عقل مطرح کرده و پیرامون شبهات و دغدغه خاطر جوانان مطالبی بسیار مفید و لازم ارائه کرده‌است.
• در محضر علامه طباطبائی:
این کتاب توسط محمد حسین رخشاد نوشته شده‌است و شامل پرسش‌ها و پاسخ‌های زیادی در موضوعات مختلف از علامه‌است.
• شیعه در اسلام:
علامه این کتاب را برای معرفی عقاید شیعه به طور عقلانی نوشته‌است.
• ولایت‌نامه:
این یک رساله عرفانی از علامه‌است که همایون همتی آن را ترجمه کرده‌است و انتشارات روایت فتح آن را منتشر کرده‌است.
شاگردان :
قابل توجه‌است بخش بزرگی از رهبران روحانی انقلاب ایران شاگردان مشترک سیدمحمدحسین طباطبایی و روح الله خمینی هستند. علامه شاگردان زیادی تربیت کرد، که در زیر نام مهم‌ترین آنها ذکر می‌گردد:
1. امام موسی صدر
2. مرتضی مطهری
3. محمد شجاعی
4. محمد صادقی تهرانی
5. سید محمد حسینی بهشتی
6. سید جلال الدین آشتیانی
7. علی قدوسی (داماد علامه)
8. سید مرتضی جزایری
9. سید محمد حسین حسینی طهرانی
10. محمد اسماعیل صائنی زنجانی
11. عبدالحمید شربیانی
12. غلامحسین ابراهیمی دینانی
13. ابراهیم امینی
14. عبدالله جوادی آملی
15. حسن حسن زاده آملی
16. علی میانجی
17. محمد جواد باهنر(شهید باهنر)
18. عباس ایزدی
19. ابوطالب تجلیل
20. عزالدین حسینی زنجانی
21. سید عبدالله جعفری(تهرانی)
22. علی سعادت‌ پرور(پهلوانی تهرانی)
23. دکتر جواد مناقبی (داماد علامه)
24. محمدی گیلانی
25. یحیی انصاری
26. سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
27. سید محمد باقر ابطحی
28. سید محمد علی ابطحی
29. سید مهدی روحانی
30. حسین علی منتظری
31. محمدتقی مصباح یزدی
32. محمد مفتح
33. ناصر مکارم شیرازی
34. حسن نوری همدانی
35. حسین نوری همدانی
36. سیدابراهیم خسروشاهی
37. سید محمد خامنه‌ای
همچنین بسیاری از روشنفکران در جلسات مباحثه از ایشان بهره گرفتند. از آن جمله می‌توان به جلسات مباحثه با پرفسور هانری کربن اشاره کرد، که دکتر سید حسین نصر و بسیاری دیگر در آن حضور داشتند و یا جلساتی که در تهران برگزار می‌شد و افرادی نظیر داریوش شایگان در آن حاضر بودند.
نکته ی جالب توجه این که در این شعر جز لغت حلاج که اسم خاص عربی ست، تمام لغات فارسی انتخاب شده اند.
همی گویم و گفته‌ام بارها  بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی‌ست در کیش مهر  برونند زین جرگه هشیارها
به شادی و آسایش و خواب و خور  ندارند کاری دل‌افگارها
بجز اشک چشم و بجز داغ دل  نباشد به دست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان  میان دل و کام دیوارها
چه فرهادها مرده در کوه‌ها  چه حلاج‌ها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار  مگر توده‌هایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان  نیازند هرگز به مردارها
مهین مهرورزان که آزاده‌اند  بریدند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رسته‌اند  چه گل‌های رنگین به جوبارها
بهاران که شاباش ریزد سپهر  به دامان گلشن ز رگبارها
کشد رخت سبزه به هامون و دشت  زند بارگه گل به گلزارها
نگارش دهد گلبن جویبار  در آیینهٔ آب رخسارها
رود شاخ گل دربر نیلوفر  برقصد به صد ناز گلنارها
درد پردهٔ غنچه را باد بام  هزار آورد نغز گفتارها
به آوای نای و به آهنگ چنگ  خروشد ز سرو و سمن تارها
به یاد خم ابروی گلرخان  بکش جام در بزم می‌خوارها
گره را ز راز جهان باز کن  که آسان کند باده دشوارها
جز افسون و افسانه نبود جهان  که بسته است چشم خشایارها
به اندوه آینده خود را مباز  که آینده خوابی‌ست چون پارها
فریب جهان را مخور زینهار  که در پای این گل بود خارها
پیاپی بکش جام و سرگرم باش  بهل گر بگیرند بیکارها




دیدگاه ها : 0 نظرات
آخرین ویرایش: - -

زندگی نامه شهید سرلشگر منصور ستاری




 سرلشكر شهید ، منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود . پدرش ، مرحوم « حاج حسن » شاعری فاضل بود كه دیوانی از او به نام «ماتمكده عشاق » به یادگار مانده است . 

منصور ستاری دوران ابتدایی را در مدرسه ولی آباد ورامین و دوران متوسطه را در قریه « پوینك » باقر آباد به پایان رسانید . وی در طول دوران تحصیل همواره یكی از شاگردان ممتاز كلاس به شمار می‌رفت . 

شهید بزرگوار پس از اخذ دیپلم متوسطه ، در سال 1346 وارد دانشكدة‌افسری شد و پس از پایان دورة‌دانشكده به درجة ستوان دومی نایل آمد . در سال 1350 جهت طی دورة‌علمی كنترل رادار به كشور آمریكا اعزام شد و پس از گذراندن دورة‌یكساله ، در سال 1351 به ایران بازگشت و به عنوان افسر كنترل شكاری نیروی هوایی مشغول به كار شد . 

شهید ستاری در سال 1354 در كنكور سراسری شركت كرد و در رشته برق و الكترونیك پذیرفته شد . تعدادی از واحدهای دانشگاهی را گذرانده بود كه با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی تحصیل را كنار گذاشت و همدوش دیگر آحاد مردم به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت. 

وی افسری مؤمن ، متعهد ، شجاع ، آگاه ، تیزهوش و كاردان بود . طرح‌ها و ابتكارهای زیادی در تجهیز سیستم‌های راداری ، پدافندی به اجرا گذاشت كه در طول جنگ تحمیلی توان نیروی هوایی را در سرنگونی هواپیماهای متجاوز دشمن دو چندان نمود . 

تیمسار ستاری به علت فعالیتهای بیش از حدی كه در اجرای طرح‌های جنگی از خود نشان داد ، درسال 1362 به سمت معاون عملیات فرماندهی پدافند نیروی هوایی منصوب شد . طرح‌ها و برنامه‌هایی كه شهید ستاری ارائه می‌داد بسیار منطقی ، عملی ، كاربردی و مؤثر بود . از این رو در سال 1364 به عنوان معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی برگزیده شد و به علت لیاقت و كاردانی و شایستگی كه از خود نشان داد ، در بهمن ماه سال 1365 با درجة سرهنگی به سمت فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا هنگام شهادت عهده دار این مسئولیت بود . 

در عملیات خیبر وقتی در محاصره بمباران شیمیایی او ماسك خود را تقدیم به پیرمردی كه راننده لودر بود كرد را همه به یاد دارند. براثر این اقدام وی تا زمان شهادت از شامه بویایی بی بهره شده بود و تا پایان عمر این موضوع را مخفی می كرد. 

اقدامات شهید ستاری بر چهار ركن اصلی استوار بود:

۱ـ طرح و برنامه صحیح از ابتدای فرماندهی همراه با آینده نگری هرچه ژرف تر.

۲ـ سازماندهی نیروی انسانی متعهد و كارا = مستعد و مبتكر و بیش از همه خوداتكا و خودباور در پروژه های توسعه پیشرفت.

۳ـ تأمین وسایل و تجهیزات با بهره گیری حداكثر از منافع موجود داخلی و با تكیه بر اهداف خودكفایی كشور.

۴ـ اعمال مدیریت پویا و متكی بر روابط انسانی و ایجاد محیطی هرچه مناسب تر برای تشریك مساعی همگانی.

شهید ستاری با برنامه ای منسجم كه در پیروزی نهایی بسیار مؤثر افتاد به كار پرداخت. 

از اقدامات مهم و بنیادین این شهید بزرگوار می توان اجمالاً به مواردی چند اشاره نمود. 

ـ تأسیس دانشكده پرواز (خلبانی) این آرزوی دیرینه هر ایرانی وطن پرست و پرسنل نیروی هوایی بود. اولین سری دانشجویان خلبانی در مهرماه سال ۱۳۶۷ وارد دانشكده پرواز شدند. 
 
-تأسیس دانشگاه هوافضا با ۸ گرایش تحصیلی و مبتنی بر برنامه های آموزشی ـ مجموعه های كارشناسی و مصوبات وزارت فرهنگ و آموزش عالی. 

ـ تأسیس دانشكده پرستاری و راه اندازی مركز تحقیقات و آموزش پزشكی (پاتولوژی) نیروی هوایی. 

ـ توجه به آموزش كارا (حین خدمت) و آموزش پرسنل رده میانی. 

ـ ایجاد هنرستان كارودانش ـ فنی و حرفه ای درمركز آموزشهای هوایی و اجرای برنامه های آموزش و پرورش برای افرادی كه حداكثر با سن شانزده سال به استخدام نهاجا درآمده بودند تا بتوانند همانند دانش آموزان دبیرستان به تحصیل بپردازند و دیپلم رسمی كشور به آنها اعطاشود. 

ـ ایجاد شبكه دیده بانی به منظور تقویت سیستم پدافندی كشور ـ ایجاد شبكه دیده بانی بصری ـ ایجاد موانع هوایی بر فراز دره ها، گذرگاهها و ارتفاعات و... 

شهیدستاری كه به واقع معماری آینده نگر برای سیستم پدافند هوایی كشور بود با راه اندازی تأسیسات و امكانات جدید تعمیر و نگهداری و نیز اجرای پروژه هایی نظیر پروژه اوج و نیز راه اندازی مركز پژوهش، تحقیقات و آموزش (پتا) توان نگهداری نیرو را تقویت و به چندین برابر قدرت قبلی ارتقاداد. این مهم برای كشوری كه پایه های صنعتی اش تقریباً ضعیف بود كاری شگرف می باشد. ایجاد مؤسسات فنی و صنعتی پیشرفته برای آموزش پروازی مرحله مقدماتی دانشجویان خلبانی با كمك مهندسین و متخصصین نهاجا با ساخت هواپیمای پرستو. این هواپیما از نظر امكانات عملیاتی تقریباً شبیه هواپیمای بونانزای ساخت آمریكا می باشد. 

یكی از مهمترین فعالیتهای سرلشگر شهید منصور ستاری طی سالهای ۶۶ الی پایان جنگ تحمیلی اسكورت ناوگان تجاری كشتی های نفتكش ایران در خلیج فارس و دریای عمان تا خروج آنها بود. انجام عملیات اسكورت باتوجه به حجم عملیات جنگی و مضافاً حجم عملیات عادی و روزانه نهاجا كاری بس عظیم بود.

نگهداری مجتمع پتروشیمی بندرامام، حفاظت از میدان گازی كنگان و مواردی نظیر اینها یادآور اقدامات و جانفشانی های عقابان تیزپرواز و پرسنل پدافندی نیروی هوایی تحت فرماندهی و مدیریت این بزرگوار همیشه به یادماندنی است. 

طراحی و ساخت خودروشمس ایجاد خطوط هوایی سها (سازمان هواپیمایی ارتش جمهوری اسلامی ایران) شركت در پروژه های دولتی در راستای امور مهندسی و تأسیساتی، افزایش كارایی و استخراج از معادن تحت پوشش از قبیل نمك سمنان كه نیازمندیهای صنایع نفتی و پتروشیمی كشور را مرتفع و پشتیبانی می نماید، ازدیاد بازده صنایع فلزی (ریخته گری ـ تراش و...) و دریافت سفارش به منظور رفع نیازمندیهای دولتی، نظامی و خصوصی. 

شهیدستاری منطقی ترین راه را برای كاهش اثرات محدودیت اعتباری و روبرویی با شرایط پس از جنگ انتخاب نمود و آن خودكفایی هرچه بیشتر نیروی هوایی بود. بدینوسیله علاوه بر آنكه از خروج اعتبارات نیروی هوایی جلوگیری می كرد توان تولیدی و خدماتی را افزایش داده و درآمدهای حاصل از این قبیل فعالیت ها را همواره تحت كنترل و نظارت دقیق قرارداد كه به عنوان پشتوانه ای برای اجرای برنامه های سازندگی موردبهره برداری قرارگرفت. 

شهیدستاری با كمك فرماندهان و پرسنل عزیز نیروی هوایی پروژه های بلندمدت را طراحی نمود كه یكی پس از دیگری جامه عمل می پوشد. یكی از این پروژه ها بعد از شهادت ایشان هواپیمای جنگی آذرخش بود كه با حضور رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۶ به پرواز درآمد. 

به هر تقدیر سرلشگر شهیدمنصور ستاری با حمایت پرسنل از جان گذشته نیروی هوایی آنچه درتوان داشت در طبق اخلاص نهاده و به پیشگاه ملت ایران تقدیم نمود و امروز به خیل شهیدانی پیوسته است كه همواره در فراق آنها می سوخت. روح حماسی او از همان پهنه آسمان نیلگونی كه مأوای همیشگی او و یارانش بود به ملكوت اعلی عروج كرد تا دركنار امام و فرمانده خود آرام گیرد.
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 8:29 ] [ امین پناهی ] [ نظر بدهید ]



دیدگاه ها : 0 نظرات
آخرین ویرایش: - -

زندگی نامه شهید محمد على رجایى


شهید محمد على رجایى ، در سال 1312 هجری قمری در شهرستان قزوین متولد شد، تحصیلات ابتدایى را تا اخذ گواهینامه ششم ابتداى در همین شهرستان به انجام رساند. در سن چهار سالگى از وجود داشتن نعمت پدر محروم شد و تحت تكفل مادر مهربان و منیع الطبع قرار گرفت . در سال 1327 به تهران مهاجرت كرد و سال بعد یعنى در 1328 وارد نیروى هوایى شد. در مدت 5 سال خدمت در نیروى هوایى ، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند، سپس در سال 1335 به دانشسراى عالى رفت و به سال 1338 دوره لیسانس خود را در رشته ریاضى به پایان برد و به سمت دبیر ریاضى به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به ترتیب در شهرستانهاى خوانسار، قزوین و تهران به تدریس ، اشتغال ورزید.
شهید رجائى در مدت تدریس ، همیشه آموزگارى دلسوز، پركار و شایسته بود و ضمن تدریس ، به فرا گرفتن علوم اسلامى و انجام فعالیتهاى سیاسى همت مى گماشت . در سال 1340 به عضویت نهضت آزادى در آمد كه منجر به دستگیرى وى (در اردیبهشت 1342) و پنجاه روز زندان شد. پس ‍ آزادى از زندان با شهید باهنر به سازماندهى مجدد هیات موتلفه پرداخت و براى پرورش افرادى كه بتوانند نبردى مسلحانه را اداره نمایند به اعزام داوطلبانى به جبهه فلسطین دست زد. در همین رابطه و براى تكمیل برنامه مزبور (در سال 1350) خود شخصا به خارج از كشور سفر كرد. ابتدا به فرانسه و تركیه رفت و از آنجا عازم سوریه شد.
شهید رجایى همگام با فعالیتهاى سیاسى لحظه اى نیز از خدمات فرهنگى غافل نبود از آن جمله تدریس در مدارس كمال و رفاه ، همكارى با بنیاد رفاه و تعاون اسلامى با همكارى شهید مظلوم آیت الله دكتر بهشتى و شهید دكتر باهنر و آیت الله هاشمى رفسنجانى .
ایشان با نهایت شجاعت و شهامت مدت دو سال ، در زندانهاى انفرادى رژیم پهلوى انواع و اقسام شكنجه ها را تحمل نمود و چون كوهى استوار مقاومت كرد. در اثر این مقاومتها او را به زندان قصر و سپس به اوین فرستادند. او در زندان به ماهیت واقعى منافقین پى برد و از آنها تبرى جست . دوران زندان مجموعا چهار سال به درازا كشید و شهید رجائى در سال 1357 با اوج گیرى انقلاب اسلامى همراه دیگر زندانیان سیاسى آزاد شد و بلافاصله وارد مبارزات سیاسى و فرهنگى گردید و به اتفاق عده اى از همكارانش براى بسیج و سازماندهى مبارزات مخفى معلمان مسلمان ، تلاش گسترده اى را آغاز كرد و موفق به ایجاد انجمن اسلامى معلمان شد. او در راه پیماییهاى عظیم سال 1357 مخلصانه و با تمام توان كوشید و نقش ‍ موثرى در فعالیتهاى تبلیغاتى آنها داشت .
شهید رجائى پس از پیروزى انقلاب اسلامى و در سال 1358، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و در زمان وزارت خود موفق به دولتى كردن كلیه مدارس شد. سپس به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى انتخاب گردید و به دنبال تمایل مجلس شوراى اسلامى در تاریخ 18/5/1359 به عنوان اولین نخست وزیر جمهورى اسلامى ایران به مجلس معرفى و با راى قاطع به نخست وزیرى انتخاب شد. شهید رجائى در این مسئولیت خطیر، على رغم این كه به فاصله بسیار كوتاهى با توطئه عظیم استكبار جهانى در ایجاد جنگ تحمیلى از سوى رژیم صدام روبرو شد و همچنین كارشكنى هاى بنى صدر و متحدانش و خرابكاریهاى منافقین و ساواكیها را در پیش رو داشت ، اما توانست به بهترین وجه از عهده انجام وظایف و مسئولیتهاى سنگین خود بر آید.
به دنبال عزل بنى صدر از ریاست جمهورى ، شهید رجائى با راى اكثریت مردم محرومى كه شاهد تلاشهاى صادقانه ((این فرزند صدیق ملت و مقلد با وفاى امام ((ره )) بودند به ریاست جمهورى انتخاب شد. دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامى كه توان تحمل وجود این مایه امید مستضعفان و عنصر ارزشمند و دلسوز را نداشتند در هشتم شهریور ماه 1360 او را به همراه یار قدیمى اش شهید باهنر در انفجار دفتر نخست وزیرى به شهادت رساندند.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:04 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

حافظ


 

(سال و محل تولد: 726 هـ.ق- شیراز ، سال و محل وفات: 791 هـ.ق- شیراز)

شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب با وجود شهرت والای این شاعر در خصوص دوران زندگی حافظ بویژه زمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی در حدود سال 726 ه.ق در شهر شیراز به دنیا آمد است.

اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و در دوره سلطنت اتابکان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت کرده است. شمس الدین از دوران طفولیت به مکتب و مدرسه روی آوردو آموخت سپری نمودن علوم و معلومات معمول زمان خویش به محضر علما و فضلای زادگاهش شتافت و از این بزرگان بویژه قوام الدین عبدا... بهره ها گرفت.

خواجه در دوران جوانی بر تمام علوم مذهبی و ادبی روزگار خود تسلط یافت.

او هنوز دهه بیست زندگی خود را سپری ننموده بود که به یکی از مشاهیر علم و ادب دیار خود تبدل شد. وی در این دوره علاوه بر اندوخته عمیق علمی و ادبی خود قرآن را نیز کامل از حفظ داشت و از این روی تخلص حافظ بر خود نهاد.

دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلی اتابکان فارس و این ایالات مهم به تصرف خاندان اینجو در آمده بود. حافظ که در همان دوره به شهرت والایی دست یافته بود مورد توجه و امرای اینجو قرار گرفت و پس از راه یافتن به دربار آنان به مقامی بزرگ نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس دست یافت.

دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت و انصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754 ه.ق بطول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژه شیراز کوشید.

حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعار خود با ستودن وی در القابی همچون (جمال چهره اسلام) و (سپهر علم وحیاء) حق شناسی خود را نسبت به این امیر نیکوکار بیان داشت.

پس از این دوره صلح و صفا امیر مبارزه الدین مؤسس سلسله آل مظفر در سال 754 ه.ق بر امیر اسحاق چیره گشت و پس از آنکه او را در میدان شهر شیراز به قتل رساند حکومتی مبتنی بر ظلم و ستم و سخت گیری را در سراسر ایالت فارس حکمفرما ساخت.

امیر مبارز الدین شاهی تند خوی و متعصب و ستمگر بود.حافظ در غزلی به این موضوع چنین اشاره می کند:

راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی ----- خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ ----- که زسر پنجه شاهین قضا غافل بود

لازم به ذکر است حافظ در معدود مدایحی که گفته است نه تنها متانت خود را از دست نداده است بلکه همچون سعدی ممدوحان خود را پند داده و کیفر دهر و ناپایداری این دنیا و لزوم رعایت انصاف و عدالت را به آنان گوشزد کرده است.

اقدامات امیر مبارزالدین با مخالفت و نارضایتی حافظ مواجه گشت و وی با تاختن بر اینگونه اعمال آن را ریاکارانه و ناشی از خشک اندیشی و تعصب مذهبی قشری امیر مبارز الدین دانست.

سلطنت امیر مبارز الدین مدت زیادی به طول نیانجامید و در سال 759 ه.ق دو تن از پسران او شاه محمود و شاه شجاع که از خشونت بسیار امیر به تنگ آمده بودند توطئه ای فراهم آورده و پدر را از حکومت خلع کردند. این دو امیر نیز به نوبه خود احترام فراوانی به حافظ می گذاشتند و از آنجا که بهره ای نیز از ادبیات و علوم داشتند شاعر بلند آوازه دیار خویش را مورد حمایت خاص خود قرار دادند.

 

 
اواخر زندگی شاعر بلند آوازه ایران همزمان بود با حمله امیر تیمور و این پادشاه بیرحم و خونریز پس از جنایات و خونریزی های فراوانی که در اصفهان انجام داد و از هفتاد هزار سر بریده مردم آن دیار چند مناره ساخت روبه سوی شیراز نهاد.

مرگ حافظ احتمالاً در سال 971 ه.ق روی داده است و حافظ در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.

نقل شده است که در هنگام تشییع جنازه خواجه شیراز گروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند.

در مشاجره ای که بین دوستداران شاعر و مخالفان او در گرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان خواجه زده و داوری را به اشعار او واگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد:

قدیم دریغ مدار از جنازه حافظ ----- که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت

حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و بر خلاف سعدی به جز یک سفر کوتاه به یزد و یک مسافرت نیمه تمام به بندر هرمز همواره در شیراز بود.

وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.

نقل شده است که وی مورد احترام فراوان سلاطین آل جلایر و پادشاهان بهمنی دکن هندوستان قرار داشت و پادشاهان زیادی او را به پایتخت های خود دعوت کردند. حافظ تنها دعوت محمود شاه بهمنی را پذیرفت و عازم آن سرزمین شد ولی چون به بندر هرمز رسید و سوار کشتی شد طوفانی در گرفت و خواجه که در خشکی، آشوب و طوفان حوادث گوناگونی را دیده بود نخواست خود را گرفتار آشوب دریا نیز بسازد از این رو از مسافرت شد.

شهرت اصلی حافظ و رمز پویایی جاودانه آوازه او به سبب غزلسرایی و سرایش غزل های بسیار زیباست.


ویژگی های شعر حافظ

برخی از مهم ترین ابعاد هنری در شعر حافظ عبارتند از:

1- رمز پردازی و حضور سمبولیسم غنی

رمز پردازی و حضور سمبولیسم شعر حافظ را خانه راز کرده است و بدان وجوه گوناگون بخشیده است. شعر وی بیش از هر چیز به آینه ای می ماند که صورت مخاطبانش را در خود می نمایاند، و این موضوع به دلیل حضور سرشار نمادها و سمبول هایی است که حافظ در اشعارش آفریده است و یا به سمبولهای موجود در سنت شعر فارسی روحی حافظانه دمیده است.
چنان که در بیت زیر "شب تاریک" و "گرداب هایل" و . . . را می توان به وجوه گوناگون عرفانی، اجتماعی و شخصی تفسیر و تأویل کرد:
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

2-رعایت دقیق و ظریف تناسبات هنری در فضای کلی ادبیات

این تناسبات که در لفظ قدما (البته در معنایی محدودتر) "مراعات النظیر" نامیده می شد، در شعر حافظ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

به روابط حاکم بر اجزاء این ادبیات دقت کنید:

ز شوق نرگس مست بلند بالایی
چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
شدم فسانه به سرگشتگی که ابروی دوست
کشیده در خم چوگان خویش، چون گویم

3-لحن مناسب و شور افکن شاعر در آغاز شعرها

ادبیات شروع هر غزل قابل تأمل و درنگ است. به اقتضای موضوع و مضمون، شاعر بزرگ لحنی خاص را برای شروع غزلهای خود در نظر می گیرد، این لحنها گاه حماسی و شورآفرین است و گاه رندانه و طنزآمیز و زمانی نیز حسرتبار و اندوهگین.

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

***

من و انکار شراب این چه حکابت باشد
غالباً این قدرم عقل و کفایت باشد

***

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
باید برون کشید از این ورطه رخت خویش

4- طنز

زبان رندانه شعر حافظ به طنز تکیه کرده است. طنز ظرفیت بیانی شعر او را تا سر حد امکان گسترش داده و بدان شور و حیاتی عمیق بخشیده است. حافظ به مدد طنز، به بیان ناگفته ها در عین ظرافت و گزندگی پرداخته و نوش و نیش را در کنار هم گرد آورده است.
پادشاه و محتسب و زاهد ریاکار، و حتی خود شاعر در آماج طعن و طنز شعرهای او هستند:

فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد
که می حرام، ولی به ز مال او قافست

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

5- ایهام و ابهام

شعر حافظ، شعر ایهام و ابهام است، ابهام شعر حافظ لذت بخش و رازناک است.
نقش موثر ایهام در شعر حافظ را می توان از چند نظر تفسیر کرد:
اول، آن که حافظ به اقتضای هنرمندی و شاعریش می کوشیده است تا شعر خود را به ناب ترین حالت ممکن صورت بخشد و از آنجا که ابهام جزء لاینفک شعر ناب محسوب می شود، حافظ از بیشترین سود و بهره را از آن برده است.
دوم آن که زمان پرفتنه حافظ، از ظاهر معترض زبانی خاص طلب می کرد؛ زبانی که قابل تفسیر به مواضع مختلف باشد و شاعر با رویکردی که به ایهام و سمبول و طنز داشت، توانست چنین زبان شگفت انگیزی را ابداع کند؛ زبانی که هم قابلیت بیان ناگفته ها را داشت و هم سراینده اش را از فتنه های زمان در امان می داشت.

سوم آن که در سنن عرفانی آشکار کردن اسرار ناپسند شمرده می شود و شاعر و عارف متفکر، مجبور به آموختن زبان رمز است و راز آموزی عارفانه زبانی خاص دارد. از آن جا که حافظ شاعری با تعلقات عمیق عرفانی است، بی ربط نیست که از ایهام به عالیترین شکلش بهره بگیرد:

دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه، در این عهد وفا نیست

ایهام در کلمه "عهد" به معنای "زمانه" و "پیمان"

دل دادمش به مژده و خجلت همی برم
زبن نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

ایهام در ترکیب "نقد قلب" به معنای "نقد دل" و "سکه قلابی"

عمرتان باد و مرادهای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما

ایهام در کلمه "دوران" به معنای "عهد و دوره" و "دورگردانی ساغر"

تفکر حافظ عمیق و زنده پویا و ریشه دار و در خروشی حماسی است. شعر حافظ بیت الغزل معرفت است.


جهان بینی حافظ

از مهمترین وجوه تفکر حافظ را می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- نظام هستی در اندیشه حافظ همچون دیگر متفکران عارف، نظام احسن است، در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند.

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟

من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست
که از آن دست که او می کشدم می رویم

2- عشق جان و حقیقت هستی است و در دریای پرموج و خونفشان عشق جز جان سپردن چاره ای نیست.

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

عقل می خواست کز آن شعله چراغ افروزد
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

3- تسلیم و رضا و توکل ابعاد دیگری از اندیشه و جهان بینی حافظ را تشکیل می دهد.

آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است و اگر باده مست

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر داد توکل بایدش

4- فرزند زمان خود بودن، نوشیدن جان حیات در لحظه، درک و دریافت حالات و آنات حقیقی زندگی

به مأمنی رو و فرصت شمر طریقه عمر
که در کمینگه عمرند قاطعان طریق

فرصت شما و صحبت کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن

5- انتظار و طلب موعود،

انتظار رسیدن به فضایی آرمانی از مفاهیم عمیقی است که در سراسر دیوان حافظ به صورت آشکار و پنهان وجود دارد، حافظ گاه به زبان رمز و سمبول و گاه به استعاره و کنایه در طلب موعود آرمانی است. اصلاح و اعتراض، شعر حافظ را سرشار از خواسته ها و نیازهای متعالی بشر کرده است:

 

 
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که از انفاس خوشش بوی کسی می آید

***

ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

***

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

***

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند




دیدگاه ها : 0 نظرات
آخرین ویرایش: - -

زندگی نامه ستارخان (سردار ملی)


 

در بین مردانی كه برای دفاع از مشروطیت و حقوق ملت دست به شمشیر برده و آنرا پس از استبداد صغیر دو مرتبه بازگردانیدند، ستارخان سردار ملی مقام اول را دارد؛ بحق او قهرمان مشروطیت ایران است.

ستارخان پیش از مشروطیت از لوطیان تبریز بود. لوطیان تبریز از قدیم طبقه خاصی را تشكیل میدادند و اخلاق و عادات بخصوصی داشتند. با حكومت و مأمورین دولت همیشه مخالفت می نمودند؛ چنانكه در عصر شاه طهماسب صفوی عده ای از آنان در عصیان طغیان نمودند و به مجازات رسیدند. پس از بروز اختلاف بین متشرعه و شیخیه، لوطی ها نیز دو دسته شدند و به مخالفت همدیگر برخاستند. اعمال و رفتار آنان مورد توجه طبقات مردم بود. محمدامین خیابانی دیوانی به زبان تركی درباره وقایع لوطی های تبریز سروده كه در عهد نادرمیرزا مؤلف "تاریخ تبریز" با وصف چند دفعه چاپ كمیاب بوده است. ستارخان از لوطیان بومی نبود، بلكه اصل او از قراجه داغ و از ایل محمدخانلو بود. خود به شیخیه اعتقاد داشت و روزگاری در اطراف شهر به سر می برد. پنهانی به مشهد رفته و برگشته بود.

ستارخان پس از اعلام مشروطیت به شهر آمد و به اسب فروشی اشتغال ورزید و سپس جزو مجاهدین مسلح گردید. پس از بمباردمان مجلس، دعوت انجمن ایالتی آذربایجان را كه خود را به دنیا جانشین مجلس بمباردمان شده معرفی می كرد، قبول كرد. در محله امیرخیز با قوای دولتی جنگ نمود. با وصف شكست مجاهدین و سست شدن آنها، وی استقامت به خرج داد و تسلیم نشد و محله امیرخیز را به تصرف قشون دولتی نداد. وقتی بر ایران گذشته است كه مشروطیت فقط در محله امیرخیز تبریز وجود داشت و همه جای ایران در دست پادشاه مستبد بود.

ژنرال قونسول روس به وی بیرق روسیه داده و تضمین می كرد كه اگر تسلیم شود از تعرض محمدعلی شاه مصون باشد، اما او میهن پرست تر از آن بود كه این پیشنهاد را قبول كند . آنقدر مقاومت كرد تا مجاهدین محلات دیگر به جنبش آمدند و قوای دولت را عقب راندند. این مقاومت به محمدعلی شاه معلوم ساخت كه بلوای تبریز امری جدی است و ممكن است كار آن بلوا بالاتر گیرد و كار به جاهای باریكتر بكشد. این بود كه عین الدوله را به محاصره تبریز فرستاد و از عشایر و خوانین نفر و اسلحه خواست. ستارخان بدواً اردوی ماكو را منهزم نمود و بعداً عین الدوله را عقب نشاند و بر تبریز مسلط شد.

پس از آنكه قشون روس وارد تبریز گردید، وی به شهبندری عثمانی (قونسولخانه) پناه برد و بالاخره به طهران رهسپار شد. در پایتخت مشروطه پذیرایی گرم و باشكوه از وی به عمل آمد. ستارخان با شاه و نایب السلطنه در یك كالسكه نشسته، با جلال تمام وارد شهر گشت و در باغ اتابك منزل گرفت.

چون پس از فتح تهران به دست ملیون، احتیاجی به وجود مجاهدین نبود و این جماعت با در دست داشتن اسلحه امنیت پایتخت را متزلزل می كردند، دولت مشروطه بر آن شد كه اسلحه مجاهدین را جمع كند. مجاهدین تهران به منزل ستارخان سردار ملی جمع شده، بنای مقاومت را گذاشتند. در نتیجه تیراندازی ها تیری به پای او اصابت كرد و (بدین گونه پایی كه در صحنه های آتش و خون دلیرانه و بی تزلزل گام زده بود با تیر دولت انقلابی از رفتار باز ایستاد و بنا به قول احمد كسروی "بدینسان یگانه قهرمان آزادی از پا درافتاد" - تاریخ هیجده ساله، ص 143) مجاهدین مغلوب شدند. در اثر آن تیر مزاج ستارخان علیل شد. مرگ سردار ملی را عصر روز سه شنبه 25 آبانماه 1293 شمسی مطابق به 28 ذیحجه 1332 قمری نوشته اند. سردار هنگام پیوستن به جاودانگی 48 سال داشت. جسم بی روح وی را در مقبره طوطی در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم در شهر ری به خاك سپردند. آرامــگـــاه ســـردار تا سال 1324 شمسی وضع حقیرانه ای داشت. در این سال پس از میتینگ طرفداران پرشور ستارخان بر سر قبر وی، یك آرامگاه موقتی ساخته شد. ولی یك سال بعد این آرامگاه با خاك یكسان شد. بعدها به همت امیرخیزی و دیگران، سنگ قبری برای آرامگاه سردار تهیه شد كه به قول سلام الله جاوید "اگر چه لایق آن مرحوم نبوده، ولی از هیچ بهتر است".
 

این بود تاریخ زندگانی پرحادثه مردی كه مشروطیت ایران را نجات داده است. در یك خانواده كوچك به دنیا آمد، در یك محیط فاسد تربیت شد، در یك ساعت بحرانی دست به اسلحه برد. چون مدافع مشروطیت بود او از یك حركت مترقی دفاع كرد و نامش جاویدان شد.  شاید این سخن ارد بزرگ اندیشمند بلند مرتبه كشورمان وصف حال چنین مردان آزاده ایی باشد كه : برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند . و هم او باز می گوید : پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است .

درباره ستارخان خیلی چیزها نوشته و گفته اند. در خارج از آذربایجان او را به درستی نشناخته اند. در خود آذربایجان نیز چون مردم عادی نمی توانستند بر خود هموار كنند كه یك نفر اسب فروش بر یك شهر بلكه بر یك ایالت فرمانروا باشد. درباره او برای كوچك كردن او قصه ها ساختند و پرداختند. اما حقیقت قضیه اینكه وی مردی شجاع و میهن پرست و نسبت به مشروطیت صمیمی بود و چون از آن دفاع كرده، قهرمان مشروطیت به شمار رفته است و خالی از ضعف و نقص نبوده است. غیر از آن هم نمی شد از وی متوقع بود و جوانمردی هائی هم داشته است.
دو برادر و یك برادرزاده او را سالداتهای روس به دار زده اند، یعنی در راه مشروطیت قربانی داده است؛ بنابراین سزاوار احترام است.




دیدگاه ها : 0 نظرات
آخرین ویرایش: - -

زندگی نامه مولانا (مولوی)


 

نامش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است. در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد.
پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.

دوران کودکی در سایه پدر
بها ولد بین سالهای ۶۱۶_۶۱۸ هجری قمری به قصد زیارت خانه خدا از بلخ بیرون آمد . بر سر راه در نیشابور با فرزند سیزده چهارده ساله اش ، جلال الدین محمد به دیدار عارف و شاعر نسوخته جان ، شیخ فریدین عطار شتافت . جلال الدین محمد، بنا به روایاتی در هجده سالگی ، در شهر لارنده ، به فرمان پدرش با گوهر خاتون ، دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد.

دوران جوانی
پدرش به سال ۶۲۸ در گذشت و جوان بیست و چهار ساله به خواهش مریدان یا بنا به وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت. دیری نگذشت که سید برهان الدین محقق ترمذی به سال ۶۲۹ ه.ق به روم آمد و جلال الدین از تعالیم و ارشاد او برخوردار شد.
به تشویق همین برهان الدین یا خود به انگیزه درونی بود که برای تکمیل معلومات از قونیه به حلب رهسپار شد. اقامت او در حلب و دمشق روی هم از هفت سال نگذشت. پس از آن به قونیه باز گشت و به اشارت سید برهان الدین به ریاضت پرداخت.
پس از مرگ برهان الدین ، نزدیک ۵ سال به تدریس علوم دینی پرداخت و چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد به حلقه درس او فراهم می آمدند.

آغاز شیدایی
تولد دیگر او در لحظه ای بود که با شمس تبریزی آشنا شد. مولانا درباره اش فرموده:” شمس تبریز ، تو را عشق شناسد نه خرد.” اما پرتو این خورشید در مولانا ما را از روایات مجعول تذکره نویسان و مریدان قصه باره بی نیاز می سازد. اگر تولد دوباره مولانا مرهون برخورد با شمس است ، جاودانگی نام شمس نیز حاصل ملاقات او با مولاناست. هر چند شمس از زمره وارستگانی بود که می گوید : گو نماند زمن این نام ، چه خواهد بودن؟
آنچه مسلم است شمس در بیست و هفتم جمادی الاخره سال ۶۴۲ ه.ق از قونیه بار سفر بسته و بدین سان ،در این بار ،حداکثر شانزده ماه با مولانا دمخور بوده است .
علت رفتن شمس از قونیه روشن نیست . این قدر هست که مردم جادوگر و ساحرش می دانستند و مریدان بر او تشنیع می زدند و اهل زمانه ملامتش می کردند و بدینگونه جانش در خطر بوده است .
باری آن غریب جهان معنی به دمشق پناه برد و مولانا را به درد فراق گرفتار ساخت .در شعر مولانا طوماری است به درازای ابد که نقش “تومرو”در آن تکرار شده است .
گویا تنها پس از یک ماه مولانا خبر یافت که شمس در دمشق است و نامه ها و پیامهای بسیاری برایش فرستاد . مریدان و یاران از ملال خاطر مولانا ناراحت بودند و از رفتاری که نسبت به شمس داشتند پشیمان و عذر خواه گشتند . پس مولانا فرزند خود،سلطان ولد،را به جستجوی شمس به دمشق فرستاد . شمس پس از حدود پانزده ماه که در آنجا بود پذیرفت و روانه قونیه شد .اما این بار نیز با جهل و تعصب عوام روبرو شد و ناگزیر به سال ۶۴۵ از قونیه غایب گردید و دانسته نبود که به کجا رفت.
مولانا پس از جستجوی بسیار،سر به شیدایی بر آورد.انبوهی از شعرهای دیوان در حقیقت گزارش همین روزها و لحظات شیدایی است .

صلاح الدین زرکوب
پس از غیبت شمس تبریزی ، شورمایه جان مولانا دیدار صلاح الدین زرکوب بوده است. وی مردی بود عامی ، ساده دل و پاکجان که قفل را “قلف” و مبتلا را ” مفتلا” می گفت. توجه مولانا به او چندان بود که آتش حسد را در دل بسیاری از پیرامونیان مولانا بر افروخت . بیش از۷۰غزل از غزل های مولانا به نام صلاح الدین زیور گرفته و این از درجه دلبستگی مولانا به وی خبر می دهد . این شیفتگی ده سال یعنی تا پایان عمر صلاح الدین دوام یافت.

حسام الدین چلپی
روح ناآرام مولاما همچنان در جستجوی مضراب تازه ای بود و آن با جاذبه حسام الدین به حاصل آمد. حسام الدین از خاندانی اهل فتوت بود. وی در حیات صلاح الدین از ارادتمندان مولانا شد . پس از مرگ صلاح الدین سرود مایه جان مولانا و انگیزه پیدایش اثر عظیم او، مثنوی معنوی ، یکی از بزرگ ترین آثار ذوقی و اندیشه بشری ، را حاصل لحظه هایی از همین هم صحبتی می توان شمرد.

پایان زندگی
روز یکشنبه پنجم جمادی الآخره سال ۶۷۲ ه.ق هنگام غروب آفتاب ، مولانا بدرود زندگی گفت. مرگش بر اثر بیماری ناگهانی بود که طبیبان از علاجش درمانده بودند. خردو کلان مردم قونیه در تشییع جنازه او حاضر بودند. مسیحیان و یهودیان نیز در سوگ او زاری و شیون داشتند.
مولانا در مقبره خانوادگی خفته است و جمع بسیاری از افراد خاندانش از جمله پدرش در آنجا مدفون اند.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:03 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

 

 

میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر فرزند کربلایی قربان بیگ فراهانی، در سال 1222 ه.ق در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پیشین) متولد شد. کربلایی قربان پدر امیرکبیر در دستگاه میرزا عیسی (میرزا بزرگ) پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌‌ مقام، سمت آشپزی داشت. مادر امیرکبیر فاطمه سلطان دختر استاد شاه محمد بنا از اهالی فراهان بود. میرزا محمدتقی‌خان به خاطر هوش و استعداد کم‌نظیرش از همان دوران نوجوانی مورد توجه میرزا بزرگ و سپس قائم مقام فراهانی قرار گرفت و به‌ترتیب به سمت منشی‌گری آن دو دست یافت و به‌سرعت مورد توجه قائم مقام و عباس میرزا نایب‌السلطنه قرار گرفت. اولین تجربه سیاسی میرزا محمدتقی‌خان همراهی خسرو میرزا فرزند نایب‌السلطنه و هیات همراه او در سفرش به روسیه تزاری بود. این سفر به ‌دنبال قتل گریبایدوف، وزیر مختار روسیه در تهران و در شوال 1244 و به‌منظور عذرخواهی از واقعه قتل گریبایدوف صورت گرفت.

میرزا تقی‌خان طی سال‌های آتی بیش‌ از‌ پیش در انجام امور دیوانی و غیره لیاقت و شایستگی نشان داد و در اواخر دوران سلطنت فتحعلی ‌شاه در دستگاه محمدخان زنگنه، امیرنظام و پیشکار آذربایجان وارد خدمت شد. چند سال بعد و در 1253 ه.ق میرزا محمدتقی وزیر نظام آذربایجان گردید. میرزا محمدتقی که اینک به امیرنظام ملقب شده بود در 16 شوال 1253 به همراه ناصرالدین میرزا (ولیعهد) عازم روسیه شد و در ارمنستان (ایروان) با نیکلای اول، تزار روسیه ملاقات کرد. از مهم‌ترین ماموریت‌های سیاسی امیرنظام در دوران سلطنت محمدشاه، ریاست نمایندگی دولت ایران در کمیسیون صلح "ارزنة‌الروم" بود که به‌عنوان "وکیل تام الاختیار" ایران در ماه صفر 1259 آغاز شد و به‌رغم تمام مشکلاتی که بروز کرد، پس‌ از چهار سال که از اقامت امیرکبیر در عثمانی سپری می‌شد، قرارداد صلح مطلوبی با عثمانی به امضا رسید. پس از عقد قرارداد صلح در 16 جمادی‌الثانی 1263، امیرنظام سخت مورد تشویق و تفقد محمدشاه قرار گرفت. امیرنظام که از سال‌ها قبل با ناصرالدین میرزا الفت و نزدیکی پیدا کرده بود، پس از فوت محمدشاه مقتدرانه مقدمات و اسباب بر تخت نشستن ناصرالدین شاه را فراهم آورد و در 14 شوال 1264 سلطنت ناصرالدین شاه را اعلام کرد.

امیرنظام که با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه منصب صدراعظمی یافته بود در 22 ذیقعده 1264 علاوه بر لقب امیرنظامی به القاب امیرکبیر و اتابک اعظم نیز مفتخر شد. امیرکبیر مدت کوتاهی پس از صدارت، اصلاحات سیاسی، امنیتی، مالی، اقتصادی و فرهنگی‌اش را آغاز کرد و در این میان ایجاد امنیت و پایان دادن به شورش‌ها و یاغی‌گری‌ها و نیز اصلاحات مالی و جلوگیری از اجحاف‌های پیدا و پنهان صاحبان قدرت و نفوذ را در اولویت برنامه‌های خود قرار داد و مدت کوتاهی پس از صدارت نشان داد که قصد دارد از نفوذ و دخالت بیگانگان (روس و انگلیس) در امور مختلف کشور بکاهد.

از جمله اقدامات مهم امیرکبیر، پایان دادن و سرکوب شورش محمدحسن‌خان سالار فرزند اللهیارخان آصف‌الدوله در خراسان (در نوروز 1266 ه.ق) بود. در همان حال امیرکبیر ضمن نظم بخشیدن بر امور دستگاه سلطنت و حکومت و کنترلی که بر اعمال و رفتار دیوانیان، شاهزادگان، خاندان سلطنت، رجال و صاحبان قدرت و غیره اعمال می‌کرد، اصلاحات گسترده‌ای در امور اداری کشور به‌عمل آورد و با ریشه‌کن کردن بسیاری از مفاسد اداری و مالی در اداره امور کشور نظمی نو پدید آورد. بگذریم از این که اقدامات اصلاحی امیرکبیر برخی از مهم‌ترین دیوانیان و صاحبان نفوذ و قدرت را با او دشمن کرد. از دیگر اصلاحات امیرکبیر بازسازی ارتش و قشون و پایه‌گذاری نظمی نو در نیروی نظامی کشور بود. آگاهان و ناظران امور در همان روزگار از سازمان نظامی جدیدی که امیرکبیر پایه‌گذاری کرد سخت تمجید و تحسین می‌کنند. از دیگر اقدامات امیرکبیر ایجاد چاپارخانه، تذکره خانه (اداره گذرنامه)، بنای بازار و تیمچه و سرای امیر در تهران، تاسیس سازمان اطلاعاتی - جاسوسی و خبررسانی و خفیه نویسی بود که در دوران صدارت او بسیار کارآمد عمل می‌کرد. امیرکبیر همچنین تلاش‌های بسیاری برای اصلاحات قضایی و به تبع آن از میان برداشتن رسم بست‌نشینی انجام داد که در موارد بسیار، روندی انحراف‌‌آمیز یافته بود.

از مهم‌ترین اقدامات امیرکبیر تاسیس دارالفنون بود که پس از تلاش‌های بسیار در 5 ربیع‌الاول 1268 و فقط 13 روز قبل از قتل امیرکبیر افتتاح شد. امیرکبیر در همان دوران کوتاه صدارت (1268 - 1264 ه.ق) گام‌های استواری برای توسعه اقتصادی و صنعتی کشور و نیز رشد اقتصاد تجاری کشور برداشت و برای مثبت شدن تراز بازرگانی خارجی ایران تلاش‌های فراوانی انجام داد. انتشار روزنامه "وقایع اتفاقیه" و تلاش برای ترجمه و انتشار کتب از دیگر اقدامات امیرکبیر بود. امیرکبیر که خود فردی مذهبی بود در ارتقای شان و منزلت علما و روحانیون کوشید. به‌ویژه نقش برجسته امیرکبیر در سرکوب شورش باب و از میان برداشتن فتنه ‌بابیه که با محاکمه و اعدام سید علی‌محمد باب به پایان رسید، روابط امیرکبیر و علمای دینی را بیش از پیش تحکیم بخشید. وطن‌دوستی و مخالفت شدید امیرکبیر با نفوذ کشورهای خارجی در ایران، تلاش برای برقراری عدالت و امنیت، جلوگیری از شکنجه و آزار متهمان و مجرمان، جلوگیری از پناهندگی جنایتکاران و مجرمین سیاسی و غیره در سفارت‌خانه‌های خارجی و تلاش برای قطع ارتباط جاسوسی - اطلاعاتی اتباع داخلی برای نمایندگان خارجی از دیگر اقدامات اصلاح‌گرانه امیرکبیر در طول دوران کوتاه (چهار ساله) صدارت بود.

امیرکبیر که از همان آغاز صدارت سخت مورد حمایت و اعتماد ناصرالدین شاه قرار گرفته بود، در روز جمعه 22 ربیع‌الاول 1265 با ملک‌زاده خانم عزت‌الدوله، خواهر تنی شاه ازدواج کرد.

تلاش‌های اصلاح‌گرانه امیرکبیر مدتی طولانی تداوم نیافت و در حالی که سیاست خارجی مستقل امیرکبیر و تلاش‌های جدی او برای قطع نفوذ و دخالت روس و انگلیس می‌رفت تا طلیعه آغاز عصر نوینی در کشور شود، توطئه‌های نمایندگان سیاسی این دو کشور و هم‌گامی بدخواهان پیدا و پنهان داخلی امیرکبیر با سیاست بیگانگان، به‌تدریج موجبات رنجش و سپس نومیدی و خشم ناصرالدین شاه را از او فراهم آورد و از صدارت اعظمی و دیگر مشاغل اداری و نظامی‌اش معزول کرد و به شهر کاشان تبعید کرد. بدین ترتیب با دسیسه بیگانگان و هم‌دستی و خیانت گروهی از عوامل اثرگذار داخلی، ناصرالدین شاه، حاجی علی مراغه‌ای (حاجب‌الدوله) را مامور قتل امیرکبیر کرد.

امیرکبیر در محرم 1268 از مقام صدارت عظمی عزل شد و در شب شنبه 18 ربیع‌الاول 1268 ه.ق توسط حاجب‌الدوله در حمام فین کاشان به قتل رسید.




دیدگاه ها : 0 نظرات
آخرین ویرایش: - -

زندگی نامه آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی


 

 

خلاصه : سید ابـوالقاسـم کاشانى در سال 1300 هـ.ق در تهران دیده به جهان گشود. او پس از انجام مناسک حج به عتبات مقـدسه رفته و در نجف اشرف اقامت گزید و علـوم مختلف دینـى را در محضر پدرخود و سایر بزرگان علما فراگرفت و در سـن 25 سالگى به درجه اجتهاد رسیـد. پس از آن وی با الهام از تعلیمات دینی به مبارزه با استبداد و استعمار پرداخت و در این راه متحمل مشکلات و مصائب بسیار شد. او از جمله کسانی بود که همراه و همدوش دکتر مصدق، نقش خود را در ملی شدن صنعت نفت ایفاء کرد و در راس مبارزات ضد استعماری قرار گرفت. آیت الله کاشانی سرانجام در سحـرگاه سال 1381 هـ.ق مطابق با 23 اسفنـد ماه 1340 هـ.ش چشـم از جهان فـرو بست.گروه : علوم انسانیرشته : علوم اسلامیوالدین و انساب : پدرسید ابـوالقاسـم کاشانى ، آیة الله حاج سید مصطفی کاشانی ، از علما و مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود که در سال 1280 ش . از ایران به نجف اشراف هجری کرد و به تحقیق و تدریس پرداخت .تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید ابـوالقاسـم کاشانى که در این هنگام ، جوانی شانزده ساله بود - همراه پدر عازم نجف اشرف گردید و در آنجا علاوه بر استفاده از حلقه درس پدر و دیگر اساتید، دوره سطح را به پایان برد و سپس در درس آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی و آیة الله آخوند خراسانی شرکت جست .استادان و مربیان : سید ابـوالقاسـم کاشانى علـوم مختلف دینـى را در محضر والـد معظم خود و آخـوند ملا محمد کاظم خراسانـى ، حاج میرزا حسیـن ، حاج میرزا خلیل( ره) و آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی بزرگان علما تلمذ نموده است.هم دوره ای ها و همکاران : سید ابـوالقاسـم کاشانى در نهضت مشروطه ، مشاور شخصیتی چون آیة الله آخوند خراسانی (از رهبران اصلی نهضت ) بود و او را در تصمیم گیری ها و تنظیم اعلامیه ها یاری می داد.وقایع میانسالی : سید ابـوالقاسـم کاشانى از همان اوان جـوانى، انسانـى دور انـدیـش و شجاع و با شهامت بـود و در کنار تحصیل علوم اسلامى، تـوجه خاصـى به اوضاع مسلمیـن داشته و چهره کـریه و زشت استعمار و مخصوصا استعمار بریتانیا را که دهان بـراى فـرو بـردن کشـورهاى اسلامى و اقتصاد آنها باز کرده بود به خوبى شناخته بـود. درجنگ جهانى اول در سال 1332 هـ.ق مـوقعى که انگلیسى ها با نیروى عظیمـى به قصـد تسلط بـر عراق و مناطق شرقـى از راه خلیج فارس حمله ور گردیدند، سید ابوالقاسم کاشانى در کنار پدر بزرگـوار و جمعى دیگـر از علمـاى مجـاهـد شیعه بـا بسیج ملت مسلمان عراق دلاورانه پیشروى نیروهاى انگلیـس را سد نموده و حدود 18 ماه در منطقه حساسى از جبهه با استقامت و پا فشارى فوق تصـور در مقابل آن همه تجهیزات نـویـن اروپایى مقاومت کرده و مانع تحرکات آنها شده اند. در جنگ جهانى دوم با ورود متفقیـن به ایران، انگلیسـى ها در صدد انتقام جـویى از کاشانـى بر آمده وى را دستگیر و به زندان ارتـش انگلیـس در اراک اعزام مـى دارند. پـس از هشت ماه که کاشانى در اراک زندانى بـود، وى را تحـویل ستاد ارتـش شـوروى در رشت مـى دهند و روسها پس از محاکمه مرحوم کاشانى تصمیـم به آزادى وى مـى گیرند ولـى انگلیسـى ها پیشدستـى کرده وى را دو باره تحـویل گرفته در اراک زندانى مى نمایند پس از 9 ماه حبس در زندان اراک وى را به زندان انگلیسى ها در کرمانشاه منتقل مى کنند وى از همین زندان به فـرمانده قواى انگلیـس در ایران مى نویسد : اگر در زندان شما بمیرم ننگ ابـدى بر شما خـواهد بـود و اگر از زندان شما سالـم بیرون آیم ترتیبى خواهم داد که انگلستان از نفت ایـران بـى نصیب بمانـد. سید ابوالقاسم کاشانـى در یک دادگـاه انگلیـسى در عراق غیابـا محکـوم به اعدام شـد. پـس از محـاصـره نجف و کـربلا تـوسط ارتـش اشغالگـر انگلیـس، ایشان به پیشنهاد روحانیـون عراق براى جلـوگیرى از گرفتارى ناچار گردیـد مخفیانه و با لباس مبـدل از طـریق پشتکـوه به ایران آیـد. سال 1339هـ.ق در تهران مـورد تجلیل و احتـرام مردم پایتخت و اولیاء امـور وقت واقع گردیـد حکـم اعدام کاشانـى تا انقلاب 1958 میلادى عراق که منجـر به تغییر رژیـم عراق شـد داراى اعتبار بود. در دوران دیکتاتـورى رضاخان مرحوم کاشانى حـوزه علمیه تهران را اداره مـى کـرد کاشانـى در دوران دیکتـاتـورى رضاخان هیچگاه تسلیـم نبـود و در جـواب (تیمـور تاش) وزیـر در بـار وقت که به وى پیشنهاد ریاست مدرسه عالـى سپهسالار را مى نماید مـى نـویسـد : طلاب و علمایى که من تربیت کنم به کار حکومت شما نخواهد خورد. به هنگام تشکیل مجلـس مـؤسسان که زیر بـرق سـر نیزه و به منظور افزایـش قدرت شاه انجام مى شد کاشانى پیامـى از بیروت به تهران فرستاده و در قسمتى از ایـن پیام مى گـوید : تبعید ایـن خادم اسلام و ملت با آن وضع فجیع براى تغییر قانون اساسى و انتخـابـات فـرمایشـى و سـوار کـردن خیانتکاران به گـرده ملت و مسأله نفت و تجدید امتیاز بانک شاهـى است. در کشاکـش مبارزه مردم تهران، مرحوم کاشانـى را به نماینـدگـى دوره شانزدهـم انتخاب نمـوده و او پـس از یک سال و 4 ماه تبعید با استقبال بى نظیرى به تهران وارد مى شود. مرحوم کاشانى پـس از باز گشت به ایـران، رهبـرى مـردم را در مبارزه با استعمار انگلستـان بـار دیگر به عهده گرفت و پیامـى به مجلـس شانزدهـم که اساسـى تریـن کـارش تعییـن تکلیف لایحه الحـاقـى نفت بـود فـرستاد. کاشانـى به محض صـدور فـرمان نخست وزیـرى (رزم آرا) طـى اعلامیه اى که عینا توسط دکتر مصدق در جلسه علنى مجلـس قرائت شـد مخالفت قطعى و شـدیـد خـود را با حکـومت (رزم آرا) بیان نمود. کاشانـى طـى اعلامیه اى در مـورد ملـى شدن صنعت نفت مى نویسد : ملى شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره بیچارگـى هاى ماست زیرا به ایـن وسیله اولا: ثروت بیکرانـى که خـداوند به ملت ایران عطا فرمـوده از دست دشمنان بشر که هدفى جز منفعت طلبى و مکیدن خـون ملل ضعیف ندارنـد بیرون آمـده به صاحبان حقیقـى و مستحق آن مـى رسـد و ثانیا : با عملى شدن حاکمیت ملـى دیگر شرکت هاى غاصب نمـى تـوانند عمال خود را به جان و مال و ناموس مردم مسلط کنند و به ایـن وسیله مقاصـد پلید خـود را انجام دهنـد. زمان و علت فوت : سید ابـوالقاسـم کاشانى در سحـرگاه سال 1381 هـ.ق مطابق با 23 اسفنـد ماه 1340 هـ.ش چشـم از جهان فـرو بست و پیکرش درمیان انبوه مشتاقان تا حرم عبدالعظیم علیه السلام تشیع گردید و بین مزار آن حضرت و امامزاده حمزه به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سیدابوالقاسم کاشانی در انقلاب 1920 عراق، آیة الله کاشانی به منظور آماده کردن ، مردم و سران عشایر برای مبارزه با سلطه استعمار، از نجف به کاظمین رفت و آنجا را برای شروع یک حرکت انقلاب برگزید.با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ، استعمار انگلیس که از مبارزات آیة الله کاشانی در عراق ضربات سختی خورده بود با شایع کردن همکاری او با آلمانیها، تصمیم به دستگیری اش گرفت تا بدون مزاحمت وی بتواند در انتخابات دوره چهاردهم مجلس دخالت کند. به همین منظور در خرداد 1322 چند افسر انگلیسی برای دستگیری آن روحانی مجاهد به منزلش هجوم بردند. اما بر اثر هوشیاری و فداکاری یارانش تا کام ماندند آیة الله کاشانی به ناچار مخفی گردد.کاشانی مدت یک سال ، مخفیانه به مبارزه اش ادامه داد تا این که انگلیسیها در هنگام انتخابات مجلس از محل اقامتش در تهران (امامزاده قاسم شمیران ) با خبر شده و او را دستگیر کردند. با وجود اینکه وی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب گردیده بود، به دستور فرستاد ارتش ‍ متفقین ، از لیست اسامی نمایندگان حذف شد و به زندان روسها در رشت فرستاده شد. او پس از چندی به زندان انگلیسیها در اراک و سپس به زندانی در کرمانشاه منتقل گردید.سرانجام پس از تحمل یک سال و چهار ماه زندان در سخت ترین شرایط، در 24 مرداد 1324 آزاد گشت و روز جمعه ، سی و یکم شهریور، میان انبوه استقبال کنندگان وارد تهران شد. کاشانی یک سال در تبعید بسر برد تا این که بر اثر فشارهای سیاسی از سوی علما و مردم ، در 21 خرداد 1326 آزاد گردید و دوباره به تهران برگشت وبعد از آن به مخالفت با عبدالحسین هژیر که در صدد رای اعتماد مردم بود برآمد.فعالیتهای آموزشی : سیدابوالقاسم کاشانی از همان آغاز جوانی به نکته سنجی و دقت نظر مشهور شده و در دانش ‍ سر آمد بود؛ بطوری که در 25 سالگی به درجه اجتهاد دست یافت و بزرگانی مانند آیة الله شیخ الشریعه اصفهانی ، آیة الله آقا ضیاء الدین عراقی و آیة الله صدر در نوشته های خود، مقام علمی اش را با القابی نظیر ((شکافنده دریای علم ))، ((کلید در گنجهای دقیق )) و... ستودند و آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی ، تقلید از وی را تاءیید می نمود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : -سایر فعالیتهای سید ابوالقاسم کاشانی به شرح زیر می باشد: - تشکیل مجلس موسسان برای تغییر قانون اساسی که با دستگیری وی صورت گرفت و با ترور کارگردان تقلب درآرا به نام هژیر مجددا کاشانی به وطن بازگشت -مخالفت کاشانی از روی کار آمدن رزم آرا برای جلوگیری از تصویب قرارداد نفت - وی در سی ام اردیبهشت 1327 بار دیگر مردم را به تظاهرات بر ضد اسرائیل فراخواند و خود در اجتماع پر شور تظاهر کنندگان سخنرانی نمود و وضع نابسامان مسلمانان را نتیجه دخالت استعمارگران در امور آنها و از بین رفتن روح اتحاد و دوری از احکام اسلام دانست . - کاشانی مسلمانان مصر را نیز در مبارزات استقلال طلبانه آنان ، مورد حمایت قرار و در بحران کانال سوئز، پیام تاءییدی خطاب به جمال عبدالناصر (رئیس جمهور مصر) فرستاد و در مسجد ارک تهران مراسمی برای گرامی داشت یاد شهدای مصر و ارج نهادن به فداکاریهایشان برپا کرد. - او در جریان مبارزه مردم مسلمان تونس برای رهایی از سلطه استعمار فرانسه ، بیانیه ای صادر کرد و تنفر شدید خود را نسبت به بر قراری جو ترور و وحشت توسط فرانسه در خاک تونس ، بیان داشت . - کاشانی در سال 1331 ش . پس از بازگشت از مراسم حج ، نامه ای به تمام کشورهای اسلامی فرستاد و از آنها خواست برای شرکت در کنگره اسلامی و تبادل نظر درباره اتحاد جهان اسلام ، نمایندگانی به ایران بفرستند



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:03 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

سرلشکر شهید صیاد شیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود.

او پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد دانشکده افسری و در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ دانشنامه لیسانس از آن دانشکده شد.

وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به‌مدت چندسال در بخش‌های مختلف ارتش به ویژه در غرب کشور به پاسداری از کشور پرداخت و در سازماندهی و فعالیت نیروهای انقلابی در ارتش تلاشی گسترده داشت.

شهید پس از پیام امام خمینی مبنی بر شناسایی نیروهای مخلص ارتش طاغوت، شناخته شد و به خاطر توان بالای سازماندهی‏اش مورد توجه حضرت امام و یاران انقلاب اسلامی قرار گرفت.

وی پس از طی دوره تخصصی توپخانه در آمریکا با درجه ستوان‏یکم و سمت استادی، در مرکز آموزش توپخانه اصفهان به تدریس پرداخت و در همان شرایط به‌عنوان عنصری حزب‏اللهی در جهت ‏سازماندهی نظامیان انقلابی فعالیت خود را آغاز کرد.

تلاش‌های وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساماندهی ارتش و ساختار نیروهای مسلح متجلّی شد.

از مهم‌ترین اقدامات او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، می‌توان به تهیه طرح‌های عملیاتی که منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگان‌های مریوان، بانه و سقز شد، اشاره کرد.

شهر سنندج با تشکیل ستاد عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران توانست پس از 21 روز مقاومت و دفاع از سوی مدافعان خویش، کاملاً از تصرف و تسلط نیروهای ضد‌انقلاب خارج شود. پس از تحقق و اجرای موفق این طرح‌ها، شهید صیادشیرازی، با 2 درجه ارتقاء، با درجه سرهنگ تمامی به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب شد.

وی در آخرین ماه‌های ریاست‌جمهوری بنی صدر به‌دلیل برخورداری از روحیه انقلابی و مقابله با خیانت‌های او از سمت مذکور عزل شد و پس از آن تا عزل بنی صدر و فرار مفتضحانه او به فرانسه، به دعوت شهید کلاهدوز در ستاد مرکزی سپاه پاسداران به خدمت پرداخت.

سپهبد علی صیاد شیرازی پس از خلع بنی صدر، برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش را راه‌اندازی کرد و به‌عنوان فرمانده ارشد در آن قرارگاه مشغول به فعالیت شد.

یاد فتح بزرگ

او در مهر ماه سال ۱۳۶۰ به پیشنهاد رئیس شورای‌عالی دفاع از سوی امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی منصوب شد. در این منصب فرماندهی نیروهای ارتش اسلام در عملیات‏های پیروزمند ثامن‌الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس را بر عهده داشت.

عملیاتی که سرنوشت جبهه‌های اسلام علیه کفر را به پیروزی رقم زد و روند جنگ تحمیلی را در مسیر پیروزی ارتش اسلام قرار داد. وی در ۲۳ تیرماه ۱۳۶۵ طی حکمی از سوی حضرت امام خمینی به عضویت‏شورای‌عالی دفاع منصوب شد.

به‌دنبال مسئولیت خطیر شهید صیاد شیرازی در شورای‌عالی دفاع، با درخواست رئیس شورای‌عالی دفاع و موافقت حضرت امام‏خمینی در مردادماه سال ۱۳۶۵ مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش به برادر دیگری واگذار شد.

حضرت امام(ره) در حکم فرمانده جدید نیروی زمینی ارتش پیرامون خدمات آن شهید سرافراز چنین فرمودند: «با تقدیر از زحمت‏های طاقت فرسای سرکار سرهنگ صیادشیرازی که با تعهدکامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچ‏گونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده نیز در هر مقامی باشد، موفق به ادامه خدمت‏های ارزنده خود شود.»

سپس در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به همراه تعدادی دیگر از فرماندهان ارتش با پیشنهاد رئیس شورای‌عالی دفاع و موافقت امام خمینی به درجه سرتیپی ارتقای مقام یافت.

آن شهید در مهرماه سال ۱۳۶۸ به درخواست رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح و موافقت مقام معظم ‏رهبری و فرماندهی کل‏قوا به سمت معاونت ‏بازرسی ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب شد.

امیر شجاع سپاه اسلام در شهریورماه سال ۱۳۷۲ با حکم فرماندهی معظم کل قوا به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. صیاد شیرازی در 16 فروردین ۱۳۷۸ همزمان با عید خجسته غدیر با حکم مقام معظم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد.

نقش او در ایجاد وحدت بین قوای مسلح کشور و نیروهای توانمند دفاعی و مهار دشمن و حفظ تمامیت ارضی کشور و فتح جبهه‌های حق علیه باطل در عملیات‏های ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح المبین، بیت‌المقدس و دیگر عملیات‏های پیروزمند تا مرصاد و دفاع از حد و مرز میهن عزیزمان بر کسی پوشیده نیست.

نحوه شهادت

شهید علی صیادشیرازی روز شنبه ۲۱ فروردین ماه ۱۳۷۸ در حوالی خانه‌اش مورد سوء قصد عوامل تروریست قرار گرفت و به شهادت رسید.

ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح این روز که تیمسار صیادشیرازی با اتومبیل خود به قصد عزیمت به محل کارش از خانه خارج شده بود، مورد هجوم مرد ناشناسی قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

اهالی محل که از این حادثه مطلع شده بودند بلافاصله او را به بیمارستان فرهنگ انتقال دادند که متأسفانه بر اثر شدت جراحات وارده، تلاش پزشکان برای نجات وی بی‌نتیجه بود و او در بیمارستان به شهادت رسید.

به گفته شاهدان مرد تروریست با پوشش لباس رفتگر در حوالی خانه شهید به کمین نشسته بود و تیمسار را هنگام خروج از خانه به رگبار بست.

در این حال شهید صیاد که سوار بر خودرو تویوتای سفید رنگ خود بود مورد اصابت ۳ گلوله تروریست واقع شد. در پی این حادثه یک سخنگوی گروهک تروریستی منافقین در تماس با خبرگزاری فرانسه در نیکوزیا مسئولیت این جنایت را بر عهده گرفت.

ترور صیاد شیرازی در کارنامه تروریستی منافقین از جهات بسیاری قابل تعمق نشان می‌دهد. ادله ای که منافقین برای این ترور ارائه می‌کنند حاکی است که برای این عمل صرف‌نظر از دلایلی که سازمان به آن اتکا می‌کند باید به‌دنبال دلایل و انگیزه های پنهان دیگری گشت.

دلایل منافقین برای ترور سپهبد صیاد شیرازی در اطلاعیه‌های نظامی‌خود حول سه محور جمع‌بندی شده است؛ نقش صیاد شیرازی در دفاع از تمامیت ارضی ایران در جنگ با عراق، نقش وی در مهار و کنترل غائله کردستان در بدو انقلاب سال ۵۷ و نقش وی در خنثی کردن عملیات موسوم به فروغ جاویدان که منافقین با پشتوانه ارتش عراق خاک ایران را مورد تعرض نظامی‌قرار دادند.

صیاد، صید خصومت‌های گذشته

سرتیپ ۲ باز نشسته ارتش جمهوری اسلامی مصطفی کهتری که از همرزمان شهید صیاد شیرازی بود در گفتگویی با ایسنا می‌گوید: صیاد کسی بود که تاریخ جنگ از وی انتقام گرفت، خصومت گذشته، صیاد را شهید کرد. واقعا کور کور این کار را انجام دادند.

صیاد می‌توانست راننده، نیروی امنیتی و محافظ داشته باشد ولی از انجام این کار خودداری می‌کرد.

وقتی خدمت ایشان در ستاد کل رسیده بودم اتاقی در نهایت سادگی داشت و در همان جا نیز کار می‌کرد.

فعالیت‌های قبل از شهادت صیاد شامل تدوین تاریخ جنگ بود. ایشان خود این هیات را تحت عنوان معارف جنگ تاسیس کرد؛ فرماندهان را به مناطق عملیاتی می‌برد و به‌صورت عملی معارف جنگ را منتقل می‌کرد.

کهتری با تشریح خاطرات زمان جنگ و عملیات‌ها با صیاد ادامه می‌دهد: در تمام عملیات‌هایی که برنامه‌ریزی می‌شد شخصا از منطقه بازید می‌کرد و از کار مطمئن می‌شد و بعد در جلسات می‌نشست و با قرائت قرآن کار را روحانی می‌کرد.




دیدگاه ها : 0 نظرات
آخرین ویرایش: - -


زندگی نامه حکیم ابولقاسم فردوسی


 

 

فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است. اهمیت فردوسی در آن است چه با آفریدن اثر همیشه جاوید خود، نه تنها زبان ، بلکه کل فرهنگ و تاریخ و در یک سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ایرانی را جاودانگی بخشید و خود نیز برآنچه که میکرد و برعظمت آن ، آگاه بود و می دانست که با زنده نگه داشتن زبان ویژه یک ملت ، در واقع آن ملت را زندگی و جاودانگی بخشیده است .

بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کـردم بدیــن پــــارسی

فردوسی در سال 329 هجری برابر با 940 میلادی در روستای باژ از توابع طوس در خانواده ای از طبقه دهقانان دیده به جهان گشود و در جوانی شروع به نظم برخی از داستانهای قهرمانی کرد. در سال 370 هجری برابر با 980 میلادی زیر دید تیز و مستقیم جاسوس های بغداد و غزنین ، تنظیم شاهنامه را آغاز می کند و به تجزیه و تحلیل نیروهای سیاسی بغداد و عناصر ترک داخلی آنها می پردازد. فردوسی ضمن بیان مفاسد آنها، نه تنها با بغداد و غزنین ، بلکه با عناصر داخلی آنها نیز می ستیزد و در واقع ، طرح تئوری نظام جانشین عرب و ترک را می ریزد حداقل آرزوی او این بود که ترکیبی از اقتدار ساسانیان و ویژگیهای مثبت سامانیان را در ایران ببیند. چهار عنصر اساسی برای فردوسی ارزشهای بنیادی و اصلی به شمار می آید و او شاهنامه خود را در مربعی قرار داده که هر ضلع آن بیانگر یکی از این چهار عنصر است آن عناصر عبارتند از: ملیت ایرانی ، خردمندی ، عدالت و دین ورزی او هر موضوع و هر حکایتی را برپایه این چهار عنصر تقسیم می کند. علاوه بر این ، شاهنامه ، شناسنامه فرهنگی ما ایرانیان است که می کوشد تا به تاخت و تاز ترک های متجاوز و امویان و عباسیان ستمگر پاسخ دهد او ایرانی را معادل آزاده می داند و از ایرانیان با تعبیر آزادگان یاد می کند؛ بدان سبب که پاسخی به ستمهای امویان و عباسیان نیز داده باشد؛ چرا که مدت زمان درازی ، ایرانیان ، موالی خوانده می شدند و با آنان همانند انسان های درجه دوم رفتار می شد بنابراین شاهنامه از این منظر، بیش از آن که بیان اندیشه ها و نیات یک فرد باشد، ارتقای نگرشی ملی و انسانی و یا تعالی بخشیدن نوعی جهانبینی است.

سی سال بعد یعنی در سال 400 هجری برابر با 1010 میلادی پس از پایان خلق شاهنامه این اثر گرانبها به سلطان محمود غزنوی نشان داده می شود. به علت های گوناگون که مهمترینشان اختلاف نژاد و مذهب بود اختلاف دستگاه حکومتی با فردوسی باعث برگشتن فردوسی به طوس و تبرستان شد. استاد بزرگ شعر فارسی در سال 411 هجری برابر با 1020 میلادی در زادگاه خود بدرود حیات گفت ولی یاد و خاطره اش برای همه دوران در قلب ایرانیان جاودان مانده است.

زبان ، شرح حال انسان هاست اگر زبان را برداریم ، تقریبا چیزی از شخصیت ، عقاید، خاطرات و افکار نظام یافته ما باقی نخواهد ماند بدون زبان ، موجودیت انسان هم به پایان می رسد زبان ، ذخیره نمادین اندیشه ها، عواطف ، بحران ها، مخالفت ها، نفرت ها، توافق ها، وفاداری ها، افکار قالبی و انگیزه هایی است که در سوق دادن و تجلی هویت فرهنگی انسانها نقش اساسی دارد.همگان بر این باورند که واژه ها در کارگاه اندیشه و جهان بینی اندیشمندان و روشنفکران هر دوره در هم می آمیزند تا زایش مفاهیم عمیق انسانی تا ابد تداوم یابد. با وجود این ، در یک داوری دقیق ، تمایزات غیرقابل کتمان و قوت کلام سخنسرای نام آور ایرانی حکیم ابوالقاسم فردوسی با همتایان همعصر خود آشکارا به چشم می خورد زبان و کلمات برآمده از ذهن فرانگر و تیزبین او، در محدودیت قالبهای شعری ، تن به اسارت نمی سپارد و ناگزیر به گونه شگفت آوری زنده ، ملموس و دورپرواز است فردوسی به علت ضرورت زمانی و جو اختناق حاکم در زمان خود، بالاجبار برای بیان مسائل روز: زبانی کنایه و اسطوره ای انتخاب کرده است ؛ در حالی که محتوای مورد بحث او مسائل جاری زمان است بدین اعتبار، فردوسی از معدود افرادی است که توان به تصویر کشیدن جنایات قدرت سیاسی زمان خویش را داشته است پایان سخن آن که انگیزه فردوسی از آفریدن شاهنامه مبارزه با استعمار و استثمار سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خلفای عباسی و سلطه امیران ترک بود .

آنچه کورش کرد و دارا وانچه زرتشت مهین
زنده گشت از همت فردوسی سحـر آفرین
نام ایــــران رفته بــود از یـاد تا تـازی و تـرک
ترکــتــازی را بــرون راندند لاشـــه از کـمین
ای مبـــارک اوستـــاد‚ ای شاعـــر والا نژاد
ای سخنهایت بســوی راستی حبلی متین
با تـــو بد کـــردند و قــدر خدمتت نشناختند
آزمـــنـــدان بــخیـــل و تاجـــداران ضـنــیــن

 

زندگی نامه

 


 
حکیم فردوسی در "طبران طوس" در سال 329 هجری به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود. از احوال او در عهد کودکی و جوانی اطلاع درستی در دست نیست ولی مشخص است که در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش داشته به کسی محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی گرفتار شده است.

فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید.

همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.

چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه ی اصلیی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد.

او خود می گوبد:

بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب

فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار هم خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می کردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالهایی، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد.

اَلا ای برآورده چرخ بلند
چه داری به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتی
به پیری مرا خوار بگذاشتی
به جای عنانم عصا داد سال
پراکنده شد مال و برگشت حال

بر خلاف آن چه مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خودش و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاهی بزرگ کند و به گمان اینکه سلطان محمود چنان که باید قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت.

اما سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود تشویق نکرد.

علت این که شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست.

عضی گفته اند که به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بی دینی متهم شد (در واقع اعتقاد فردوسی به شیعه که سلطان محمود آن را قبول نداشت هم به این موضوع اضافه شد) و از این رو سلطان به او بی اعتنائی کرد.

ظاهراً بعضی از شاعران دربار سلطان محمود به فردوسی حسد می بردند و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود پست و ناچیز جلوه داده بودند.

به هر حال سلطان محمود شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت: که "شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست".

گفته اند که فردوسی از این بی اعتنائی سلطان محمود بر آشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات او غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت تا آنکه سرانجام در زادگاه خود، طوس درگذشت.

تاریخ وفاتش را بعضی 411 و برخی 416 هجری قمری نوشته اند.

فردوسی را در شهر طوس، در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند.

 

 

در تاریخ آمده است که چند سال بعد، محمود به مناسبتی فردوسی را به یاد آورد و از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به طوس بفرستند و از او دلجوئی کنند.

اما چنان که نوشته اند، روزی که هدیه سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند.

از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر فوت کرده بود و گفته شده است که دختر فردوسی هم این هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و آن را پس فرستاد.

شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی و غزنوی به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسی است.

فردوسی طبعی لطیف داشته، سخنش از طعنه و هجو و دروغ و تملق خالی بود و تا می توانست الفاظ ناشایست و کلمات دور از اخلاق بکار نمی برد.

او در وطن دوستی سری پر شور داشت. به داستانهای کهن و به تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزید.


ویژگیهای هنری شاهنامه

"شاهنامه"، حافظ راستین سنت های ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بی وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جای نمی ماند.

اهمیت شاهنامه فقط در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبارنامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی، ملتی کهن دارد. ارد بزرگ متفکر شهیر کشورمان می گوید : ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنانه فردوسی می بینند و در هر دودمانی که باشند برآن راه خواهند بود .

ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت ستیز داشته است.

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از شصت هزار بیت تشکیل شده است و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است.

فردوسی بر منابع بازمانده کهن، چنان کاخ رفیعی از سخن بنیان می نهد که به قول خودش باد و باران نمی تواند گزندی بدان برساند و گذشت سالیان بر آن تأثیری ندارد.

در برخورد با قصه های شاهنامه و دیگر داستانهای اساطیری فقط به ظاهر داستانها نمی توان بسنده کرد.

زبان قصه های اساطیری، زبانی آکنده از رمز و سمبل است و بی توجهی به معانی رمزی اساطیر، شکوه و غنای آنها را تا حد قصه های معمولی تنزل می دهد.

حکیم فردوسی خود توصیه می کند:

تو این را دوغ و فسانه مدان
به یکسان روش در زمانه مدان
از او هر چه اندر خورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی برد

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند.

جنگ کاوه و ضحاک ظالم، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش به دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارند.

تفکر فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه مدافع خوبی ها در برابر ظلم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان محسوب می شود همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد.

زیبایی و شکوه ایران، آن را در معرض مصیبت های گوناگون قرار می دهد و از همین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع از موجودیت این کشور و ارزشهای عمیق انسانی مردمانش بر می خیزند و جان بر سر این کار می نهند.

برخی از پهلوانان شاهنامه نمونه های متعالی انسانی هستند که عمر خویش را به تمامی در خدمت همنوعان خویش گذرانده است.

پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند.

شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.

آنها مأموران اهریمنند و قصد نابودی و فساد در امور جهان را دارند.

قهرمانان شاهنامه با مرگ، ستیزی هماره دارند و این ستیز نه روی گردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج عافیت، بلکه پهلوان در مواجهه و درگیری با خطرات بزرگ به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ می دزدد.

اغلب داستانهای شاهنامه بی اعتباری دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار می خواند ولی در همین حال آنجا که هنگام سخن عاشقانه می رسد فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی موضوع را می پروراند.

نگاهی به پنج گنج نظامی در مقایسه با شاهنامه، این حقیقت را بر ما نمایان تر می کند. در پنج گنج، شاعر عارف که ذهنیتی تغزلی و زبانی نرم و خیال انگیز دارد، در وادی حماسه چنان غریق تصویرسازی و توصیفات تغزلی شده که جای و مقام زبان حماسه را فراموش کرده است حال آنکه که فردوسی حتی در توصیفات تغزلی در شأن زبان حماسه، از تخیل و تصاویر بهره می گیرد و از ازدحام بیهوده تصاویر در زبان حماسی اش پرهیز می کند.

 

 

تصویرسازی

تصویرسازی در شعر فردوسی جایی بسیار مهم دارد. شاعر با تجسم حوادث و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده او را همراه با خود به متن حوادث می برد، گویی خواننده داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است.

تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی اغلب توصیفات طبیعی درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم طوس در چنین نکاتی موجب هماهنگی جزئی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستان ها شده است.

چند بیت زیر در توصیف آفتاب بیان شده است:

چو خورشید از چرخ گردنده سر
برآورد بر سان زرین سپر

***

پدید آمد آن خنجر تابناک
به کردار یاقوت شد روی خاک

***

چو زرین سپر برگرفت آفتاب
سرجنگجویان برآمد ز خواب

و این هم تصویری که شاعر از رسیدن شب دارد:

چو خورشید تابنده شد ناپدید
شب تیره بر چرخ لشگر کشید

موسیقی

موسیقی در شعر فردوسی از عناصر اصلی شعر محسوب می شود. انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند.

علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، فردوسی با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفیهای پنهان و آشکار، انواع جناس، سجع و دیگر صنایع لفظی تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد.

اغراقهای استادانه، تشبیهات حسی و نمایش لحظات طبیعت و زندگی از دیگر مشخصات مهم شعر فردوسی است.

برآمد ز هر دو سپه بوق و کوس
هوا نیلگون شد، زمین آبنوس
چو برق درخشنده از تیره میغ
همی آتش افروخت از گرز و تیغ
هوا گشت سرخ و سیاه و بنفش
ز بس نیزه و گونه گونه درفش
از آواز دیوان و از تیره گرد
ز غریدن کوس و اسب نبرد
چکاچاک گرز آمد و تیغ و تیر
ز خون یلان دشت گشت آبگیر
زمین شد به کردار دریای قیر
همه موجش از خنجر و گرز و تیر
دمان بادپایان چو کشتی بر آب
سوی غرق دارند گفتی شتاب

 

منبع داستانهای شاهنامه

نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود.

این کتاب به دلیل آن که به دستور و سرمایه "ابومنصور توسی" فراهم آمد، به "شاهنامه ابومنصوری" شهرت دارد و تاریخ گذشته ایران به حساب می آید.

اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود در بعضی نسخه های خطی شاهنامه موجود است.

علاوه بر این شاهنامه، یک شاهنامه منثور دیگر به نام شاهنامه ابوالموید بلخی وجود داشته که گویا قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف یافته است، اما چون به کلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهارنظر کرد.

پس از این دوره در قرن چهارم شاعری به نام دقیقی کار به نظم در آوردن داستانهای ملی ایران را شروع کرد.

دقیقی زردشتی بود و در جوانی به شاعری پرداخت.

او برخی از امیران چغانی و سامانی را مدح گفت و از آنها جوایز گرانبها دریافت کرد.

دقیقی ظاهراً به دستور نوح بن منصور سامانی مأموریت یافت تا شاهنامه ی ابومنصوری را که به نثر بود به نظم در آورد.

دقیقی، هزار بیت بیشتر از این شاهنامه را نسروده بود و هنوز جوان بود که کشته شد (حدود 367 یا 369 هـ. ق) و بخش عظیمی از داستانهای شاهنامه ناسروده مانده بود.

فردوسی استاد و هشمهری دقیقی کار ناتمام او را دنبال کرد.

از این رو می توان شاهنامه دقیقی را منبع اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه دانست.


بخش های اصلی شاهنامه

موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست اعراب است و کلاً به سه دوره اساطیری، پهلوی و تاریخی تقسیم می شود.

دوره اساطیری

این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد. در این عهد از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید. تمدن ایرانی در این زمان تکوین می یابد. کشف آتش، جدا کرن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن در این دوره صورت می گیرد.

در این عهد جنگها غالباً جنگ های داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگ ترین مشکل این عصر بوده است. (بعضی احتمال داده اند که منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که با آریایی های مهاجم همواره جنگ و ستیز داشته اند)

در پایان این عهد، ضحاک دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام پس از هزار سال فریدون به یاری کاوه آهنگر و حمایت مردم او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود.

دوره پهلوانی

دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود. ایرج، منوچهر، نوذر، گرشاسب به ترتیب به پادشاهی می نشیند. جنگهای میان ایران و توران آغاز می شود.

پادشاهی کیانی مانند: کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند. در این عهد دلاورانی مانند: زال، رستم، گودرز، طوس، بیژن، سهراب و امثال آنان ظهور می کنند.

سیاوش پسر کیکاووس به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد. در زمان پادشاهی گشتاسب، زرتشت پیغمبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود.

مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود، شغاد از بین می رود و سیستان به دست بهمن پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد، و با مرگ رستم دوره پهلوانی به پایان می رسد.

دوره تاریخی

این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند.

در این زمان اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا را که همان داریوش سوم است می کشد و به جای او بر تخت می نشیند.

پس از اسکندر دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آن گاه حمله عرب پیش می آید و با شکست ایرانیان شاهنامه به پایان می رسد.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

كاشی مرجان : ابراهیم زاده /آستارا

سه شنبه 9 خرداد 1391 11:02 ب.ظ

نویسنده : آستارا خیابان فارابی نمایندگی كاشی مرجان علیرضا ابراهیم زاده http://www.blogfa.com/photo/a/azadistone.jpg09113813608

 

 

 

دکتر محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد. پدر او میرزا هدایت الله معروف به " وزیر دفتر " از رجال عصر ناصری و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوهً عباس میرزا ولیعهد و نایت السلطنه ایران بود. میرزا هدایت الله که مدت مدیدی در سمت " رئیس دفتر استیفاء " امور مربوط به وزارت مالیه را در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به عهده داشت، لقب مستوفی الممالکی را بعد از پسر عمویش میرزا یوسف مستوفی الممالک از آن خود می دانست، ولی میرزا یوسف در زمان حیات خود لقب مستوفی الممالک را برای پسر خردسالش میرزا حسن گرفت و میرزا هدایت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ میرزا یوسف، ناصرالدین شاه میرزا هدایت الله را به کفالت امور مالیه و سرپرستی میرزا حسن منصوب کرد.

میرزا هدایت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترین آنها بود. هنگام مرگ میرزا هدایت الله در سال ۱۲۷۱ شمسی محمد ده ساله بود، ولی ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت الله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، به دو پسر دیگر او هم القابی داد، و محمد را " مصدق السلطنه " نامید. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکیش می نویسد: " چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم میرزا حسین وزیر دفتر اختلاف پیدا کرد، با میرزا فضل الله خان وکیل الملک منشی باشی ولیعهد ( مظفرالدین شاه ) ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبریز برد. در آن موقع من در حدود دوازده سال داشتم ... "

محمد خان مصدق السلطنه پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در تبریز همراه پدر خوانده اش، که بعد از جلوس مظفرالدین شاه بر تخت سلطنت به سمت منشی مخصوص شاه تعیین شده بود، به تهران آمد.

مصدق السلطنه با وجود سن کم در نخستین سالهای خدمت در مقام مستوفی گری خراسان کاملا در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را به طرف خود جلب نمود. در باره خدمات او در خراسان افضل الملک در کتاب افضل التواریخ چنین می نویسد: " میرزا محمد خان مصدق السلطنه را امروز از طرف شغل مستوفی و محاسب خراسان گویند، لیکن رتبه و حسب و نسب و استعدا و هوش و فضل و حسابدانی این طفل یک شبه ره صد ساله می رود. این جوان بقدری آداب دان و قاعده پرداز است که هیچ مزیدی بر آن متصور نیست.

گفتار و رفتار و پذیرائی و احتراماتش در حق مردم به طوری است که خود او از متانت و بزرگی خارج نمی شود، ولی بدون تزویر و ریا با کمال خفض جناح کمال ادب را درباره مردمان بجای می آورد و نهایت مرتبه انسانیت و خوش خلقی و تواضع را سرمشق خود قرار داده است".

مصدق السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولین انتخابات دوره مشروطیت نامزد وکالت شد. او به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان در اولین دوره تقنینیه انتخاب گردید؛ ولی اعتبار نامه او بدلیل این که سن او به سی سال تمام نرسیده بود رد شد.

مصدق السلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و در این مرحله به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد. مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. بعد از مراجعت به ایران مصدق السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. دکتر مصدق قریب چهارده ماه در کابینه های مختلف این سمت را حفظ می کند تا اینکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت مالیه استعفا می دهد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله مجدداً عازم اروپا می شود.

دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سویس که آنرا " وطن ثانوی " خود می خواند می نویسد: " در آنجا بودم که قرارداد وثوق الدوله بین ایران و انگلیس منعقد گردید.... تصمیم گرفتم در سویس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قلیلی هم کالا که در ایران کمیاب شده بود خریده و به ایران فرستادم؛ و بعد چنین صلاح دیدم که با پسر و دختر بزرگم که ده سال بود وطن خود را ندیده بودند به ایران بیایم و بعد از تصفیه کارهایم از ایران مهاجرت نمایم.

این بود که همان راهی که رفته بودم به قصد مراجعت به ایران حرکت نمودم..." دکتر مصدق سپس شرح مفصلی از جریان مسافرت خود از طریق قفقاز به ایران داده و از آن جمله می نویسد چون کمونیستها بر این منطقه مسلط شده بودند، به او توصیه کرده بودند که دستهایش را با دوده سیاه کند تا کسی او را سرمایه دار نداند! دکتر مصدق اضافه می کند " به دستور ژنران قنسول ایران در تفلیس اتومبیلی تهیه نمودند که با پرداخت چهل هزار مناتت مرا به پتروسکی برساند و از آنجا از طریق دریا وارد مشهد سر ( بابلسر فعلی ) شویم.

ولی چند ساعتی قبل از حرکت خبر رسید که کمونیستها دربند را تصرف کرده اند که از این طریق نیز مایوس شدم و چون ناامنی در تفلیس رو به شدت می گذاشت از همان خطی که آمده بودم به سویس مراجعت کردم."

بعد از مراجعت دکتر مصدق به سویس، مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست وزیری انتخاب شده بود، تلگرافی بعنوان مصدق السلطنه به سویس فرستاد و او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد. دکتر مصدق تصمیم گرفت از راه بنادر جنوب به ایران مراجعت کند.

در مراجعت دکتر مصدق به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس و والیگری ( استانداری ) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند و برای ایجاد امنیت و جلوگیری از تعدی قدمهای موثری برداشت.

با وقوع کودتای سید ضیا و رضا خان، دکتر مصدق تنها شخصیت سیاسی ایران بود که دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد. ولی بنا به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت تا کابینه سید ضیا پس از ۱۰۰ روز ساقط گردید.

با سقوط کابینه ضیا، وقتی قوام السلطنه به نخست وزیری رسید، دکتر مصدق را به وزارت مالیه ( دارائی ) انتخاب نمود که با قبول شرایطی همکاری خود را با دولت جدید پذیرفت.

با سقوط دوت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله وقتی از مصدق خواسته شد که با سمت والی آذربایجان با دوت همکاری کند، با این شرط که ارتشیان تحت امر او در منطقه باشند، قبول کرد. از اواخر بهمن ۱۳۰۰ با اواسط سال ۱۳۰۱ این ماموریت را پذیرفت، ولی در اواخر کار بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضا خان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد.

در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکی را بر دست وزیر مختار انگلستان ریخت.

پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با این دولت خودداری ورزید.

دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواری ملی به وکالت مردم تهران انتخاب و در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه و نخست وزیر فعلی به مقام پادشاهی رسید، او قاطعانه با این انتخاب به مخالفت برخاست. زمانیکه عمر مجلس ششم به پایان رسید و رضا شاه با دیکتاتوری مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسی را خواند، دکتر مصدق طی سالیان دراز خانه نشین شد و در اواخر سلطنت پهلوی اول که همه رجال سابق یا از بین رفته بودند و یا دست بیعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران بوسیله قوای روس و انگلیس، از سلطنت برکنار گشت و به آفریقای جنوبی تبعید گشت و دکتر مصدق به تهران برگشت.

دکتر مصدق در انتخابات شور انگیز دوره ۱۲ مجلس که پس از سقوط رضا شاه انجام شد، بار دیگر در مقام وکیل اول تهران قدم به مجلس نهاد و مورد تجلیل تمام ملت ایران قرار گرفت.

در انتخابات دوره ۱۵ مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام السلطنه ( نخست وزیر ) و شاه مانع شدند تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگلیسیها بتوانند قرارداد تحمیلی سال ۱۹۳۳ دوره رضا شاه را که بمدت ۶۰ سال حقوق ملت ایران را از نفت جنوب ضایع می ساخت، در دولت ساعد مراغه ای تنفیذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسیها تامین نشد و عمر مجلس پانزدهم سر رسید. در همین دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وی اقدام به پایه گذاری جبههً ملی ایران را نمودند ( ۱۳۲۸ ).

بر خلاف انتظار انگلیسی ها، در انتخابات مجلس ۱۶ با همه تقلبات و حمایت شاه و دربار صندوقهای ساختگی آرا تهران باطل شد و هژیر وزیر دربار دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهی از یارانش که هنوز دو سه نفری از آنها راه خیانت در پیش نگرفته بودند، بمجلس راه یافتند؛ که در همین مجلس پس از کشته شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت جنوب به رهبری دکتر مصدق تصویب شد و اندکی بعد در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید تا قانون ملی شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد.

در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ دکتر مصدق با تکیه به رای اعتماد اکثر نمایندگان مجلس به نخست وزیری رسید. نخستین اقدام دکتر مصدق پس از معرفی کابینه، اجرای طرح ملی شدن صنعت نفت بود.

بدنبال شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح شکایت مزبور در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در بازگشت به ایران سفری نیز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.

انتخابات دروه هفدهم مجلس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار بجایی رسید که پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه های باقی مانده را صادر کرد.

دکتر مصدق برا ی جلوگیری از کارشکنیهای ارتش درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. که این درخواست از طرف شاه رد شد. به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ در مقام نخست وزیری استعفا میکند.

یکروز بعد، مجلس قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب کرد و قوام السلطنه با صدور بیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود.

مردم ایران که از برکناری دکتر مصدق شدیدا خشمگین بودند، در پی چهار روز تظاهرات و قیامهای پیوسته در حمایت از دکتر مصدق، موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند، و در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگر به مقام نخست وزیری ایران رسید.

در روز ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عده ای از روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش تصمیم به اجرای طرح توطئه ای بر علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقشه از این قرار بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است ( برای اطلاعات بیشتر لطفا به کتاب " خاطرات و تالمات دکتر مصدق" بقلم خود ایشان مراجعه کنید).

ارازل و اوباش نوکر دربار هم به بهانه جلوگیری از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وی را بقتل برسانند. ولی از آنجائیکه مصدق از نقشه اطلاع یافت توانست جان سالم بدر برد و توطئه با شکست روبرو گشت.

سرتیپ افشار طوس رئیس وفادار شهربانی دکتر مصدق، بوسیله عمال دربار و افسران اخراجی به طرز وحشیانه ای بقتل رسید.

بعلت اختلافات شدید مجلس با دولت دکتر مصدق، و بدنبال استعفای بسیاری از نمایندگان مجلس ،دولت اقدام به برگذاری همه پرسی در سطح کشور نمود تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه پرسی که البته به خاطر همزمان نبودن زمان انتخابات در تهران و شهرستانها، و همچنین جدا بودن محل صندوقهای مخالفان و موافقان انحلال مجلس مورد انتقاد بسیاری از منتقدان قرار گرفت؛ در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای مثبت دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ راسما انحلال یافت.

در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه ای که سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق کشیده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر نمود و رئیس گارد سلطنتی خویش، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی تحویل دهد. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده ای از وزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری با یک حرکت غافلگیر کننده رئیس گارد سلطنتی و نیروهایش را خلع سلاح و بازداشت نمودند و نقشه کودتای ۲۵ مرداد به شکست انجامید.

در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولتین آمریکا و انگلیس با اجرای نقشه دقیقتری دست به کودتای دیگری علیه دولت ملی دکتر مصدق زدند که اینبار باعث سقوط دلت مصدق گشت. در این روز سازمان سیا با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابانها کشانید. بدلیل خیانت رئیس شهربانی و بی توجهی رئیس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین گارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند.

ولی دکتر مصدق موفق شد به همراه یاران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسایه پناه ببرد. در این کودتا گروهی از یاران سابق دکتر مصدق نیز به بهانه مخالفت با مصدق با اجانب همکاری نمودند! همچنین شایان ذکر است که اعضای حزب کمونیست توده که در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد به بهانه هواداری از دکتر مصدق دست به اغتشاشات می زدند، در روز ۲۸ مرداد هیچ عملی بر ضد کودتای آمریکائیان انجام ندادند.

در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری ژنرال زاهدی تسلیم کردند.

در دادگاهی نظامی، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتای ۲۵ و ۲۸ مرداد چهره کود.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 2 1 2